Archive for the 'جامعه' Category

!شب یلدا (شب چله) 1389 خجسته باد

Wednesday, December 16th, 2009

yalda1387.jpg

شب یلدا (شب چله) 1388 خجسته باد!

نوشته: علی طالبی نژاد

26 آذر 1388

شب یلدا (طولانی ترین شب سال، winter_solstice)

امسال در دوشنبه شب، 30 آذر 1388 (21st of Dec 2009)

اتفاق می افتد (ساعت 9:17 شب).

دو ویدیوی یوتیوب زیر سرگرمی خوبی همراه با اطلاعات تاریخی-فرهنگی جالبی برای گرد هم آیی شب یلدای شما خواهد بود:

سرگرمی شب یلدا همراه با اطلاعات جالب تاریخی-فرهنگی (یوتیوب)

Yalda Night Entertainmen with History-Culture trivia (YouTube)

اطلاعات بیشتر:

شب یلدا (ویکی پدیا)

ترانه ای برای شب یلدا با صدای سجاد سپهری (یوتیوب)

پاورپوینت نمایش فرهنگی-تاریخی یلدا (وبلاگ شیرین)

نماهنگ “شب یلدا مبارک” (پرژین کاردز)

افزايش گرانى میوه و آجیل در آستانه شب يلدا (رادیو فردا)

شب یلدا در بستن، ام-آی-تی، و جلو زندان اوین (وبلاگ شیرین)

نماهنگ “شب یلدا تا صبح”  (پرژین کاردز)

جواب و برنده مسابقه تجسمی یلدای 1386 شیرین (وبلاگ شیرین)

شب یلدا یا شب چله (پژوهشهای ایرانی)

نماهنگ “شب یلدا” (ایران کلیپ)

!شما میتوانید جوانان ایرانی معترض به انتخابات تقلبی را شخصیت برگزیده جهانی در سال 2009 کنید

Thursday, December 3rd, 2009

iranProtesterSign.jpg

شما میتوانید جوانان ایرانی معترض به انتخابات تقلبی را شخصیت برگزیده جهانی در سال 2009کنید!

 

نوشته: علی طالبی نژاد

10 آذر 1388 (1 دسامبر 2009)

 

مجله معتبر هفتگی تایم Time Magazine که بیش از 80 سال سابقه انتشار دارد، در اولین شماره هر سال میلادی خود (اولین شماره ماه ژانویه) تصویر برگزیده ترین شخصیت سال قبل را روی جلد مجله تایم منتشر میکند. مجله تایم در 7 ژانویه سال 1952 میلادی (حدود 58 سال پیش) ، دکتر محمد مصدق که نخست وزیر برگزیده مردمی ایران در آن زمان بود را به علت شهامتش در ملی کردن صنعت نفت ایران به عنوان مرد سال معرفی کرد و عکس رنگی وی را روی جلد آن مجله چاپ کرد.

 

امسال جوانان ایرانی با شجاعتی که در مقابله با رژیم سرکوبگر خامنه ای-احمدی نژاد در تظاهرات بعد از انتخابات تقلبی اخیر از خود نشان داده اند، به سمبلی از مقاومت عادلانه در جهان تبدیل شده اند و مورد تحسین بین المللی قرار گرفته اند. به همین دلیل مجله تایم “جوانان معترض ایرانی” را در میان کاندیدهای “شخصیت برگزیده جهان در سال 2009” خود قرار داده است که با توجه به رای مستقیم مردم جهان میتواند مقام اول را در بین سایر کاندیدها که باراک اوباما نیز یکی از آنهاست، بدست آورده است.

 

شما میتوانید با دادن رأی خود به “جوانان معترض ایرانی“،  انتخاب آنها به عنوان “شخصیت برگزیده سال 2009” را تضمین کرده تا با ظاهر شده تصاویر آنها بر روی جلد اولین شماره مجله تایم در 4 ژانویه 2010، صدای دادخواهی مردم ایران علیه رژیم دیکتاتوری خامنه ای-احمدی نژاد بار دیگر در جهان تنین انداز شود.

 

برای رأی دادن موثر خود که در ضمن کاملأ مخفی و مطمئن نیز میباشد، 3 مرحله ساده زیر را انجام دهید:

 

1. به پیوند زیر از مجله تایم مراجعه کنید:

http://www.time.com/time/specials/packages/article/0,28804,1939691_1939704_1939715,00.html

 

2. زیرعنوان Iran Protester دکمه قرمز رنگی را می بنید که عدد 50 را نشان میدهد. این دکمه را آنقدر به سمت راست  ببرید تا عدد 100 را نشان دهد.

 

3. حال با فشار دادن دکمه Submit که در سمت راست عدد 100 قرار دارد، رای صد در صدی خود را وارد کنید!

 

توجه: با توجه به وقت کم باقیمانده، همین امروز رأی دهید!

(مروری بر تاریخ 16 آذر (روز دانشجو

Thursday, November 26th, 2009

16AzarStudentsNixson.jpg  16AzarLogo.jpg

مروری بر تاریخ 16 آذر (روز دانشجو)

اقتباسی از: علی طالبی نژاد

16 آذر 1388

 

بعد از ملی کردن صنعت نفت ایران، دولت دموکراتیک و ملی دکتر مصدق با کودتای 28 مرداد  1332 (برابر با 19 اوت 1953میلادی) توسط عوامل سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و به کمک خائنان داخلی ساقط شد و محمد رضا پهلوی که از ایران گریخته بود، دوباره به تخت شاهی برگشت. بدنبال آن در24 آبان 1332 اعلام شد كه ریچارد نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور به ایران مى‏آید. نیكسون به ایران مى‏آمد تا نتایج “پیروزى سیاسى امیدبخشى را كه در ایران نصیب قواى طرفدار تثبیت اوضاع و قواى آزادى شده است” (نقل از نطق آیزنهاور در كنگره آمریكا بعد از كودتاى 28 مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند كه هنگام ورود نیكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیكسون حتمى مى‏نمود. در 16 آذر 1332 نظامیان شاه برای سرکوب این اعتراضا ت به دانشگاه تهران هجوم بردند که طی آن سه نفر از دانشجویان مبارز آن به نامهای احمد قندچی، آذر شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا به ضرب گلوله های نظامیان در دانشکده فنی تهران کشته شدند.

 

درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیكسون به ایران آمد و در همان دانشگاهى كه هنوز به خون دانشجویان بى گناه رنگین بود دكتراى افتخارى حقوق دریافت كرد. صبح ورود نیكسون یكى از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان “سه قطره خون” نامه سرگشاده‏اى به نیكسون نوشت. در این نامه سرگشاده ابتدا به سنت قدیم ما ایرانى‏ها اشاره شده بود كه “هرگاه دوستى از سفر مى‏آید یا كسى از زیارت بازمى گردد و یا شخصیتى بزرگ وارد مى‏شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوى و گوسفندى قربانى مى‏كنیم؛” آنگاه خطاب به نیكسون گفته شده بود كه “آقاى نیكسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود كه در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این كشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى كردند.” 

 

22 سال بعد دکتر علی شریعتی در سوگ شهدای 16 آذر نوشت:

“اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی كه بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را می آید، بیاموزند، هركه را می‌رود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.”

 

16 آذر پس از کوتای سیا علیه دکتر مصدق به کابوسی برای رژیم شاه بدل شد که هر ساله پیکر تمامی دانشگاههای ایران را به لرزه در می آورد و بدین ترتیب به روز نمادین برای مبارزه دانشجویان با رژیم شاه تبدیل شد. در سالهای بعد از انقلاب، رژیم جمهوری اسلامی تلاش کرد تا با نامگذاری رسمی این روز به نام روز دانشجو آنرا به نفع خود مصادره کند ولی با آشکار شدن چهره ضد مردمی رژیم، روز 16 آذر به سرعت جایگاه خود را به عنوان روز دادخواهی دانشجویان علیه رژیم باز یافت. پس از گذشت بیش از 50 سال نه تنها 16 آذر از یاد نرفته بلکه هر ساله نقش مهتری در مبارزات آزادیخواهانه مردم و بخصوص دانشجویان علیه رژیم استبدادی حاکم پیدا کرده است. این واقعیت در خارج از کشور نیز امسال بخوبی مشهود شده است. برای مثال در شهر بستن آمریکا که برای دهها سال انجمن های دانشجویی آن سکوتی قبرستانی در مورد مسائل  اجتماعی-سیاسی ایران بر خود اعمال کرده بودند، دانشجویان ایرانی دانشگاه نورث ایسترن آن در حرکت قابل تقدیری رسمأ از عموم دعوت کرده اند که به جمع آنها برای تظاهرات در روز 16 آذر علیه رژیم خامنه ای-احمدی نژاد بپیوندند. (دانشجویان دانشگاه بستن نیز برای اولین بار چند هفته پیش (12 نوامبر) تظاهراتی علیه نقض حقوق بشر توسط رژیم ایران برگزار کردند. این وقایع با توجه به اینکه رژیم حاکم روز بروز از حربه های بیشتری برای ایجاد رعب و وحشت در مردم استفاده میکند، اهمیت بیشتری دارد زیرا نشان میدهد که رژیم های فاسد شاه و شیخ از تاریخ درس نگرفته اند که با اعمال بی عدالتی های بیشتر بر جامعه تنها باعث میشوند که دادخواهان بیشتری به ندای شرافت و انسانیت خود پاسخ گفته و وارد صحنه مبارزه شوند و عمر رژیم را کوتاهتر کنند.

 

منابع و اطلاعات بیشتر:

سه یار دبستانی- روایتی از وقایع 16 آذر 1332 در دانشگاه تهران

تاریخ در مورد ملی شدن نفت و دکتر محمد مصدق چه میگوید؟ (وبلاگ شیرین)

“سوتک” شعری از دکتر علی شریعتی (وبلاگ شیرین)

The Student Movement fighting battles that evolved from 1953

16 AZAR Trailer - Green Movement Movie (YouTube)

Green Movement’s Digital Paintings (YouTube)

(بگذارید این وطن دوباره وطن شود! (سروده هیوز، برگردان شاملو

Thursday, November 26th, 2009

Langston Hughes

بگذارید این وطن دوباره وطن شود!

سروده: لنگستون هیوز

برگردان: شادروان احمد شاملو

ویرایش: مینا جعفرپور

با سپاس از: سعید قربانیان

14 آبان 1388

 

لنگستون هیوز شاعر و نویسنده سیاهپوست آمریکایی است که به خاطر کارهایش در هارلم نیویورک شهرت یافت و در سال 1976 به علت سرطان درگذشت. متن زیر برگردان زیبای احمد شاملو از شعر:

Let America be America again!

هیوز میباشد که معنای ویژه ای در دوران سیاهی که بعد از کودتای انتخاباتی بر کشورمان حاکم شده است، دارد.

 

بگذارید این وطن دوباره وطن شود!

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.

بگذارید پیشاهنگ دشت شود

و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.

این وطن هرگز برای من وطن نبود.

بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند.

بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود

سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند

تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.

این وطن هرگز برای من وطن نبود.

آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن،

 آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.

اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است

و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.

در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی

 

بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟

کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟

سفیدپوستی بینوایم که فریبم داده به دورم افکنده اند،

سیاهپوستی هستم که داغ برده گی بر تن دارم،

سرخپوستی هستم رانده از سرزمین خویش،

مهاجری هستم چنگ افکنده به امیدی که دل در آن بسته ام

اما چیزی جز همان تمهید لعنتی دیرین به نصیب نبرده ام

که سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می کند.

من جوانی هستم سرشار از امید و اقتدار، که گرفتار آمده ام

در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال

سود، قدرت، استفاده،

قاپیدن زمین، قاپیدن زر،

قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز،

کار انسان ها، مزد آنان،

و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع.

من کشاورزم، بنده ی خاک.

کارگرم، زر خرید ماشین.

سیاهپوستم، خدمتگزار شما همه.

من مردمم: نگران، گرسنه، شوربخت،

که با وجود آن رویا، هنوز امروز محتاج کمی نانم.

هنوز امروز درمانده ام. ــ آه، ای پیشاهنگان!

من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد،

بینواترین کارگری که سال هاست دست به دست می گردد.

با این همه، من همان کسم که در دنیای کهـن

در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم

بنیادی ترین آرزومان را در رویای خود پروردم،

رویایی با آن مایه قدرت، بدان حد جسورانه و چنان راستین

که جسارت پرتوان آن هنوز سرود می خواند

در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار شخمی که این وطن را سرزمینی کرده که هم اکنون هست.

آه، من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را

به جست وجوی آنچه می خواستم خانه ام باشد درنوشتم

 

من همان کسم که کرانه های تاریک ایرلند و دشت های لهستان

و جلگه های سرسبز انگلستان را پس پشت نهادم

از سواحل آفریقای سیاه برکنده شدم

و آمدم تا «سرزمین آزاده گان» را بنیان بگذارم.

آزاده گان؟

یک رویا ــرویایی که فرامی خواندم هنوز امّا

آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود

سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود!

 سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد.

سرزمینی که از آن من است.

ــ از آن بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من،

که این وطن را وطن کردند،

که خون و عرق جبین شان، درد و ایمان شان،

در ریخته گری های دست هاشان، و در زیر باران خیش هاشان

بار دیگر باید رویای پرتوان ما را بازگرداند.

آری، هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید

پولاد آزادی زنگار ندارد.

آه، آری

آشکارا می گویم،

این وطن برای من هرگز وطن نبود،

با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود!

رویای آن

همچون بذری جاودانه

در اعماق جان من نهفته است.

ما مردم می باید

سرزمین مان، معادن مان، گیاهان مان، رودخانه هامان،

کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم:

همه جا را، سراسر گستره ی این ایالات سرسبز بزرگ را

و بار دیگر وطن را بسازیم

 

اطلاعات بیشتر:

دانلود ” بگذارید این وطن دوباره وطن شود!” با صدای شاملو (سایت رایو گلها)

(قرعه کشی برای دریافت آسان و مجانی ویزای اقامت آمریکا (کارت سبز

Sunday, November 8th, 2009

dv2011Lottery.jpg

قرعه کشی برای دریافت آسان و مجانی ویزای اقامت آمریکا ( کارت سبز)

نوشته: مهرسا

13 آبان 1387

 

گرفتن هر گونه ویزا از آمریکا خصوصأ برای ایرانیان، کار بسیار مشکل و گاهی غیر ممکن است. این تجربه تلخی است که حتی دانشجویانی که از دانشگاههای رده بالای آمریکا نیز پذیرش داشته اند با آن مواجه بوده اند. در این مقاله به معرفی فرصتی استثنایی برای بدست آوردن بهترین نوع ویزای آمریکا یعنی ویزای اقامت دائم (کارت سبز) می پردازیم که بعضی از مهاجران در حال عادی حتی پس از دهها سال انتظار و صرف دهها میلیون تومان نیز موفق به دریافت آن نمیشوند. شرکت در این قرعه کشی، حتی اگر در حال حاضر نیز تصمیمی برای رفتن به آمریکا را ندارید، میتواند در آینده برایتان بسیار با ارزش شود. 

 

آمریکا کشوری است که تمامی شهورندانش (بجز سرخپوستان) را مهاجران تشکیل داده اند. به همین علت، این کشور هر ساله برای متوازن کردن ساختاراچتماعیش، اقدام به برگزاری قرعه کشی می کند که متقاضیان از کشورهای خاصی از جمله ایران می توانند در آن شرکت کرده و شانس دریافت ویزای اقامت دائم (کارت سبز) آمریکا را بدون زحمت و بطور مجانی بدست آورند. از آن جالبتر اینکه  تنها شرط برا ی شرکت در این قرع کشی، داشتن دیپلم دبیرستان میباشد! آخرین مهلت ثبت نام برای شرکت در قرعه کشی کارت سبز آمریکا برای امسال تا آخر نوامبر (10 آذر 1387) میباشد ولی تاکید می شود که  ثبت نام خود را به آخرین روزها موکول نکنید زیرا سیستم کامپیوتری آن بسیار شلوغ میشود!

 

فرم ثبت نام

برای ثبت نام باید ابتدا اطلاعات شخصی خود را در فرم اینترنتی زیر را به زبان انگلیسی وارد کنید:

 http://www.dvlottery.state.gov/application.aspx

برای راحتی کار، پیشنهاد میکنیم که  ابتدا اطلاعات  را در یک فایل کامپیوتری ذخیره کنید تا در هنگام پر کردن این فرم بتوانید آنها را کپی کنید. در پیوند زیر می توانید راهنمای پر کردن فرم بالا و همچنین مشخصات عکس دیجیتالی لازم را بخوانید:

http://www.travel.state.gov/pdf/T1026V-DV-2010bulletin(3).pdf

 

عکس دیجیتالی

در هنگام پر کردن فرم ثبت نام باید عکس دیچیتالی با مشخصات لازم را نیز در کامپیوتر خود ذخیره کرده باشید تا بتوانید آنرا از طریق اینترنت همزمان با پرکردن فرم، ارسال کنید. توجه داشته باشید که در قرعه کشی امسال برخی از مشخصات عکس نسبت به سالهای قبل تغییر کرده است و اگر عکس دیجیتالی شما از مشخصات لازم برخوردار نباشد تقاضای شما رد خواهد شد! برای آگاهی از مشخصات کامل عکس مورد نیاز و همچنین مشاهده نمونه هایی از عکسهای قابل قبول از پیوند زیر دیدن کنید:

http://www.dvlottery.state.gov/photo.aspx

 

خلاصه ای از مشخصات عکس دیجیتالی لازم

1.      عکس می تواند دیجیتالی باشد و یا از یک عکس چاپ شده اسکن شده باشد.

2.      عکس نباید روتوش شده باشد.

3.      مقیاس واقعی عکس باید حفظ شود. به بیانی دیگر عکس نباید کشیده یا فشرده  شود.

4.      عکس باید در 6 ماه اخیر گرفته شده باشد.

5.      جهت عکس باید سر بالا و گردن پایین باشد. به بیانی عکس نباید چرخیده باشد.

6.      عکس باید شامل صورت کامل، گردن، شانه ها، به صورت تمام رخ، بدون خندیدن، و چشمان باز با نگاه مستقیم به دوربین باشد. بعلاوه عکس نباید شامل قسمتهای پایین تر از شانه ها باشد.

7.      زمینه عکس باید رنگ روشن ساده باشد و فقط خود فرد در آن باشد.

8.      سر باید 50 درصد فضای عکس را پر کند.

9.      سر باید مستقیم رو به دوربین باشد. اندازه سر (از بالای موها تا زیر چانه) باید  بین 50 درصد  تا 69 درصد بلندی عکس را پر کند.  ارتفاع چشم ( از پایین عکس تا سطح چشم) باید بین 56 درصد تا 69 درصد ارتفاع عکس باشد.

10.  عکس باید ترجیحا بدون عینک طبی گرفته شود. اگر در عکس عینک طبی دارید، باید به جزئیات نوشته شده در منابع توجه کنید.

11.  پوشاندن موها بوسیله کلاه یا روسری به دلایل مذهبی در صورتی که صورت و ویژه گی های آنرا نپوشاند، مانعی ندارد.

12. عکس با کلاه ارتشی،  نیروی دریایی و  یا نیروی هوایی قابل قبول نیست.

13.  عکس باید رنگ واقعی پوست را نشان دهد.

 

مشخصات فنی عکس دیجیتالی

  1. حداکثر حجم عکس:  240 کیلوبایت
  2. اندازه عکس 600 در 600 پیکسل
  3. رنگی 24 بیت (24 bit color). عکس سیاه و سفید غیر قابل قبول است.
  4. فرمت عکس برای ارسال باید JPEG باشد.

 

مشخصات فنی عکس اسکن شده

  1. عکس باید با حداقل دقت 150dpi اسکن شده باشد.
  2. حداکثر حجم عکس:  240 کیلوبایت
  3. اندازه عکس 600 در 600 پیکسل رنگی 24 بیت (24 bit color). عکس سیاه و سفید غیر قابل قبول است.
  4. فرمت عکس برای ارسال باید JPEG باشد.

 

نحوه و زمان قرعه کشی

انتخاب برنده ها از طریق قرعه کشی کامپیوتری صورت می گیرد. فقط برنده شده گان از طریق نامه پستی در بین ماههای ژانویه تا می 2010 مطلع می شوند.

 

منابع ( فارسی) بیشتر

(معرفی سایتهای زیر تنها برای افزایش اطلاعات بزبان فارسی است. ما ثبت نام از طریق سایتهای زیر را که همراه با هزینه بسیار بالایی است توصیه نمی کنیم!)

لاتاری گرین کارت آمریکا  (وبلاگ گرین کارت)

مشخصات عکس  (وبلاگ گرین کارت)

بن بست”: ترانه ای در مرثیه انتخابات تقلبی و کودتای سیاسی”

Sunday, June 14th, 2009

politicalCoup.jpg

“بن بست”

سراینده: دکتر افشین یداللهی

 آهنگساز: شهداد روحانی

خواننده: علیرضا عصار

آلبوم: نهان مکن

باسپاس از: جان قربانیان

22 خرداد 1388

گاهی میسر جاده به بن بست می رود ……………. گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند ……………. در حال هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

اول اگر چه با سخن ازعشق امده ………………..  آخر خلاف انچه گفت است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای …………… وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ ….. بر ما هر انچه لایقمان هست می رود

گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند …………….  وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد……………. ان دیگری همیشه به پیوست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست …….  تیری است بی نشانه که از شصت می رود

بی را ه ها به مقصد خود ساده می رسند……………. اما مسیر جاده به بن بست می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای ……………. وقتی میان طایفه ای پست می رود

هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ …… بر ما هر انچه لایقمان هست می رود

اطلاعات بیشتر:

پخش/دانلود ترانه “بن بست با صدای عصار

محسن مخملباف: “يکصدا فرياد بزنيم کودتا شد!”  (www.RoozOnline.com)

تبدیل انتخابات به رفراندمی در باره رژیم احمدی نژاد-خامنه ای

Saturday, May 30th, 2009

referendumNotElection.JPG

تبدیل انتخابات به رفراندمی در باره رژیم احمدی نژاد-خامنه ای

نوشته: علی صادق

5 خرداد 1388

هر چند که ایرانیان در طی حکومت 4 ساله احمدی نژاد صدمات فراوانی را متحمل شدند ولی  نکته مثبت آن علنی شدن چهره واقعی رژیم ولایت فقیه خامنه ای است که برای مدت 8 سال زیر لبخند های خاتمی پنهان شده بود. اما همانگونه که در مقاله شفاف

نقش رئیس جمهور از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

بخوبی توضیح داده است، بر اساس قانون اساسی “جمهوری اسلامی ایران”، رئیس جمهوری که حتی اگر بر اساس آراء واقعی اکثریت مردم انتخاب شود، بجای قدرت، مسئولیت دارد و اختیارات واقعی در دست ولایت فقیهی است که بصورت غیر دموکراتیک تعیین شده و آحاد مردم نقشی در انتخاب وی نداشته اند.  اما در 4 چهار سال گذشته به علت همسویی کامل احمدی نژاد با سیاست های داخلی و خارجی خامنه ای، مردم این دو چهره با هم عجین شده را بدرستی به عنوان نمودی واقعی از رژیم ولایت فقیه شناخته اند.

انتخابات 22 خرداد 1388، فرصت خوبی است تا با رأی دادن به یک به اصطلاح “اصلاح طلب”، آنرا به رفراندمی علیه این رژیم حکومتی تبدیل کرد زیرا عملأ  اتحاد پنهان و آشکار احمدی نژاد-خامنه ای در طرف دیگر معادله این انتخابات قرار گرفته است.

البته شرکت در این انتخابات به هیچ وجه به این معنا  نخواهد بود که:

1.  روند این انتخابات دموکراتیک است زیرا بنا به دلایل مختلف از جمله مفاد قانون اساسی که بوضوح در مقاله:

انتخابات انتصابی در جمهوری اسلامی ایران

به آن اشاره شده، این انتخابات اساسأ غیر دموکراتیک است.

2.  تقلبی در این انتخابات صورت نمیگیرد زیرا مصادیق مختلفی از تقلب در گذشته به کرات دیده شده است.

3.  موسوی یا کروبی کاندیدهای پیشرویی هستند و یا عملکردهای گذشته آنها به عنوان مقامات رسمی این رژیم مورد تأیید است زیرا دلایل زیادی در نفی آن وجود دارد.

4.  اگر یکی از این “اصلاح طلبان” انتخاب شود، میتواند تغییر اساسی در این رژیم غیر دموکراتیک ایجاد کند زیرا علاوه بر این واقعیت که قانون اساسی چنین اجازه ای را به رئیس جمهور نمی دهد بلکه این کاندیداها نیز تا به حال برنامه های دیگری را در این زمینه ارائه نکرده اند.

به امید اینکه کروبی و موسوی با اتحاد کامل و ارائه یک کاندید واحد قبل از انتخابات، درایت و صداقت خود به منافع مردم نشان دهند تا حتی اگر در حالت ایده آل با وجود شقه شدن آراء “اصلاح طلبان”، احمدی نژاد در دور اول برنده اعلام نشود، آنها بتوانند از کشاندن انتخابات به دور دوم و تحمیل ترفندهای مضاعف رژیم به مردم جلوگیری کنند.

مردم نیز در این فاصله میتوانند با استفاده از هر گونه امکاناتی به مطالبه  حقوق دموکراتیک خود از این کاندیداها و ستادهای حامی آنها بپردازند تا این کاندیداهای رئیس جمهوری بطور علنی در معرض وظایف خود از نظر مردم را قرار گیرند و  نتوانند بعدأ خود را در لوای وظایف حکومتی رژیم پنهان کنند.

آیا بیان چنین مطالبی در ایران منع قانونی ندارد؟

در پایان جا دارد به این سوال جالب که ممکن در ذهن خوانندگانی که خود سانسوری کرده اند و یا سانسور شده اند، شکل گرفته باشد پاسخ داد. و جواب این است که:

یک ایرانی رأی دهنده، لازم نیست که حتی  به این رژیم و یا قانون اساسی آن معتقد باشد. بعلاوه سردمداران این رژیم بر اساس قانون اساسی خود موظفند حق هر ایرانی را برای ابراز عقیده آزاد تضمین کنند. هر عامل حکومتی و یا دولتی این رژیم که سبب سلب آزادی بیان و رأی یک ایرانی شود، طبق قانون اساسی همین رژیم، مجرم است نه یک ایرانی که میخواهد با هر طرز تفکری رأی بدهد یا ندهد.

اطلاعات بیشتر:

انتخابات ریاست جمهوری ایران (1388) (ویکی پدیا)

Iranian presidential election, 2009  (WikiPedia)

 نقش رئیس جمهور از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

Monday, May 18th, 2009

khameneiLeaders2.jpg khameneiLeaders.jpg

 نقش رئیس جمهور از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

نوشته: علی طالبی نژاد

18 بهمن 1386

در رابطه با نقش و قدرت رئیس جمهور در “جمهوری اسلامی ایران” همه ما زیاد شنیده ایم. اما برای بررسی این موضوع که بعد از سر کار آمدن محمود احمدی نژاد به بحث داغی نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان تبدیل شده است، جا دارد نگاهی علمی به آن داشته باشیم.  ما ابتدا اصولی از قانون اساسی جمبوری اسلامی ایران در مورد ریاست جمهوری را مستقیمأ نقل کرده و در پایان به  زبانی ساده به جمع بندی آنها می پردازیم.

اصل ۱۱۳ قانون اساسی ( قدرت و مسئولیت رئیس جمهور)

پس از مقام رهبری رییس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می‌شود، بر عهده دارد.”

اصل 110 قانون اساسی (اختیارات منحصرانه ولی فقیه)

بر اساس این اصل، ولی فقیه اختیارات ویژه ای از جمله تعیین سیاستهای کلی نظام ، صدور احکام حکومتی، انتصاب رئیس قوه قضائیه و صدا و سیما ، عزل و نصب سران نظامی و انتظامی و سپاه، فرمان همه پرسی

را در اختیار دارد.

اصل 89 ( بند 2) قانون اساسی (استیضاح و برکناری رییس جمهور)

“در صورتی که حداقل یک سوم از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رییس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریت قوه مجریه و اداره امور اجرایی کشور مورد استیضاح قرار دهند، رییس جمهور باید ظرف مدت یک ماه پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و در خصوص مسایل مطرح شده توضیحات کافی بدهد. در صورتی که پس از بیانات نمایندگان مخالف و موافق و پاسخ رییس جمهور، اکثریت دو سوم کل نمایندگان به عدم کفایت رییس جمهور رأی دادند مراتب جهت اجرای بند ده اصل یکصد و دهم به اطلاع مقام رهبری می‌رسد.”

با بررسی اصول 113 و 110 بخوبی میتوان دریافت که حتی اگر رئیس جمهور مستقل و مردمی نیز انتخاب شود، وی در جمهوری اسلامی ایران عملأ  قدرتی ندارد بلکه در عوض مسئولیت دارد که قانون اساسی جمهوری را اجرا کند. “بی قدرتی” رئیس جمهور واقعیتی است که محمد خاتمی آنرا صراحتأ بارها در زمان ریاست جمهوری خود اعلام کرده بود. برای مثال حتی فرمانده نیروی های انتظامی که بخش عمده ای از قوه اجرائیه است را نه رئیس جمهور بلکه ولی فقیه منصوب میکند. به همین علت است که احمدرضا رادان فرمانده انتظامی تهران میتواند مقرراتی را که نه در قانون اساسی است و نه مصوبه مجلس، بر اجتماع اعمال کند و دولت احمدی نژاد نیز میتواند کارهای رادان را مستقل از دولت اعلام نماید. اما علت اینکه احمدی نژاد به نظر قدرتمند میرسد این است که با هم سویی کاملش با رهبری(علی خامنه ای) مثلا وی میتواند علمدار سیاست فعلی انرژی اتمی قلمداد شود که در واقع جزء “سیاست کلی نظام” بوده و طبق اصل 110 از اختیارات ولایت فقیه میباشد.

در ماهها اخیر بعضی ها فکر میکردند که با انتخاب نمایندگان مستقل در دوره جدید مجلس میتوان با استیضاح و دادن رأی عدم کفایت به وی که در اصل 89 گنجانده شده، احمدی نژاد را پیش از پایان دوره رئیس جمهوریش عزل کرد. اما باز هم شاهد بودیم که سیستم انتخاباتی  موجود با استفاده از شورای اجرایی انتخابات (زیر نظر فرمانداران منتصب شده از طرف دولت احمدی نژاد) و شورای نظارت انتخابات (زیر نظر شورای نگهبان منتصب رهبری)  با رد صلاحیت  داوطلبان غیر دولتی-حکومتی عملأ اجازه ورود آنها به صحنه را انتخابات ندادند.

اطلاعات بیشتر:

انتخابات انتصابی در ایران (وبلاگ شیرین)

رد  صلاحیت گسترده داوطلبان انتخابات مجلس در فسا (1386)

قانون اساسی ایران (حقوق دانان)

قانون اساسی ایران (ویکی پدیا)

انتخابات انتصابی در جمهوری اسلامی ایران

Sunday, May 17th, 2009

electionInIran.jpg

انتخابات انتصابی در ایران

(بررسی قانون انتخابات و نتیجه آن به زبان ساده)

نوشته: دکتر علی طالبی نژاد

15بهمن 1386

در این روزها بحث انتخابات، رد صلاحیت کاندیداها، تحریم یا شرکت در انتخابات و غیره بسیار گرم است. بنابر این فرصت خوبی است که با زبانی ساده و مختصر به بررسی جنبه های قانونی و عملی انتخابات و انتصابات در ایران پرداخت. ما این کار را ابتدا با نقل مستقیم اصولی از قانون اساسی جمبوری اسلامی ایران در رابطه با انتخابات و انتصابات شروع کرده و در پایان به جمع بندی و نتیجه گیری آنها می پردازیم.

اصل 91 قانون اساسی (انتصاب شورای نگهبان توسط ولایت فقیه):

به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی، از نظرعـدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می شود:

۱ـ  شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است.

۲ـ  شش نفر حقوقدان ، در رشته های مختلف حقوقی ، از میان حقوقدانان مسلمانی که به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرفی می شوند و با رای مجلس انتخاب می گردند.

توجه: شش نفر فقها، توسط  ولی فقیه مستقیما انتخاب می شوند. شش نفر دیگر که حقوقدانان شرعی می باشند توسط  رئیس قوه قضاییه که خود منصوب ولی فقیه می باشد، بصورت گروهی انتصاب و به مجلس معرفی میشوند و مجلس شش نفر از بین این منتصبین را انتخاب می کند و به عضویت شورای نگهبان در می آورد. به عبارت دیگر نیمی از شورای نگهبان 12 نفری مستقیمأ توسط ولی فقیه منصوب شده و نیمه دیگر نیز عملآ مورد تأیید ولی فقیه هستند.

اصل 93 قانون اساسی (برتری شورای نگهبان بر مجلس):

مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان، اعتبار قانونی ندارد  مگر در مورد تصویب اعتبارنامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقـوقـدان اعضای شورای نگهبان.

اصل 94 قانون اساسی (بی ارزشی مصوبات مجلس در صورت عدم تأیید شورای نگهبان):

کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود. شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ظرف ده روز از تاریخ وصول از نظر انطباق بر موازین اسلام و قانون اساسی مورد بررسی قرار دهد. و چنانچه آن را مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس باز گرداند. در غیر این صورت مصوبه قابل اجرا است.

اصل 96 قانون اساسی (قدرت مطلقه شورای نگهبان برای رد مصوبا ت مجلس):

“تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثریت همه اعضای شورای نگهبان است.”

اصل 97 قانون اساسی (حضور و اظهار نظر شورای نگهبان در مجلس):

“اعضای شورای نگهبان به منظور تسریع در کار می‌توانند هنگام مذاکره درباره لایحه یا طرح قانونی در مجلس حاضر شوند و مذاکرات را استماع کنند. اما وقتی طرح یا لایحه‏ای فوری در دستور کار مجلس قرار گیرد، اعضای شورای نگهبان باید در مجلس حاضر شوند و نظر خود را اظهار نمایند.”

اصل 98 قانون اساسی (قدرت مطلقه شورای نگهبان برای تفسیر قانون اساسی):

“تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام می‌شود.”

اصل 99 قانون اساسی (نظارت مطلقه شورای نگهبان بر انتخابات):

«شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عـمومی و همه پرسی را بر عهـده دارد.»

توجه: نظارت استصوابی، به شورای نگهبان امکان می دهد تا بدون نياز به ارائه مدارک يا دادن هرگونه توضيحی، صلاحيت داوطلبان و حتی نتايج انتخابات را تاييد يا رد کند. شورای نگهبان چند سالی است که با توسعه سازمان خود، دفاتری در شهرهای مختلف داير کرده و به گفته برخی منتقدان، به جمع آوری اطلاعات و تحقيق درباره افرادی که ممکن است داوطلب شرکت در انتخابات گوناگون شوند می پردازد. شورای نگهبان اين کار را در راستای “احراز التزام عملی افراد به اسلام، ولايت فقيه، قانون اساسی و جمهوری اسلامی” معرفی کرده و حق قانونی خود می داند.

اصل 110 قانون اساسی (اختیارات مطلقه ولایت فقیه):

ولایت فقیه اختیارات ویژه  ای از جمله: تعیین سیاستهای کلی نظام ، صدور احکام حکومتی ، انتصاب رئیس قوه قضائیه و صدا و سیما ، عزل و نصب سران نظامی و انتظامی و سپاه، فرمان همه پرسی،را دارد.

اصل 112 قانون اساسی ( مجمع تشخیص مصلحت نظام، منتصب رهبر):

“مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصحلت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی را شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آنان ارجاع می‌دهد و سایر وظایفی که در این قانون ذکر شده است به دستور رهبری تشکیل می‌شود. اعضاء ثابت و متغیر این مجمع را مقام رهبری تعیین می‌نماید. مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضاء تهیه و تصویب و به تأیید مقام رهبری خواهد رسید.

اصل 57  قانون اساسی (نظارت منحصرانه ولی فقیه بر قوای سه گانه):

قوای حاکم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از: قوهء مقننه، قوهء مجريه و قوهء قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.”

اصل 177 قانون اساسی (روند بازنگری در قانون اساسی)

“بازنگری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در موارد ضروری به ترتیب زیر انجام می‌گیرد. مقام رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام طی حکمی خطاب به رییس جمهور موارد اصلاح یا تتمیم قانون اساسی را به شورای بازنگری قانون اساسی با ترکیب زیر پیشنهاد می‌نماید:

اعضای شورای نگهبان (منتصبین رهبر

روسای قوای سه گانه (منتصبین رهبر

اعضای ثابت مجمع تشخیص مصلحت نظام (منتصبین رهبر

پنج نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری (منتخبین رهبر

ده نفر به انتخاب مقام رهبری (منتصبین رهبر

سه نفر از هیأت وزیران،

سه نفر از قوه قضاییه،

ده نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی،

سه نفر از دانشگاهیان.

شیوه کار و کیفیت انتخاب و شرایط آن را قانون معین می‌کند. مصوبات شورا پس از تأیید و امضای مقام رهبری باید از طریق مراجعه به آراء عمومی به تصویب اکثریت مطلق شرکت‏کنندگان در همه‏پرسی برسد. رعایت ذیل اصل پنجاه و نهم در مورد همه‏پرسی “بازنگری در قانون اساسی” لازم نیست. محتوای اصول مربوط به اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر اساس موازین اسلامی و پایه‏های ایمانی و اهداف جمهوری اسلامی ایران و جمهوری بودن حکومت و ولایت امر و امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی و دین و مذهب رسمی ایران تغییر ناپذیر است.”

شورای اجرایی انتخابات:

شورای اجرایی انتخابات در هر شهر و بخشی به ریاست فرماندار یا بخشدار تشکیل شده  و به رد یا تأیید داوطلبان انتخابات میپردازد.

توجه: بخشدار را فرماندار، فرماندار را استاندار، استاندار را وزیر کشور و وزیر کشور را رییس جمهور منتصب میکند. بنابر این مردم هیچگونه نقش قانونی یا عملی در انتخاب اعضا و رئیس شورای اجرایی را ندارند. اما حتی اگر داوطلبی توسط شورای اجرایی (زیر نظر فرماندار دولتی) تایید شود، هنوز شورای نظارت (زیر نظر شورای نگهبان) میتواند صلاحیت این داوطلب را رد کند!

بطور خلاصه طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران کسانی که حق انتخاب شدن برای مجلس، خبرگان و حتی ریاست جمهوری را دارند، عملآ از طریق نظارت استصوابی شورای اجرایی (زیر نظر فرماندار) و شورای نظارت (زیر نظر شورای نگهبان منتصب ولایت فقیه) از پیش کاملأ تصویه شده اند. در نهایت نیز پس از ورود نمایندگان به مجلس، شورای نگهبان میتواند بر اساس  تفسيرخود از قانون اساسی و احکام اسلام به رد یا تأیید مصوبات مجلس بپردازد (اصول 96، 97 و 98 قانون اساسی). حتی اگر مجلس به رد مصوبات خود توسط شورای نگهبان اعتراض کند، طبق اصل 112 مرجع رسیدگی به چنین رفع اختلافی، مجمع تشخیص مصلحت نظام میباشد که تمامی اعضای آن منتصبین رهبرند.

با توجه به این واقعیات که بطور واضح در قانون اساسی جمهوری ایران منعکس شده است، حتی اگردر بهترین شرایط  فرض کنیم که هیچگونه تقلبی در انتخابات صورت نگیرد و افراد صادق و آگاه و مستقلی نیز وارد مجلس شوند، جواب سئوالاتی نظیر:

- آیا این افراد میتوانند نماینده واقعی مردم باشند و خواسته های اصولی آنان را به اجرا برسانند یا نه؟

- آیا شرکت در انتخابات در شرایط کنونی معنایی دارد یا نه؟

 بسیار واضح است.

مسائل مطرح شده فوق فلسفی و نظری نمی باشند بلکه مردم مکررأ در دوره های اخیر شاهد آن بوده اند. برای مثال وقتی بعضی از نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به رد مصوبه مجلس در مورد “قانون اصلاح مطبوعات“  توسط شورای نگهبان متحصن شدند، ولی فقیه (علی خامنه ای) وارد عمل شد و نمایندگان مجبور شدند به تحصن خود پایان دهند و نتوانند مصوبه خود را اجرایی کنند.

جای ذکر است که کروبی (رئیس مجلس ششم) که در حال حاضر از او به عنوان یکی از رهبران اصلاح طلبان ذکر میشود، مکررأ تحسن نمایندگان مجلس ششم را “”کاری غلط” یا “اشتباه” قلمداد کرده است. همچنین جالب است که بدانیم،  ابوالفضل شکوری، نماينده مجلس ششم که برای انتخابات اخیر رد صلاحیت شده بود، پس از تکذیب حضور خود در تحصن معروف مجلس ششم، تاييد شد!

در نتیجه با قبول این واقعیت تلخ که در سیستم فعلی حکومتی ایران، جایی برای انتخابات واقعی و آزاد وجود ندارد،  ممکن است به نظر برسد که راه حل، انجام یک همه پرسی (رفراندم) برای تغییر قانون اساسی و خروج از بن بست کنونی باشد. اما طبق اصل 110 فقط رهبر(ولایت فقیه) میتواند فرمان همه پرسی دهد. حال اگر فرض کنیم که در شرایطی استثنایی رهبر نیز فرمان همه پرسی دهد، مسئله حل نخواهد شد! زیرا طبق اصل 177، فقط شورای بازنگری قانون اساسی که اکثریت قریب به اتفاق آنان منتصبین رهبری هستند، میتواند تغییرات محدودی در قانون اساسی را تعیین و تصویب کنند تا بعد از از تأیید رهبری به همه پرسی گذاشته شود.

در پایان باید این حقیقت را پذیرفت که بر اساس قانون اساسی  جمهوری اسلامی ایران، فقط با فرمان رهبر (ولی فقیه)، انتخابات واقعی و آزاد میتواند در ایران صورت بگیرد و بس!

ولی آیا شواهد تاریخی نشانه ای از چنین تحولی دارد یا نه؟

با توجه به عملکرد رهبران جمهوری اسلامی ایران، پاسخ دادن به چنین سوالی نباید مشکل باشد.

اطلاعات بیشتر:

نقش رئیس جمهور از نظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (وبلاگ شیرین)

رد  صلاحیت گسترده داوطلبان انتخابات مجلس در فسا (1386)

قانون اساسی ایران (حقوق دانان)

قانون اساسی ایران (ویکی پدیا)

بگذر از نی”: شعر طنزی از هادی خرسندی”

Tuesday, March 24th, 2009

poemNeyKhorsandi.jpg

بگذر از نی

سراینده:  هادی خرسندی

با سپاس از: فرناز و مهرسا

4 فروردین 1388

بگذر از نی، من حکایت می کنم                                   وز  جدائی ها   شکایت می کنم

ناله های نی، از آن نی زن است                                  ناله های من، همه مال من است

شرحه شرحه سینه می خواهی اگر                           من  خودم  دارم،  مرو  جای   دگر

این منم که رشته هایم پنبه شد                                         جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد

چند  ساعت، ساعتم   افتاد  عقب                                  پاک قاطی شد سحر با نیمه شب

یک  شبه  انگار بگرفتم  مرض                                   صبح فردایش، زبانم شد عوض

آن   سلام   نازنینم   شد “هِلو”                                     وآنچه گندم کاشتم، رویید جو

پای تا سر شد وجودم “فوت” و “هِد”                 آب   من “واتر”   شد  و  نانم ” بـــِر ِد

وایِ   من!  حتا   پنیرم   ” چیز ” شد                         است و هستم ، ناگهانی ” ایز” شد

من که  با آن لهجه و آن  فارسی                                   آنچنان خو کرده بودم سال  سی

من که بودم آن همه حاضر جواب                              من که  بودم  نکته ها را فوتِ آب

من که با شیرین زبانی های خویش                          کار خود در هر کجا  بردم  به پیش

آخر عمری، چو طفلی تازه سال                                  از  سخن  افتاده  بودم  لال  لال

کـَم کَـمَک، گاهی ” هِلو” گاهی ” پــِلیز”                  نطق کردم  خرده خرده،  ریز  ریز

در گرامر همچنان سر در گمم                                       مثل   شاگرد     کلاس   دومم

گاه ” گود مورنینگِ” من ، جای سلام                       از  سحر  تا  نیمه  شب، دارد  دوام

با در  و  همسایه  هنگام  سخن                                     لرزه می افتد  به سر تا پای من

می کنم  با یک دو تن اهل  محل                                 گاهگاهی یک “هلو” رد و بدل

گر  هوا  خوبست  یا   اینکه  بد است                      گفتگو در باره اش صد در صد است

جز  هوا، هر گفتگوئی  نابجاست                            این جماعت، حرفشان روی هواست

بگذر  از  نی، من حکایت  می کنم                            و ز  جدائی  ها   شکایت   می کنم

نی  کجا  این  نکته  ها  آموخته                                     نی  کجا  داند  نیستان   سوخته

نی کجا از فتنه های غرب و شرق                              داغ بر دل دارد و تیشه به    فرق

بشنو  از من،  بهترین   راوی   منم                          راست خواهی، هم نی و هم نی زنم

سوختند  آن ها   نیستان   مرا                                         زیر  و  رو  کردند ایران مرا

کاش می ماندم در آن محنت سرا                                 تا     بسوزانند  در  آتش     مرا

تا   بسوزانندم   و   خاکسترم                                          درهم  آمیزد به خاک کشورم

دیدی آخر  هرچه  رشتم پنبه شد                               جمعه  هایم  ناگهان  یکشنبه شد!!!

اطلاعات بیشتر:

بحران آلودگی زبان فارسی (شیرین بلاگ)

پارسی سره (فارسی بدون واژگان بیگانه) (شیرین بلاگ)

آرشیو شعر شیرین (شیرین بلاگ)

وب سایت هادی خرسندی

هادی خرسندی (ویکی پدیا)