Archive for the 'فرهنگ' Category

انتخابات انتصابی در جمهوری اسلامی ایران

Sunday, May 17th, 2009

electionInIran.jpg

انتخابات انتصابی در ایران

(بررسی قانون انتخابات و نتیجه آن به زبان ساده)

نوشته: دکتر علی طالبی نژاد

15بهمن 1386

در این روزها بحث انتخابات، رد صلاحیت کاندیداها، تحریم یا شرکت در انتخابات و غیره بسیار گرم است. بنابر این فرصت خوبی است که با زبانی ساده و مختصر به بررسی جنبه های قانونی و عملی انتخابات و انتصابات در ایران پرداخت. ما این کار را ابتدا با نقل مستقیم اصولی از قانون اساسی جمبوری اسلامی ایران در رابطه با انتخابات و انتصابات شروع کرده و در پایان به جمع بندی و نتیجه گیری آنها می پردازیم.

اصل 91 قانون اساسی (انتصاب شورای نگهبان توسط ولایت فقیه):

به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی، از نظرعـدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می شود:

۱ـ  شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است.

۲ـ  شش نفر حقوقدان ، در رشته های مختلف حقوقی ، از میان حقوقدانان مسلمانی که به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرفی می شوند و با رای مجلس انتخاب می گردند.

توجه: شش نفر فقها، توسط  ولی فقیه مستقیما انتخاب می شوند. شش نفر دیگر که حقوقدانان شرعی می باشند توسط  رئیس قوه قضاییه که خود منصوب ولی فقیه می باشد، بصورت گروهی انتصاب و به مجلس معرفی میشوند و مجلس شش نفر از بین این منتصبین را انتخاب می کند و به عضویت شورای نگهبان در می آورد. به عبارت دیگر نیمی از شورای نگهبان 12 نفری مستقیمأ توسط ولی فقیه منصوب شده و نیمه دیگر نیز عملآ مورد تأیید ولی فقیه هستند.

اصل 93 قانون اساسی (برتری شورای نگهبان بر مجلس):

مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان، اعتبار قانونی ندارد  مگر در مورد تصویب اعتبارنامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقـوقـدان اعضای شورای نگهبان.

اصل 94 قانون اساسی (بی ارزشی مصوبات مجلس در صورت عدم تأیید شورای نگهبان):

کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود. شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ظرف ده روز از تاریخ وصول از نظر انطباق بر موازین اسلام و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد. و چنانچه آن را مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس باز گرداند. در غیر این صورت مصوبه قابل اجرا است.

اصل 96 قانون اساسی (قدرت مطلقه شورای نگهبان برای رد مصوبا ت مجلس):

“تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثریت همه اعضای شورای نگهبان است.”

اصل 97 قانون اساسی (حضور و اظهار نظر شورای نگهبان در مجلس):

“اعضای شورای نگهبان به منظور تسریع در کار می‌توانند هنگام مذاکره درباره لایحه یا طرح قانونی در مجلس حاضر شوند و مذاکرات را استماع کنند. اما وقتی طرح یا لایحه‏ای فوری در دستور کار مجلس قرار گیرد، اعضای شورای نگهبان باید در مجلس حاضر شوند و نظر خود را اظهار نمایند.”

اصل 98 قانون اساسی (قدرت مطلقه شورای نگهبان برای تفسیر قانون اساسی):

“تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام می‌شود.”

اصل 99 قانون اساسی (نظارت مطلقه شورای نگهبان بر انتخابات):

«شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عـمومی و همه پرسی را بر عهـده دارد.»

توجه: نظارت استصوابی، به شورای نگهبان امکان می دهد تا بدون نياز به ارائه مدارک يا دادن هرگونه توضيحی، صلاحيت داوطلبان و حتی نتايج انتخابات را تاييد يا رد کند. شورای نگهبان چند سالی است که با توسعه سازمان خود، دفاتری در شهرهای مختلف داير کرده و به گفته برخی منتقدان، به جمع آوری اطلاعات و تحقيق درباره افرادی که ممکن است داوطلب شرکت در انتخابات گوناگون شوند می پردازد. شورای نگهبان اين کار را در راستای “احراز التزام عملی افراد به اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسی و جمهوری اسلامی” معرفی کرده و حق قانونی خود می داند.

اصل 110 قانون اساسی (اختیارات مطلقه ولایت فقیه):

ولایت فقیه اختیارات ویژه  ای از جمله: تعیین سیاستهای کلی نظام ، صدور احکام حکومتی ، انتصاب رئیس قوه قضائیه و صدا و سیما ، عزل و نصب سران نظامی و انتظامی و سپاه، فرمان همه پرسی،را دارد.

اصل 112 قانون اساسی ( مجمع تشخیص مصلحت نظام، منتصب رهبر):

“مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصحلت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آنان ارجاع می‌دهد و سایر وظایفی که در این قانون ذکر شده است به دستور رهبری تشکیل می‌شود. اعضاء ثابت و متغیر این مجمع را مقام رهبری تعیین می‌نماید. مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضاء تهیه و تصویب و به تأیید مقام رهبری خواهد رسید.

اصل 57  قانون اساسی (نظارت منحصرانه ولی فقیه بر قوای سه گانه):

قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوهء مقننه، قوهء مجريه و قوهء قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.”

اصل 177 قانون اساسی (روند بازنگری در قانون اساسی)

“بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در موارد ضروری به ترتیب زیر انجام می‌گیرد. مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رییس جمهور موارد اصلاح یا تتمیم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی با ترکیب زیر پیشنهاد می‌نماید:

اعضای شورای نگهبان (منتصبین رهبر

روسای قوای سه گانه (منتصبین رهبر

اعضای ثابت مجمع تشخیص مصلحت نظام (منتصبین رهبر

پنج نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری (منتخبین رهبر

ده نفر به انتخاب مقام رهبری (منتصبین رهبر

سه نفر از هیأت وزیران،

سه نفر از قوه قضاییه،

ده نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی،

سه نفر از دانشگاهیان.

شیوه کار و کیفیت انتخاب و شرایط آن را قانون معین می‌کند. مصوبات شورا پس از تأیید و امضای مقام رهبری باید از طریق مراجعه به آراء عمومی به تصویب اکثریت مطلق شرکت‏کنندگان در همه‏پرسی برسد. رعایت ذیل اصل پنجاه و نهم در مورد همه‏پرسی “بازنگری در قانون اساسی” لازم نیست. محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و پایه‏های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است.”

شورای اجرایی انتخابات:

شورای اجرایی انتخابات در هر شهر و بخشی به ریاست فرماندار یا بخشدار تشکیل شده  و به رد یا تأیید داوطلبان انتخابات میپردازد.

توجه: بخشدار را فرماندار، فرماندار را استاندار، استاندار را وزیر کشور و وزیر کشور را رییس جمهور منتصب میکند. بنابر این مردم هیچگونه نقش قانونی یا عملی در انتخاب اعضا و رئیس شورای اجرایی را ندارند. اما حتی اگر داوطلبی توسط شورای اجرایی (زیر نظر فرماندار دولتی) تایید شود، هنوز شورای نظارت (زیر نظر شورای نگهبان) میتواند صلاحیت این داوطلب را رد کند!

بطور خلاصه طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کسانی که حق انتخاب شدن برای مجلس، خبرگان و حتی ریاست جمهوری را دارند، عملآ از طریق نظارت استصوابی شورای اجرایی (زیر نظر فرماندار) و شورای نظارت (زیر نظر شورای نگهبان منتصب ولایت فقیه) از پیش کاملأ تصویه شده اند. در نهایت نیز پس از ورود نمایندگان به مجلس، شورای نگهبان میتواند بر اساس  تفسيرخود از قانون اساسی و احکام اسلام به رد یا تأیید مصوبات مجلس بپردازد (اصول 96، 97 و 98 قانون اساسی). حتی اگر مجلس به رد مصوبات خود توسط شورای نگهبان اعتراض کند، طبق اصل 112 مرجع رسیدگی به چنین رفع اختلافی، مجمع تشخیص مصلحت نظام میباشد که تمامی اعضای آن منتصبین رهبرند.

با توجه به این واقعیات که بطور واضح در قانون اساسی جمهوری ایران منعکس شده است، حتی اگردر بهترین شرایط  فرض کنیم که هیچگونه تقلبی در انتخابات صورت نگیرد و افراد صادق و آگاه و مستقلی نیز وارد مجلس شوند، جواب سئوالاتی نظیر:

- آیا این افراد میتوانند نماینده واقعی مردم باشند و خواسته های اصولی آنان را به اجرا برسانند یا نه؟

- آیا شرکت در انتخابات در شرایط کنونی معنایی دارد یا نه؟

 بسیار واضح است.

مسائل مطرح شده فوق فلسفی و نظری نمی باشند بلکه مردم مکررأ در دوره های اخیر شاهد آن بوده اند. برای مثال وقتی بعضی از نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به رد مصوبه مجلس در مورد “قانون اصلاح مطبوعات“  توسط شورای نگهبان متحصن شدند، ولی فقیه (علی خامنه ای) وارد عمل شد و نمایندگان مجبور شدند به تحصن خود پایان دهند و نتوانند مصوبه خود را اجرایی کنند.

جای ذکر است که کروبی (رئیس مجلس ششم) که در حال حاضر از او به عنوان یکی از رهبران اصلاح طلبان ذکر میشود، مکررأ تحسن نمایندگان مجلس ششم را “”کاری غلط” یا “اشتباه” قلمداد کرده است. همچنین جالب است که بدانیم،  ابوالفضل شکوری، نماينده مجلس ششم که برای انتخابات اخیر رد صلاحیت شده بود، پس از تکذیب حضور خود در تحصن معروف مجلس ششم، تاييد شد!

در نتیجه با قبول این واقعیت تلخ که در سیستم فعلی حکومتی ایران، جایی برای انتخابات واقعی و آزاد وجود ندارد،  ممکن است به نظر برسد که راه حل، انجام یک همه پرسی (رفراندم) برای تغییر قانون اساسی و خروج از بن بست کنونی باشد. اما طبق اصل 110 فقط رهبر(ولایت فقیه) میتواند فرمان همه پرسی دهد. حال اگر فرض کنیم که در شرایطی استثنایی رهبر نیز فرمان همه پرسی دهد، مسئله حل نخواهد شد! زیرا طبق اصل 177، فقط شورای بازنگری قانون اساسی که اکثریت قریب به اتفاق آنان منتصبین رهبری هستند، میتواند تغییرات محدودی در قانون اساسی را تعیین و تصویب کنند تا بعد از از تأیید رهبری به همه پرسی گذاشته شود.

در پایان باید این حقیقت را پذیرفت که بر اساس قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران، فقط با فرمان رهبر (ولی فقیه)، انتخابات واقعی و آزاد میتواند در ایران صورت بگیرد و بس!

ولی آیا شواهد تاریخی نشانه ای از چنین تحولی دارد یا نه؟

با توجه به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی ایران، پاسخ دادن به چنین سوالی نباید مشکل باشد.

اطلاعات بیشتر:

نقش رئیس جمهور از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (وبلاگ شیرین)

رد  صلاحیت گسترده داوطلبان انتخابات مجلس در فسا (1386)

قانون اساسی ایران (حقوق دانان)

قانون اساسی ایران (ویکی پدیا)

(توجه: شباهتی در کار نیست! ( کاریکاتوری از کینو

Tuesday, May 12th, 2009

quinoAhmadinejadTrips.jpg

توجه: شباهتی در کار نیست!

نوشته: گله داری

 23 اردیبهشت 1388

 

هرگونه ارتباط این کاریکاتور با رئیس جمهور محبوب و مردمی ایران شدیدا تکذیب می‌شود.

شباهت ها اتفاقی بوده و ناشی از ذهن بیمار و گرایشات صهیونیستی شماست!

 

{برای دیدن تصویر بزرگ این کاریکاتور روی آن کلیک کنید!}

 

برگرفته از کتاب “مردم چه‌قدر بدند” اثر کینو، کاریکاتوریست آرژانتینی -۱۹۹۶

(“Que Mala Es La Gente/ How Bad People Are” by Quino)

 

اطلاعات بیشتر:

Quino  (Wikipedia)

Que Mala Es La Gente/ How Bad People Are (Amazon)

یک مادر سرسخت

Sunday, April 19th, 2009

amyPalmieroRun.jpg oneToughMama.jpg

یک مادر سرسخت

(داستان یک دونده رکورد دار ماراتن، که پای چپش را ازدست داد اما نه قدرت، روحیه و سرعتش را!)

نویسنده: سارا باتلر

مترجم: مهرسا

وقتی ایمی پالمیرو- وینترز برای آخرین بار در مسابقه دو ماراتن بستن سال 1993 دوید، جوان 20 ساله بی خیالی بود. در آن زمان  در حالیکه او به آسانی سخت ترین سربالایی ماراتن بستن را پشت سر میگذاشت، از خود می پرسید که چرا سایر دوندگان آنرا سخت میدانستند؟ در مقایسه با تمرینات دویی که در میان تپه های زادگاهش، میدویل پنسیلوانیا واقع در90 مایلی شمال پیتسبرگ، داشت، دویدن در سربالایی نیوتن در بستن که مشکل ترین قسمت مسیرمسابقه است، کارساده ای بود اما حدس نمی زد که رکورد 3  ساعت و 16 دقیقه ای آنروزش به مدت 13 سال بهترین رکورد باقی بماند.  

آوریل امسال، پالمیرو- وینترز34 ساله، با رکورد 3:04 جدیدش در شیکاگو و با آمادگی بیشتر برای مقابله با سر بالایی ها، به بستن بازگشت. اکنون او  مادر مجردی با دو بچه،  جوشکاری با 50 ساعت کار در هفته و … البته فراموش کردم که بگویم یک معلول (بدون پای چپ از ناحیه زانو به پایین) است. در سال 1994 ماشینی در جلوی موتور سیکلت او  ظاهر شد و پای چپ او خرد کرد. در مدت دو ماهی که او در بیمارستان بستری بود، پزشکان سعی در ترمیم پای له شده او کردند ولی به او گفته شد که دیگر هرگز قادر به دویدن نخواهد بود.

 پالمیرو- وینترز در حالی به زادگاهش بازگشت که چندین استخوان پایش را از دست داده بود و قوزک پایش به سختی کار می کرد. او می گوید: ” شماره پای من 7.5  بود اما بعد از تصادف 4.5 شد و  هر روز ضعیف تر و خمیده ترشد. کفش های معمولی اندازه پایم نبودند.” بنابراین او کفش ورزشی کوچکی خرید و ماراتن 1995کلمبوس را بدون آمادگی و تمرین قبلی  با زمان 4:03  به پایان رساند.

در طول 2 سال و پس از 25 جراحی، پایش را از 3 اینچ زیر زانو قطع کردند. یکی از دوستان او، الن پپیسلی، می گوید: “چند روز قبل از قطع پایش از او در مورد حالش پرسیدم زیرا نگران اوضاع روحی او بودم. او مستقیم  به چشمانم نگاه کرد و گفت:” “الن، در مقابل مشکلاتی که مردم دارند، این اتفاق مثل از دست دادن یک ناخن شکسته است.”

شاید او از ابتدا انسانی قدرتمند به دنیا آمده بود: پالمیرو- وینترز سه ماه زود تر از موعد و با وزن کم 2 پوند و 11 انس بدنیا آمد و وقتی فقط 4 پوندی به خانه فرستاده شد زیرا به دسنگاه نگه داریش در بیمارستان لگد میزد. شاید تمام اینها به خاطر بزرگ شدن در خانواده ای سرسخت باشد. ( لری، پدر ایمی به دخترش که بعد از تصادف در بیمارستان بستری بود گفت که او به قرص مسکن نیازی ندارد.) شاید چنین روحیه ای  به خاطر دویدن در مقابل بادهای شدید پنسیلوانیای غربی در او به وجود آمده است. اما دلیل آن هر چه هست، یکدندگی با شخصیت او جوش خورده و کوتاه آمدن در مقابل درد جز برنامه او نیست.

پالمیرو- وینترز چندین پای مصنوعی را امتحان کرده بود تا در سال 2004 پایی را پیدا کرد که توانست با آن بدود. آن پای مصنوعی برای پیاده روی ساخته شده بود و اندازه کاملاً مناسبی نداشت. در نتیجه باعث شد که در محل اتصال آن پایش تاولهای زیادی بزند وانجام تمرینات معمولی را برایش غیر ممکن سازد. اما  او با آن رقابت دو بین المللی اسور 2005 (نیمه ماراتن معلولان پا)، با زمان 1:57 به پایان رساند.

در سال 2006، پالمیرو- وینترز با شرکت “اعضای مصنوعی پیشرو” (A_Step_Ahead_Prosthetics) که کار اختصاصی آن ساخت پای مصنوعی برای معلولین فعال است، تماس گرفت. او با یک پای مصنوعی مناسب، تمرینات مداوم خود را شروع کرد و با زمان 3:26 دقیقه ای در کیلیولند، رکورد قبلی زنان معلول زیر زانو را که 3:52 دقیقه بود، شکست. سپس در اکتبر گذشته  با زمان 3:04 دقیقه در شیکاگو دوید. او می گوید: ” بسیار هیجان زده شده بودم. فرصتی یافتم که دوباره ورزشکاری که میدانستم میتوانم باشم، شوم. ” هدف بعدی او شکست رکورد 3 ساعته ماراتن بستن و هدف بلند مدت او زمان 2:47 دقیقه برای برگزیده شدن در رقابت های المپیک است.

بزرگترین سرمایه او، به گفته دکترش (اریک شفر)، اراده فکری اوست.  پالمیرو- وینترز بر این باور است که می توان بسیاری از چیزها را با طرز فکر کنترل کرد. او امیدوار است که افراد با دیدن دویدن او افکار نادرستشان را از ذهن بزدایند. او می گوید: ” بله اتفاق نا گوار می افتد اما مهم طرز برخورد شما با آن است. پای از دست رفته من هرگز بر نمی گردد اما غصه خوردن هیچ چیزی را عوض نمی کند و من باید این واقعیت را درک کرده و با آن کنار بیایم. به من نعمتی داده شده و من احساس می کنم باید به بدنیا نشان دهم که با آن چه میتوانم بکنم.

منبع اصلی:

One Tough Mama, by Sarah Lorge Butler, Runners World, May 2007, Page 22-26

 منابعی برای اطلاعات بیشتر:

Amy Palmiero-Winters Official Site

Life Has No Limits for Amy Winters, Triathlon Champion

بگذر از نی”: شعر طنزی از هادی خرسندی”

Tuesday, March 24th, 2009

poemNeyKhorsandi.jpg

بگذر از نی

سراینده:  هادی خرسندی

با سپاس از: فرناز و مهرسا

4 فروردین 1388

بگذر از نی، من حکایت می کنم                                   وز  جدائی ها   شکایت می کنم

ناله های نی، از آن نی زن است                                  ناله های من، همه مال من است

شرحه شرحه سینه می خواهی اگر                           من  خودم  دارم،  مرو  جای   دگر

این منم که رشته هایم پنبه شد                                         جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد

چند  ساعت، ساعتم   افتاد  عقب                                  پاک قاطی شد سحر با نیمه شب

یک  شبه  انگار بگرفتم  مرض                                   صبح فردایش، زبانم شد عوض

آن   سلام   نازنینم   شد “هِلو”                                     وآنچه گندم کاشتم، رویید جو

پای تا سر شد وجودم “فوت” و “هِد”                 آب   من “واتر”   شد  و  نانم ” بـــِر ِد

وایِ   من!  حتا   پنیرم   ” چیز ” شد                         است و هستم ، ناگهانی ” ایز” شد

من که  با آن لهجه و آن  فارسی                                   آنچنان خو کرده بودم سال  سی

من که بودم آن همه حاضر جواب                              من که  بودم  نکته ها را فوتِ آب

من که با شیرین زبانی های خویش                          کار خود در هر کجا  بردم  به پیش

آخر عمری، چو طفلی تازه سال                                  از  سخن  افتاده  بودم  لال  لال

کـَم کَـمَک، گاهی ” هِلو” گاهی ” پــِلیز”                  نطق کردم  خرده خرده،  ریز  ریز

در گرامر همچنان سر در گمم                                       مثل   شاگرد     کلاس   دومم

گاه ” گود مورنینگِ” من ، جای سلام                       از  سحر  تا  نیمه  شب، دارد  دوام

با در  و  همسایه  هنگام  سخن                                     لرزه می افتد  به سر تا پای من

می کنم  با یک دو تن اهل  محل                                 گاهگاهی یک “هلو” رد و بدل

گر  هوا  خوبست  یا   اینکه  بد است                      گفتگو در باره اش صد در صد است

جز  هوا، هر گفتگوئی  نابجاست                            این جماعت، حرفشان روی هواست

بگذر  از  نی، من حکایت  می کنم                            و ز  جدائی  ها   شکایت   می کنم

نی  کجا  این  نکته  ها  آموخته                                     نی  کجا  داند  نیستان   سوخته

نی کجا از فتنه های غرب و شرق                              داغ بر دل دارد و تیشه به    فرق

بشنو  از من،  بهترین   راوی   منم                          راست خواهی، هم نی و هم نی زنم

سوختند  آن ها   نیستان   مرا                                         زیر  و  رو  کردند ایران مرا

کاش می ماندم در آن محنت سرا                                 تا     بسوزانند  در  آتش     مرا

تا   بسوزانندم   و   خاکسترم                                          درهم  آمیزد به خاک کشورم

دیدی آخر  هرچه  رشتم پنبه شد                               جمعه  هایم  ناگهان  یکشنبه شد!!!

اطلاعات بیشتر:

بحران آلودگی زبان فارسی (شیرین بلاگ)

پارسی سره (فارسی بدون واژگان بیگانه) (شیرین بلاگ)

آرشیو شعر شیرین (شیرین بلاگ)

وب سایت هادی خرسندی

هادی خرسندی (ویکی پدیا)

مسابقه فرهنگی-هنری 6 شیرین: “سفره نوروزی” (سفره هفت سین)

Tuesday, March 17th, 2009

haftsinTraditional.jpg

مسابقه فرهنگی-هنری 6 شیرین:

سفره نوروزی (سفره هفت سین)

2 جایزه: ویدئو پلیر و موسیقی پلیر

مهلت: 15 فروردین 1388

یکی از رسم های زیبای سال نو چیدن سفره نوروز (سفره هفت سین) است که خانواده های ایرانی با تزیین آن به استقبال نوروز میروند. همانگونه که دکتر محمدعلی دادخواه در کتاب خود به نام  نوروز و فلسفه هفت سین توضیح میدهد، هر یک از اشیای تشکیل دهنده سفره هفت سین نمودی از ارزش های قابل تقدیر فرهنگ ایرانی میباشند. بنابراین، حفظ مراسم نوروز به ویژه سفره هفت سین نه تنها به معنای احترام به فرهنگ های پسندیده ایرانی خواهد بود بلکه به ترویج ارزش های آن نیز کمک خواهد کرد.

اگر در درست کردن سبزه نوروزی مشکلی دارید، پیوند چگونه سبزه نوروزی درست کنیم؟  مراحل ساده رشد دادن سبزه نوروزی را به شما نشان میدهد. همچنین با استفاده از رهنمودهای ارائه شده در چگونه از”ماهی قرمز”نگهداری کنیم؟ میتوانید به سفره نوروزی خود حیات پرشور و طولانی تری ببخشید.

این مسابقه برای تشویق و برجسته تر کردن این نمود کهن از فرهنگ ایرانی برگزار میشود که با شرکت در آن نه تنها به گسترش ارزش های خوب انسانی و فرهنگ ایرانی کمک میکنید بلکه  به راحتی میتوانید شانس بردن دو جایزه را نیز بدست آورید.

برای شرکت در این مسابقه باید:

1. عکسی از سفره نوروزی خود بگیرید که نوشته زیر در کنار آن باشد:

“مسابقه فرهنگی-هنری 6 شیرین”

سفره هفت سین 1388

توجه داشته باشید که اگر عکس شما دارای نوشته فوق نباشد، در مسابقه شرکت داده نمیشوید! همچنین نوشته فوق باید بطور واقعی در عکس باشد و عکسهایی که با استفاده از نرم افزارهایی نظیر فوتوشاپ، نوشته فوق در آن جا سازی شده باشد، تقلبی محسوب شده و در مسابقه شرکت داده نمیشوند!

2. عکس سفره هفت سین خود را همرا با:

نام، نام خانوادگی، و نام شهر محل سکونت

حداکثر تا 15 فروردین 1388 در ایمیلی تحت عنوان:

Shirin Art-Culture Contest No. 6 (Sofre HaftSin)

به Shirin.Contest@gmail.com بفرستید.

اسامی برندگان این مسابقه حد اکثر تا پایان فروردین 1388 اعلام خواهد شد!

از بین کسانی که عکس و مشخصات لازم را در مهلت مقرر بفرستند، دو نفر جایزه دریافت خواهند کرد. جایزه اول ( ویدئو پلیر) به دارنده سفره هفت سین برتر یعنی به کسی که سفره نوروزی  او به عنوان بهترین سفره هفت سین انتخاب شود تعلق خواهد گرفت. جایزه دوم (موسیقی پلیر) با قرعه کشی از میان تمامی شرکت کنندگان در این مسابقه انتخاب خواهد شد. بنابراین حتی اگر فکر میکنید سفره شما مقام اول را کسب نمیکند، باز هم در این مسابقه شرکت کنید زیرا ممکن است به قید قرعه برنده شوید! اما در عین حال سعی کنید که هنرتان را در تزئین سفره هفت سین خود نشان دهید تا بتوانید با ارائه سفره نوروزی زیبایی شانس خود را برای برنده شدن افزایش دهید!

 nextarMA715.jpg

جایزه اول:

یک دستگاه ویدئو و MP3  پلیر جیبی  Nextar مدل MA715

 که دارای ویژه گی های زیر میباشد:

قابلیت پخش ویدئو  MPG/AVI/ WMV و عکس JPEG/BMP،

پخش حدود 64 ساعت صدای MWA یا 32 ساعت صدای MP3

 (حدود 1000 موسیقی MWA یا  500 موسیقی MP3

گیرنده رادیویی دیجیتال FM،

قابلیت ضبط صدا با میکروفن سرخود،

صفحه نمایش رنگی 4 سانتی با 19EQ،

باطری Li قابل شارژ داخلی با توانایی:

 پخش 15 ساعت صدا، 8.5 ساعت ویدئو و یا 9 ساعت ضبط صدا،

وسیله ای برای انتقال حدود 2GB فایل کامپیوتری،

بسیار سبک (40 گرم) و کوچک 7.5×4x1.4cm)

تجهیزات کامل: نرم افزار، راهنما، گوشی، سیم USB2.O

nextarMA566-106.jpg 

جایزه دوم:

یک دستگاه MP3 پلیر  Nextar مدل MA566-106

 که دارای ویژه گی های زیر میباشد:

پخش حدود 32 ساعت صدای MWA یا 16 ساعت صدای MP3

 (حدود 500 موسیقی MWA یا  250 موسیقی MP3)

قابلیت ضبط صدا با میکروفن سرخود،

صفحه نمایش دیجیتالی با 6EQ،

12 ساعت پخش صدا با یک باطری کوچک AAA،

وسیله ای برای انتقال فوری حدود 1GB فایل کامپیوتری مستقیمأ با USB،

بسیار سبک (30 گرم) و کوچک 8.5×3x2.5cm)

تجهیزات کامل: نرم افزار، راهنما، باطری، گوشی، سیم USB2.O

اطلاعات بیشتر:

برنده مسابقه “سبزه نوروزی 1387 ″ شیرین (وبلاگ شیرین)

چگونه سبزه نوروزی درست کنیم؟ (چنچنه)

نگهداری از ماهی قرمز! (پرژین کاردز)

چگونه از”ماهی قرمز”نگهداری کنیم؟  (ایران بلاگ)

نوروز در تقویم سازمان ملل متحد (وبلاگ شیرین)

معرفی کتاب: نوروز و فلسفه هفت سین (وبلاگ شیرین)

نوروز (ویکی پدیا)

هفت سین (ویکی پدیا)

“اشتباه یا عمد مستند تلویزیونی “کره زمین” در باره “خلیج فارس

Tuesday, March 10th, 2009

khalijFars3.JPG

اشتباه یا عمد مستند تلویزیونی “کره زمین در بارهخلیج فارس

نوشته: فرناز مبین

ترجمه: ابوطالب نکوییان

ویرایش: مینا جعفرپور

17 اسفند 1387

ساعت 8:30 دیشب (4 ژانویه 2009) مشغول دیدن یکی از سری مجموعه های تلویزیونی مستند شبکه دیسکاوری به نام کره زمین  (Planet_Earth)بودم، که با کمال تعجب، آنها نام اشتباهی را برای “خلیج فارس“، هنگام معرفی صحرای بحرین بکار بردند! بسیار جای تاسف است که آنها در چنین مستند جالبی، یک چنین اشتباه غیر قابل قبولی بکنند. با توجه به اینکه خیلی سخت است که باور کنیم یک چنین اشتباهی سهوی انجام شده، بنابراین میخواهم از ایرانیان متعهد تقاضا کنم تا برای شبکه دیسکاوری ایمیلی بنویسند و آنها را از این اشتباه مطلع سازند.

نویسنده برنامه مستند “کره زمین، یک بریتانیایی به نام آلاستر فوترجیل

(Alastair_Fothergill)  است. من سعی کردم تا از طریق اینترنت ایمیلش را پیدا کنم، تا با او تماس بگیرم اما موفق نشدم. اگر ایمیلش را پیدا کردید لطفا آنرا با گذاشتن یک نظر در آخر این مقاله به دیگران اطلاع دهید.

روش  اعتراض به  شبکه دیسکاوری:

1. بر روی پیوند (لینک) زیر کلیک کنید:

http://extweb.discovery.com/viewerrelations

2. قسمت “Network/Program_Related” را برای “Question_Regarding” انتخاب کنید.

3. در صفحه دوم، “ Discovery_Channel_HD” را برای “Network” انتخاب کنید.

4. در صفحه سوم، ” Planet_Earth” را برای “Program/Show” انتخاب کنید.

5. در صفحه چهارم، “Primetime_6:00_pm-2:00­_am” را برای “Program_Time” انتخاب کنید.

6. گلایه قوی خود را به زبان انگلیسی تایپ کنید.

7.  دکمه “SUBMIT”  را فشار دهید.

این کار خیلی آسان است، آن را به تاخیر نیندازید!

لطفا با فرستادن آدرس این مقاله به مجموعه ایمیلتان، دوستان خود را مطلع کنید:

http://shirin.mit.edu/blog/?p=951

سپاسگزارم.

مرجع:

Planet Earth Documentary Fiasco regarding “Persian Gulf”

اطلاعات بیشتر:

Khalij-e-Fars (Persian Gulf)

 

Review of Iran Revolution مروری بر انقلاب ایران

Tuesday, February 10th, 2009

majlesMkoLogo.jpg

مروری بر انقلاب  ایران: از خمینی تا احمدی نژاد

(با استفاده از لینکهای معتبر اینترنتی)

22 بهمن 1387 (10 فوریه 2009) 30 امین سالروز انقلاب در ایران است. در این رابطه، بویژه با توجه به تحولات مهم جاری، بسیاری از وسایل ارتباط جمعی داخلی و خارجی و همچنین سایت های اینترنتی به بحث، تحلیل و گزارشگری خود را در مورد آن انقلاب پرداخته اند. با توجه به فراوان بودن این مطالب، ارزیابی و گزینش تعدادی با ارزشی از آنها کاری نبود که یکی دو نفری بتوانند آنرا بخوبی انجام دهند اما  با یک مشارکت گروهی توانستیم  دستآورد خوبی داشته باشیم که این مجموعه اولین نتیجه آن میباشد.

شروع انقلاب:

قولهای خمینی (قبل از انقلاب)

سخنان خمینی در مورد آزادی،  حقوق ملت و دموکراسی

عمل خمینی (اعدام جمعی زندانیان سیاسی در 1367)

و تلاش در تخریب گورستان آنها (خاوران) در زمان احمدی نژاد

NPR Photo Gallery of Iranian Revolution گالری عکسهای انقلاب

گاه شمار انقلاب

نقد اسماعیل خویی از انقلاب

iranRevolutionUniversity.jpg

پیش زمینه های انقلاب:

انقلاب ایران؛ ریشه‌ها و پیش زمینه‌ها

انقلاب 57؛ شاه يک سو، ديگران يک سو (نوشته: مریم رستگار)

نگاه نويسنده: شاه انقلاب ما بود (نوشته:  قاضی ربیحاوی)

مطبوعات و روزنامه نگاران در انقلاب

رسانه های ارتباطی در انقلاب: از مسجد تا راديو (نوشته: آذر امیری)

انقلاب: توطئه خارجی يا عوامل داخلی؟ (نوشته: مریم رستگار)

تبعيد يک مرجع تقليد، بازگشت يک رهبر (نوشته: علی اصغر رمضانپور)

انقلاب ایران: در کش و قوس سنت و تجدد

انقلاب ۵۷: پیش‌زمینه‌ها و انحراف از اهداف (فریدون زرنگار)

اتحاد شوروی و انقلاب ایران (نوشته: احمد زیدآبادی)

دولت جیمی كارتر و انقلاب ایران (احمد زیدآبادی)

“خمینی به من اعتماد کرد” (پتر شول‌لاتور روزنامه‌نگار نامی آلمانی)

گزارش فایننشال تایمز لندن در باره انقلاب

خاطرات انقلاب: محسن سازگارا

evinPrison.jpg

30 سال پس از انقلاب:

ایران - چالشجو و پر از تردید (اکونومیست: 7 فوریه 2009)

US TV Interview with  Shirin Ebadi on Threats to Iranian Rights

(Democracy Now! Wed., Feb. 4, 2008)

Anatomy of a staged protest (NPR, Audio)

۳۰ سال دشمنی، دوستی، دشمنی،

انقلابهای جهان: چگونه سی ساله شدند؟  (فریدون خاوند)

سی سال پس از انقلاب، گروگان پیشین آمریکایی چه می‌گوید؟

یک روز پولدار، یک روز بی پول (نوشته: کاوه امیدوار)

ایران از نظر اثر منفی بر جهان مقام اول را داراست

 

Iran Changed 30 Years After Revolution  (NPR)

Iran, 30 Years after The Revolution (NPR: by Steve Inskeep)

In Iran, Young and Old Face Economic Struggle (NPR)

iranRevolutionWomanHandInHand.jpg

زنان، دانشجویان و کودکان:

حرف های احمدی نژاد (قبل از انتخاب شدن)

ویدئو خشونت پلیس ایران در زمان احمدی نژاد علیه “بد حجابی”

افشای تجاوز رئیس حراست دانشگاه زنجان

سخنان دانشجوی دانشگاه شیراز در حضور لاریجانی در این دانشگاه

سهم زنان: پیش از انقلاب، پس از انقلاب (سودابه جوادی)

Despite Odds, Women’s Movement Persists In Iran

(NPR, Feb. 1, 2009 by Jacki Lyden and Davar Iran Ardalan)

وضعیت زنان پس از انقلاب بهمن ۵۷

صحبت های بهنام زارع (متهم 15 ساله) لحظاتی قبل از اعدام

melonWatermelon.jpg

فرهنگ و هنر (فیلم، شعر، موسیقی و  طنز):

فرهنگ و هنر در سی سال پس از انقلاب

A Brief Study of Iranian recent history, culture, and society

through 5 acclaimed movies at MIT

سرود “بهاران خجسته باد!” از عبدالله بهزادی

شعر سیمین بهبهانی در باره انقلاب

“Some Day” video Song (Nazenin Afshin-Jam)

ترانه “روزهای روشن” (هایده)

هادی خرسندی از انقلاب میگوید!

شعرطنزی از نیما دهقانی در باره وضعیت ایران در زمان احمدی نژاد

اگر پیوند/لینک معتبری از نوشته ها، عکس ها، ویدئوها و یا ترانه های خوبی در مورد مسائل مربوط به انقلاب ایران دارید  که میخواهید به این مجموعه افزوده شود آنرا با توجه به نکات زیر برایمان بفرستید!

1. پیوندها/لینکهای شما میتواند مربوط به مقاله (فارسی یا انگلیسی)، تصویر، ویدئو، و یا ترانه باشند.

2. از منابع موثقی که مطلب با ارزشی در مورد “انقلاب ایران” منتشر کرده اند، استفاده کنید.

3. برای هر پیوندی عنوان مناسبی بنویسید که گویای مطلب آن پیوند باشد.

4. پیوندهای خود را به Shirin.Info@gmail.com ارسال کنید.

5. برای سادگی کار، نام شرکت کنندگان را ذکر نخواهیم کرد و همین جا از همگی آنها سپاسگزاری میکنیم.

6. بعد از آن بستگی به میزان پیوندهای دریافتی، هر هفته یا ماه این مجموعه را کاملتر میکنیم.

سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور در ایران

Tuesday, December 2nd, 2008

kanoonNevisandegan.jpg

13 آذر، روز مبارزه با سانسور در ایران

گرد آورنده: علی طالبی نژاد

12 آذر 1387

دکتر ناصر زرافشان رئیس هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، با اعلام 13 آذر (3 دسامبر) به عنوان “روز مبارزه با سانسور در ایران“، به نمایندگی از طرف این کانون، از همه ایرانیان در داخل و خارج کشور تقاضا کرده که به هر طریقی که میتوانند با بزرگداشت این روز، به مقابله سراسری با سانسور پرداخته و در جهت آزادی بیان و اندیشه تلاش کنند تا با فشار آوردن به مسئولین در جهت گشایش فضای فرهنگی کمک نمایند.

رضا خندان از اعضای “کمیته مبارزه با سانسور” در “کانون نویسندگان ایران” میگوید:

“سانسور صرفا مسأله نويسندگان يا هنرمندان نيست. اين مسأله كل جامعه است؛ هر كسی كه می‌خواهد آزادانه زندگی كند و آزادنه حرف خود را بيان كند و آزادانه حرف‌های ديگران را بشنود، خواه ناخواه، در اين زمينه مسئول است و با اين حركت منافع مشترک دارد.

دکتر زرافشان خاطر نشان میسازد که:

“ما باید جامعه را مخاطب قرار داده و مردم را آگاه کنیم. …. نیروی عمده، مردم و خواستن و اراده کردنشان است. ….. مردم نیروی اصلی هستند که میتوانند حقوق خودشان را بدست آورند، نگه دارند و تضمین کنند و محافظش باشند.”

دکتر زرافشان علت انتخاب 13 آذر به عنوان “روز مبارزه با سانسور” را مصادف بودن آن با میانگین دوره قتل برخی از اعضای کانون نویسندگان ایران در سال 1377 ذکر میکند. این فاجعه که بعدأ “قتل های زنجیره ای” نام گرفت، توسط سران ارشد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای نابودی چهرهای سرشناس فرهنگ و اندیشه آزاد به اجرا در آمد. عاملان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران برای قتل عام صاحبان فکر و اندیشه، آنان را از کوچه و خیابان می ربودند و یا بطور پنهانی به منازلشان حمله میکردند. برای اطلاعات بیشتر میتوانید مقاله “قتل های زنجیره ای” در ویکی پدیا را بخوانید که حاوی جزئیات کاملی در این مورد میباشد.

قتل های زنجیره ای در اول آذر 1377 با قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری از سران “حزب ملت ایران” شروع شد که در منزل خود در فخر آباد تهران بدست عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی کارد آجین شده بودند. چند روز بعد، جنازه محمد مختاری (نويسنده، شاعر، پژوهشگر و عضو کانون نويسندگان ايران) که برای خريد شير از خانه بيرون رفته بود را در بيابان‌های اطراف شهر ری تهران يافتند. محمد جعفر پوينده (مترجم و نويسنده) و مجید شریف (مترجم و نویسنده) از دیگر اعضای کانون نویسندگان ایران بودند که به همراه جمع گسترده ای از شخصیت های سیاسی، مذهبی، فرهنگی و هنری از دکتر کاظم سامی گرفته تا علی اکبر سعیدی سیرجانی و فریدون فرخزاد در این دوره به قتل رسیدند.

رژیم جمهوری اسلامی ایران تحت فشار افکار عمومی بررسی این “قتل های زنجیره ای” را “پرونده ملی” اعلام کرد. گرچه کميته سه نفره ای که مسئول تحقیق در این مورد شد، هرگز نام اعضای شبکه قتل‌های زنجیره‌ای را فاش نکرد، اما سعيد امامی معاون سیاسی وزارت اطلاعات در زمان تصدی علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی) و دری نجف آبادی (وزیر اطلاعات وقت در دولت محمد خاتمی) در اوايل بهمن 1377 دستگير شد ولی بعدأ اعلام گشت که وی در زندان با خوردن واجبین خود کشی کرده است. پيش از آن نیز، دو نفر دیگر ازمقامات وزارت اطلاعات رژیم یعنی مصطفی موسوی (کاظمی) معاون وقت وزارت اطلاعات و مهرداد عاليخانی، به عنوان مجريان اصلی اين قتل‌ها دستگير شده بودند. با این وجود بنیادگرایان یا جناح حاکم در کشور، که مخالف جدی دگراندیشان بودند، عاملان قتلها را ابرقدرت‌های خارجی  و به‌ خصوص اسرائیل دانستند که از آن جمله میتوان اولین واکنش علی خامنه‌ای در نمازجمعه تهران را ذکر کرد که قتل ها را به دشمنان خارجی منصوب کرد.

در خواست خانواده قربانیان قتل های زنجیره ای برای محاکمه عمومی و معرفی عامرین آن هرگز به نتیجه نرسید. دکتر ناصر زرافشان وکيل خانواده پوینده به دلیل اصرار در پیگیری پرونده این قتل ها، با اتهامات واهی 5 سال را در زندان گذراند. جلسات دادگاه پس از توقیف مطبوعات در بهار ۷۹ ، دستگیر و زندانی کردن روزنامه نگاران پیگیر موضوع ( اکبر گنجی و عمادالدین باقی)، بدون حضور هیات منصفه و در حالیکه خانواده مقتولان در اعتراض به نحوه رسیدگی در جلسات دادگاه حضور نیافتند ، با محکوم کردن عوامل وزارت اطلاعات به چند سال زندان بسته شد.  

پس از قتل‌های پاییز ۷۷، کمیته دفاع از حقوق بازماندگان قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای با حضور خانواده‌های فروهر، محمد مختاری، محمد جعفر پوينده و نیز ناصر زرافشان، فریبرز رييس دانا، احمد صدر حاج سيد جوادی، علی اکبر معينی فر، حسین شاه حسينی و وکلای قربانيان، تشکیل شد. دکتر کاظم کردوانی، جامعه شناس و از موسسان کمیته “دفاع از حقوق بازماندگان قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای می‌گويد: ما در این کمیته فهرستی از کسانی که به نوعی در قالب اين پروژه به قتل رسيده‌اند را تهيه کردیم.   چيزی حدود ۷۵ نفر را شامل می‌شد. اين در واقع پروژ ه ی وسيعی بود که بخشی از آن مربوط به  روشنفکران و جريانات لائيک و سکولار می‌شد. به گفته کاظم کردوانی يکی از مختصات، موضوع نگاه امنيتی به فرهنگ بود. این عضو کمیته دفاع از حقوق بازماندگان قربانیان قتل‌های پاییز ۱۳۷۷ می‌گوید: اگر شما ملاحظه کنيد، مجموعه کسانی که در اين پروژه ها به قتل رسيدند شامل چهار نفر عضو کانون نويسندگان، فروهرها و حسين برازنده در مشهد که مفسر قرآن بود، سه نفر از کشيشان ارامنه، از روحانيت اهل سنت در سيستان و بلوچستان و در کردستان؛ همگی آن‌ها يک مشخصه مشترک داشتند: به نوعی عضو تشکيلاتی بودند،  تشکيلاتی که کاملا مسالمت آميز بود و هيچ دايره قدرتی نداشت. به عقیده  کاظم کردوانی همه این‌ها نوعی قتل درمانی بود.

پرستو فروهر قصد داشت هفته گذشته مراسم دهمین سال قتل پدر و مادرش را در منزلشان در تهران برگزار کند ولی عوامل وزارت اطلاعات رژیم احمدی نژاد به او این اجازه را ندادند و حتی اقوام نزدیک فروهر نیز نتوانستند در این مراسم حضور یابند زیرا نیروهای پلیس رژیم احمدی نژاد از ساعات اولیه بامداد تمامی راههایی که به منزل فروهر ها منتهی میشد را بسته بودند و به کسی اجازه ورود ندادند. بدنبال این محدودیت ها، خانواده قتل های زنجیره ای مجبور شدند مراسم دهمین سال یادبود قتل عزیزنشان را با حضور هزاران تن از دوستداران و فعالان حمایت از حقوق بشر در  ایران نظیر شیرین عبادی و دکتر عبدالکریم لاهیجی در روز شنبه 9 آذر 1387 در پاریس بر گزار کنند.

پرستو فروهر به خاطر می آورد که ده سال پیش چگونه  صد ها هزاران تن از مردم که پس از آگاهی از قتل پدر و مادرش برای هم دردی به اطراف خانه آنها سرازیر شده بودند، رژیم را مجبور کرد که آنرا “پرونده ملی” اعلام کند تا خشم مردم را فرو نشاند.

 پرستو فروهر، دختر فروهرهای مقتول، می افزاید:

“کرامت و شرافت انسانی حکم می کند میکند که اجازه ندهیم تا رژیم پرونده قتل های زنجیره ای را در افکار عمومی ببندند، هر چند که آنها این پرونده را در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی خود بسته اند.”

منابع و اطلاعات بیشتر:

   اعلامیه کانون نويسندگان ايران در باره ۱۳آذر، روز مبارزه با سانسور (آبان 1387)

کانون نویسندگان،۱۳ آذر را روز مبارزه با سانسور اعلام کرد (بی بی سی، 1387)

چهار هزار کتاب در انتظار مجوز (الهه روانشاد، رادیو فردا، 25 آبان  1387)

قتل های پاییز 77: پرونده ای که نامش “ملی” بود (مهرداد سپهری، رادیو فردا، 1387)

مراسم فروهرها بر گزار نشد  (رادیو فردا، 1  آذر 1387)

تاریکی دنباله دار “تاریکخانه” قتل های زنجیره ای (آرمان مصتوفی، رادیو فردا، 1387)

سرگذشت صوتی قتل های پاییز 1377: 10 سال گذشت (mp3، 13 مگ)

مراسم یادبود دهمین سال قتل مختاری و پوینده (شهرام میریان، رادیو فردا، 8 آذر 1386)

نوروز در تقویم سازمان ملل متحد

Monday, November 24th, 2008

noroozUn.jpg unNorooz.jpg

نوروز در تقویم سازمان ملل متحد

نوشته: علی طالبی نژاد

2 آذر1387

نوروز یکی از جشنهای  مهم و فرهنگی است که نه تنها در ایران  بلکه  در بسیاری از کشورهای دیگر جهان نیز برگزار می شود. نوشته زیر ترجمه نامه ای است که توسط مرکز فرهنگی فارسی زبانان ساکن آمریکا خطاب به ریاست کل سازمان ملل متحد نوشته شده، و با جمع آوری امضا، درخواست اضافه شدن نوروز به تقویم سازمان ملل را دارد. پس از مطالعه متن این در صورت تمایل می توانید به عنوان یک فارسی زبان که نوروز را گرامی میدارد، از طریق پیوند زیر با کلیک کردن دکمه:

برای امضاء درخوست نامه این تکمه را فشار دهید (Click here to sign Petition)   

 افتخار امضاء این نامه را داشته باشید.

متن درخواست نامه

جناب آقای بن کی-مون،

ریاست محترم مجمع عمومی سازمان ملل:

برای هزاران سال، بسیاری از ملتها،  اولین روز بهار را بعنوان روز سال نو جشن گرفته اند. امروزه، نزدیک به 300 میلیون نفر در سراسر دنیا اولین روز بهار را بعنوان روز سال نو جشن می گیرند که معمولأ بدان نوروز (روز جدید) می گویند. تقریبا تمامی این مردم در کشورهایی زندگی می کنند که عضوسازمان ملل هستند. متاسفانه تقویم سازمان ملل و یا ارگانهای وابسته به آن تا کنون از این روز مهم در تقویم خود یادی نکرده اند. این درحالی است که جشنهای مهم سایر ملیت های عضو سازمان ملل، در تقویم های آن ذکر شده است.

ما، امضا کنندگان، از جنابعالی که بالاترین مقام را سازمان ملل بر عهده دارید، تقاضا داریم که، به مسئولان مربوطه دستوربفرمایید تا این نادیدگی را در تقویمهای آینده که از طریق سازمان ملل و ارگانهای وابسته به آن منتشر می شود، تصحیح نمایند.

پیشاپیش به خاطر توجه شما به این درخواست مهم، مراتب احترام و تشکر خود را اعلام می داریم.

مرکز فرهنگی فارسی زبانان، ساندیاگو ( کالیفرنیا، امریکا)

با احترام،

امضاء کنندگان:

………………………..

پیوند امضا و متن انگلیسی نامه:

http://www.petitiononline.com/Norouz/petition.html

اطلاعات بیشتر:

نوروز مبارک (Happy Norooz) (وبلاگ شیرین)

(آيا فرياد رسی در اين كشور هست؟ (دكتر زهرا بني يعقوب

Tuesday, November 18th, 2008

drZahraBaniYaghoob.jpg

آيا فرياد رسي در اين كشور هست؟

(استمداد خانواده دكتر زهرا بني يعقوب از مردم ايران)

با سپاس از: مات

28 آبان 1387

بيش از يكسال پیش، دكتر زهرا بني يعقوب (زهرا بنی عامری) که در هنگام صحبت با نامزدش در پارکی در همدان دستگیر شده بود، در بازداشتگاه امر به معروف و نهي از منكر همدان بطور کاملأ مشکوکی در گذشت. در طول این مدت تلاش فراوانی از سوی خانواده و وكلاي مدافع پرونده، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان و روزنامه نگاران مستقل براي كشف حقيقت صورت گرفته اما متاسفانه تاكنون پرونده به نقطه روشني نرسيده است و متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتي براي آنها در نظر گرفته نشده است.

دکتر زهرا بنی یعقوب دانش آموخته دبيرستان تيزهوشان، نفر 23 آزمون سراسري دانشگاهها و فارغ التحصيل دانشگاه علوم پزشكي تهران از حدود هشت ماه قبل از مرگش، در مناطق محرم همدان و کردستان در حال طبابت بود. او به خاطر پدرش که زندانی سیاسی رژیم شاه بود، از طرح خدمت اجباری پزشکان معافیت داشت و حضورش در این مناطق محروم کاملا داوطلبانه بود .

خانواده دكتر زهرا بني يعقوب اخیرأ با نوشتن نامه اي خطاب به مردم ايران بويژه فعالان حقوق بشر، روند پيگيری های خود را شرح داده اند و دست ياري به سوي آنها دراز كرده اند که متن کامل آن در پیوند زیر قابل دسترسی است و خواندن و آگاهی از وقایع آن به هر ایرانی با وجدان و آزاده توصیه میشود.

اطلاعات بیشتر:

استمداد خانواده دكتر زهرا بني يعقوب از مردم ايران (کانون زنان ایرانی)

در باره دكتر زهرا بني يعقوب (ویکی پدیا)

اخبار رادیو فردا در مورد مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی یعقوب (رادیو فردا)

اخباربی بی سی در مورد مرگ مشکوک دکتر زهرا بنی یعقوب (بی بی سی)

درخواست کمک/اطلاعات:

ترانه پر محتوایی با بندی نظیر “گل یاس من، کبوتر سفید من، چی شد؟” در وصف قتل دکتر زهرا بنی یعقوب از زبان نامزدش، حدود ساعت 6:30 عصر 28 آبان 1387(بوقت ایران)  از رادیو زمانه پخش شد.

 اگر پیوند آن آهنگ را پیدا کردید، لطفأ کامنت بگذارید تا به این صفحه اضافه کنیم.