Archive for the 'ادبیات' Category

ترانه مریم: به یاد مریم، تقدیم به نادر

Tuesday, March 30th, 2010

poemMaryamTuberose.jpg

مریم

سراینده: ایرج امیر انتظام

(به یاد مریم، تقدیم به نادر)

10 فروردین 1389

 

مريم چرا با ناز و با افسون و لبخندي،

به جانم شعله افكندي،

مرا ديوانه كردي

امشب كه با ناله، غمت در ديده مي بارد

دلم در سينه مينالد،

مرا دیوانه کردی

رفتي مرا تنها به دست غم رها كردي

به جان من خطا كردي

مرا ديگر نخواهي

پيدا شدي با غم، تو در جام شراب من

ازاين حال خراب من

بگو ديگر چه خواهي

اشكي كه ريزد ز ديده ي من،

آهي كه خيزد ز سينه ي من،

رنگ تمنا ندارد

تو آن گل مريم سپيدي،

بي تو دلم شوري و اميدي،

ديگر به دنيا ندارد

همچون نسيم از برم بگذر

يك لحظه در ديده ام بنگر

شايد نشاني ز عشق و وفا،

بينم به چشم تو بار دگر

اشكي كه ريزد ز ديده ي من،

آهي كه خيزد ز سينه ي من،

رنگ تمنا ندارد

تو آن گل مريم سپيدي،

بي تو دلم شوري و اميدي،

ديگر به دنيا ندارد

 

مطالب بیشتر:

ترانه مریم با صدای عطا (ایران ترانه)

نماهنگ مریم با با صدای عطا (یوتیوب)

ترانه شیدا با صدای چنگیز حبیبیان (ایران ترانه)

گل مریم = tuberose

ترانه  ”نترسون” با صدای داریوش

Wednesday, December 30th, 2009

daryoushEghbaliNatarsoon.jpg

ترانه  ”نترسون

خواننده: داریوش

سراینده:  ايرج جنتی عطائی

آهنگ ساز: فرید زولاند

 

نترسون باغ و از گل، نترسون سنگ و از برف

نترسون ماه و از ابر، نترسون کوه و از حرف

نترسون بيد و از باد، نترسون خاک و از برگ

نترسون عشق و از رنج، نترسون ما رو از مرگ

 

نه تير و دشنه، نه دار و زندان

 ستاره ها رو از شب نترسون

 

چه ترسي داره بوسه بر لب خونين آزادي؟

چرا وحشت کنم از عشق؟

 چرا برگردم از شادي؟

 

از اين خاموش تا خورشيد چه ترسي داره پل بستن؟

از اين سرچشمه تا دريا خوشا شکستن و رستن

نترسون عاشقا رو از این کولاک تاراج

به خاک افتادن از عشق پرو بال به معراج

 

نه تير و دشنه، نه دارو زندان

 ستاره هارو از شب نترسون

 

کجا پروانه ترسیدن حریر شعله پوشیدن

کجا شبنم هراسید از شراب نور نوشیدن

از این شب کوشه خاموش از این تکرار بی رویا

سلام ای صبح آزادی سلام ای روشن فردا

 

نترسون باغ و از گل، نترسون سنگ و از برف

نترسون ماه و از ابر، نترسون کوه و از حرف

نترسون بيد و از باد، نترسون خاک و از برگ

نترسون عشق و از رنج، نترسون ما رو از مرگ

 

نه تير و دشنه، نه دارو زندان

 ستاره هارو از شب نترسون

 

منابع بیشتر:

ترانه “نترسون” (ایران ترانه)

ویدئو کلیپ “نترسون” (با تصاویری از جنبش سبز 1)

ویدئو کلیپ “نترسون” (با تصاویری از جنبش سبز2)

ویدئو کلیپ “نترسون” (با تصاویری از جنایات رژیم)

ویدئو کلیپ “نترسون” (با ویدئوی رسمی داریوش)

ویدئو کلیپ “نترسون” (با دعوت به ساخت نماهنگ برای آن)

 

(از خون جوانان وطن لاله دميده! (شعری از عارف قزوینی

Thursday, December 17th, 2009

iranLaleh.jpg

از خون جوانان وطن لاله دميده!

سراینده: عارف قزوینی

با سپاس از: مینا جعفرپور

25 آذر 1388

 

هرچند که این تصنیف را عارف قزوینی در آغاز انقلاب مشروطه ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده است اما پس از گذشت بیش از 100 سال، هنوز این سروده  بخوبی در ایران مصداق دارد.

 

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد

در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد

از ابر کرم خطهٔ ری رشک ختن شد

دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

 

از خون جوانان وطن لاله دميده

از ماتم سرو قدشان سرو خميده

در سايه گل، بلبل ازين غصه خزيده

گل نيز چو من در غمشان جامه دريده

 

خوابند وکیلان و خرابند وزیران

بردند به سرقت همه سیم و زر ایران

ما را نگذارند به یک خانهٔ ویران

یارب بستان داد فقیران ز امیران

 

چه كج رفتارى اى چرخ! چه بدكردارى اى چرخ!

سر كين دارى اى چرخ!

نه دين دارى نه آيين دارى اى چرخ!

 

از اشك همه روى زمين زير و زبر كن

مشتى گرت از خاك وطن هست به سر كن

غيرت كن و انديشه ايام بتر كن

اندر جلو تير عدو سينه سپر كن

 

از دست عدو ناله من از سردرد است

انديشه هر آن كس كند از مرگ نه مرد است

جانبازى عشاق نه چون بازى نرد است

مردى اگرت هست كنون وقت نبرد است

 

عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده است

جز جام، به کس‌دست، چو خیام نداده است

دل جز به سر زلف دلارام نداده است

صد زندگی ننگ به یک نام نداده است

 

اطلاعات بیشتر:

ویدئو ترانه “از خون جوانان وطن” با صدای الهه (یوتیوب)

ویدئو ترانه “از خون جوانان وطن” با صدای شجریان (یوتیوب)

آهنگ ترانه “از خون جوانان وطن” با صدای پریسا (ایران ترانه)

دانلود ترانه “از خون جوانان وطن” با صدای الهه: برنامه گلهای شماره 246  (2.68 Meg, wma)

 

نام جاوید وطن”: سرودی از بیژن ترقی”

Thursday, November 26th, 2009

iranLandFlag.jpg 

نام جاوید وطن

سروده: بیژن ترقی

باسپاس  از: مینا جعفرپور

6 آبان 1388

 

“سلامتی شاه” ، اولین سرود ملی ایران از زمان مظفرالدین شاه قاجار تا سال 1933 بود که موسیقی آن سرود بوسیله موسيو لومر، موسیقی دان فرانسوی ارتش ايران ساخته شده بود. بعدها به درخواست پیام سلطانی (رهبر ارکستر ملل ایران)، بیژن ترقی برای آن اهنگ قدیمی، این شعر (نام جاوید وطن) را سرود.

 

نام جاوید وطن              صبح امید وطن

جلوه کن در آسمان             همچو مهر جاودان

وطن ای هستی من              شور و سرمستی من

جلوه کن در آسمان               همچو مهر جاودان

      بشنو سوز سخنم               که “هم‌آواز” (هوادار) تو منم

    همهٔ جان و تنم                 وطنم وطنم وطنم وطنم

بشنو سوز سخنم                        که نواگر این چمنم

همهٔ جان و تنم                         وطنم وطنم وطنم وطنم

همه با یک نام ونشان                    به تفاوت هر رنگ و زبان

همه با یک نام و نشان                    به تفاوت هر رنگ و زبان

                          همه شاد و خوش و نغمه‌زنان         ز صلابت ایران جوان )کهن)

 ز صلابت ایران جوان )کهن)            ز صلابت ایران جوان )کهن)

 

منبع:

سرود ملی ایران (ویکی پیدیا)

 

اطلاعات بیشتر:

دانلود “نام جاوید وطن” با صدای عفیلی (فرمت  mp3 از سایت مرورگر)

اجرای ” نام جاوید وطن”  وطن توسط  ارکستر ملل ایران (یوتیوب)

اجرای “نام جاوید وطن”  وطن توسط دریا داور (یوتیوب)

(بگذارید این وطن دوباره وطن شود! (سروده هیوز، برگردان شاملو

Thursday, November 26th, 2009

Langston Hughes

بگذارید این وطن دوباره وطن شود!

سروده: لنگستون هیوز

برگردان: شادروان احمد شاملو

ویرایش: مینا جعفرپور

با سپاس از: سعید قربانیان

14 آبان 1388

 

لنگستون هیوز شاعر و نویسنده سیاهپوست آمریکایی است که به خاطر کارهایش در هارلم نیویورک شهرت یافت و در سال 1976 به علت سرطان درگذشت. متن زیر برگردان زیبای احمد شاملو از شعر:

Let America be America again!

هیوز میباشد که معنای ویژه ای در دوران سیاهی که بعد از کودتای انتخاباتی بر کشورمان حاکم شده است، دارد.

 

بگذارید این وطن دوباره وطن شود!

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.

بگذارید پیشاهنگ دشت شود

و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.

این وطن هرگز برای من وطن نبود.

بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند.

بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود

سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند

تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.

این وطن هرگز برای من وطن نبود.

آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن،

 آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.

اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است

و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.

در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی

 

بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟

کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟

سفیدپوستی بینوایم که فریبم داده به دورم افکنده اند،

سیاهپوستی هستم که داغ برده گی بر تن دارم،

سرخپوستی هستم رانده از سرزمین خویش،

مهاجری هستم چنگ افکنده به امیدی که دل در آن بسته ام

اما چیزی جز همان تمهید لعنتی دیرین به نصیب نبرده ام

که سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می کند.

من جوانی هستم سرشار از امید و اقتدار، که گرفتار آمده ام

در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال

سود، قدرت، استفاده،

قاپیدن زمین، قاپیدن زر،

قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز،

کار انسان ها، مزد آنان،

و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع.

من کشاورزم، بنده ی خاک.

کارگرم، زر خرید ماشین.

سیاهپوستم، خدمتگزار شما همه.

من مردمم: نگران، گرسنه، شوربخت،

که با وجود آن رویا، هنوز امروز محتاج کمی نانم.

هنوز امروز درمانده ام. ــ آه، ای پیشاهنگان!

من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد،

بینواترین کارگری که سال هاست دست به دست می گردد.

با این همه، من همان کسم که در دنیای کهـن

در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم

بنیادی ترین آرزومان را در رویای خود پروردم،

رویایی با آن مایه قدرت، بدان حد جسورانه و چنان راستین

که جسارت پرتوان آن هنوز سرود می خواند

در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار شخمی که این وطن را سرزمینی کرده که هم اکنون هست.

آه، من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را

به جست وجوی آنچه می خواستم خانه ام باشد درنوشتم

 

من همان کسم که کرانه های تاریک ایرلند و دشت های لهستان

و جلگه های سرسبز انگلستان را پس پشت نهادم

از سواحل آفریقای سیاه برکنده شدم

و آمدم تا «سرزمین آزاده گان» را بنیان بگذارم.

آزاده گان؟

یک رویا ــرویایی که فرامی خواندم هنوز امّا

آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود

سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود!

 سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد.

سرزمینی که از آن من است.

ــ از آن بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من،

که این وطن را وطن کردند،

که خون و عرق جبین شان، درد و ایمان شان،

در ریخته گری های دست هاشان، و در زیر باران خیش هاشان

بار دیگر باید رویای پرتوان ما را بازگرداند.

آری، هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید

پولاد آزادی زنگار ندارد.

آه، آری

آشکارا می گویم،

این وطن برای من هرگز وطن نبود،

با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود!

رویای آن

همچون بذری جاودانه

در اعماق جان من نهفته است.

ما مردم می باید

سرزمین مان، معادن مان، گیاهان مان، رودخانه هامان،

کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم:

همه جا را، سراسر گستره ی این ایالات سرسبز بزرگ را

و بار دیگر وطن را بسازیم

 

اطلاعات بیشتر:

دانلود ” بگذارید این وطن دوباره وطن شود!” با صدای شاملو (سایت رایو گلها)

(گله ميکرد ز مجنون ليلي (طنز

Saturday, February 28th, 2009

leiliMajnoonPoem.png 

گله ميکرد ز مجنون ليلي (طنز)

با سپاس از: فرناز

10 اسفند 1387

گله ميکرد ز مجنون ليلي

که شده رابطه مان ايميلي

حيف از آن رابطه انساني

که چنين شد که خودت ميداني

عشق وقتي بشود داتکامي

حاصلش نيست بجز ناکامي

نازنين خورده مگر گرگ ترا

برده يا دات نت و دات ارگ ترا

بهرت ايميل زدم پيشترک

جاي سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگين است

به درک گر غم من سنگين است

به درک رابطه گر خورده ترک

قطع آنهم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از اين ايميلم

که به اين رابطه هم بي ميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول کن

همه را جاي  OK کنسل کن

 OFF  کن کامپيوتر را جانم

يار من باش و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست

روي کاغذ بنويسش با دست

نامه يک حالت ديگر دارد

خط تو لطف مکرر دارد

خسته از  font و ز format شده ام

دلخور از گِردِلي @ (ات) شده ام ….

کرد ريپلاي به ليلي مجنون

که دلم هست از اين سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هرچه گفتي که بکن خواهم کرد

زودتر پيش تو خواهم آمد

هي مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتي تو عزيزم ليلي

ديگر از من نرسد ايميلي

نامه اي پست نمودم بهرت

به اميدي که سرآيد قهرت

منابع:

این شعر طنز (بدون ذکر سراینده) در 6 نوامبر 2007 در IranProud.Comمنتشر شد.

“غزل “برف نو”: از زنده یاد “شاملو

Friday, January 30th, 2009

barfeNo.jpg

غزل “برف نو”

سراینده: احمد شاملو

باسپاس از: مهرسا

16 بهمن 1387

برف نو! برف نو! سلام، سلام

بنشين، خوش نشسته‌ای بر بام

پاكی آوردی ای اميد سپيد

همه آلودگیست اين ايام

راه شومیست می زند مطرب

تلخواریست می چكد در جام

اشكواریست می كشد لبخند

ننگواريست می تراشد نام

مرغ شادی به دامگاه آمد

به زمانی كه برگسيخته دام

ره به هموار جای دشت افتاد

ای دريغا كه برنيايد گام

کام ما حاصل آن زمان آمد

که طمع برگرفته‌ایم از کام

خامسوزيم الغرض بدرود

تو فرود آی برف تازه سلام!

اطلاعات بیشتر:

نماهنگ “برف نو” با صدای احمد شاملو و موسیقی کیتارو

ترانه “برف نو” با صدای انیم (MP3, 2 Meg، وبلاگ شیرین)

ویدئوی ترانه “برف نو” با صدای سجاد سپهری (یوتیوب)

تصنیف “برف نو” را با صدای علی بیات و آهنگ امیر حسین سام (ArchNet.org)

(Whistle) سوتک

Saturday, January 10th, 2009

  poemShariatiWhistle.jpg

سوتک (Whistle)

سراینده: دکتر علی شریعتی

برگردان به انگلیسی: محمد کریم طهماسبی

21 دی 1387

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد.

I don’t know what will happen after my death.
 

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

I don’t want to know what the “potter” will make out of my dusts.
 

ولی بسیار مشتاقم،

 But I wish,

که از خاک گلویم سوتکی سازد!
 that he makes a whistle out of my throat!
 

گلویم سوتکی باشد، بدست کودکی گستاخ و بازیگوش.

My throat be a whistle in the hand of a brave and playful child.
 

و او یکریز و پی در پی،

And he ceaselessly and continuously,

دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد.
 blows his warm and vigorous breath hard into my throat.

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
 And disturbs the sleep of ignorant  people even more.

 

و بدین سان، بشکند در من،

And in this way, breaks inside me,

 

سکوت مرگبارم را…
my dead silence …

در باره:

آقای محمد کریم تهماسبی دانشجوی ادبیات انگلیسی دانشگاه شیراز و از اعضای هنرمند و فعال موسسه علمی شیرین هستند که مقاله های زیادی نیز در وبلاگ شیرین منتشر و یا ترجمه کرده اند از جمله:

پارسی سره (فارسی بدون واژگان بیگانه)

چگونه میتوان  از سایت هایی نظیر “یوتیوب” ویدئو دانلود کرد؟

چگونه دانش آموزان دبیرستانی ایران میتوانند از بهترین دانشگاه های آمریکا پذیرش و بورس بگیرند؟

اطلاعات بیشتر:

نماهنگ زیبای دکتر شریعتی ساخته حسین بهاروند احمدی با صدای محسن نامجو (وبلاگ شیرین)

“بی صداقتی” و “دنیا” (قطعه هایی از: دکتر علی شریعتی) (وبلاگ شیرین)

نوروز مبارک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) (وبلاگ شیرین)

سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور در ایران

Tuesday, December 2nd, 2008

kanoonNevisandegan.jpg

13 آذر، روز مبارزه با سانسور در ایران

گرد آورنده: علی طالبی نژاد

12 آذر 1387

دکتر ناصر زرافشان رئیس هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، با اعلام 13 آذر (3 دسامبر) به عنوان “روز مبارزه با سانسور در ایران“، به نمایندگی از طرف این کانون، از همه ایرانیان در داخل و خارج کشور تقاضا کرده که به هر طریقی که میتوانند با بزرگداشت این روز، به مقابله سراسری با سانسور پرداخته و در جهت آزادی بیان و اندیشه تلاش کنند تا با فشار آوردن به مسئولین در جهت گشایش فضای فرهنگی کمک نمایند.

رضا خندان از اعضای “کمیته مبارزه با سانسور” در “کانون نویسندگان ایران” میگوید:

“سانسور صرفا مسأله نويسندگان يا هنرمندان نيست. اين مسأله كل جامعه است؛ هر كسی كه می‌خواهد آزادانه زندگی كند و آزادنه حرف خود را بيان كند و آزادانه حرف‌های ديگران را بشنود، خواه ناخواه، در اين زمينه مسئول است و با اين حركت منافع مشترک دارد.

دکتر زرافشان خاطر نشان میسازد که:

“ما باید جامعه را مخاطب قرار داده و مردم را آگاه کنیم. …. نیروی عمده، مردم و خواستن و اراده کردنشان است. ….. مردم نیروی اصلی هستند که میتوانند حقوق خودشان را بدست آورند، نگه دارند و تضمین کنند و محافظش باشند.”

دکتر زرافشان علت انتخاب 13 آذر به عنوان “روز مبارزه با سانسور” را مصادف بودن آن با میانگین دوره قتل برخی از اعضای کانون نویسندگان ایران در سال 1377 ذکر میکند. این فاجعه که بعدأ “قتل های زنجیره ای” نام گرفت، توسط سران ارشد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای نابودی چهرهای سرشناس فرهنگ و اندیشه آزاد به اجرا در آمد. عاملان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران برای قتل عام صاحبان فکر و اندیشه، آنان را از کوچه و خیابان می ربودند و یا بطور پنهانی به منازلشان حمله میکردند. برای اطلاعات بیشتر میتوانید مقاله “قتل های زنجیره ای” در ویکی پدیا را بخوانید که حاوی جزئیات کاملی در این مورد میباشد.

قتل های زنجیره ای در اول آذر 1377 با قتل داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری از سران “حزب ملت ایران” شروع شد که در منزل خود در فخر آباد تهران بدست عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی کارد آجین شده بودند. چند روز بعد، جنازه محمد مختاری (نويسنده، شاعر، پژوهشگر و عضو کانون نويسندگان ايران) که برای خريد شير از خانه بيرون رفته بود را در بيابان‌های اطراف شهر ری تهران يافتند. محمد جعفر پوينده (مترجم و نويسنده) و مجید شریف (مترجم و نویسنده) از دیگر اعضای کانون نویسندگان ایران بودند که به همراه جمع گسترده ای از شخصیت های سیاسی، مذهبی، فرهنگی و هنری از دکتر کاظم سامی گرفته تا علی اکبر سعیدی سیرجانی و فریدون فرخزاد در این دوره به قتل رسیدند.

رژیم جمهوری اسلامی ایران تحت فشار افکار عمومی بررسی این “قتل های زنجیره ای” را “پرونده ملی” اعلام کرد. گرچه کميته سه نفره ای که مسئول تحقیق در این مورد شد، هرگز نام اعضای شبکه قتل‌های زنجیره‌ای را فاش نکرد، اما سعيد امامی معاون سیاسی وزارت اطلاعات در زمان تصدی علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌ جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی) و دری نجف آبادی (وزیر اطلاعات وقت در دولت محمد خاتمی) در اوايل بهمن 1377 دستگير شد ولی بعدأ اعلام گشت که وی در زندان با خوردن واجبین خود کشی کرده است. پيش از آن نیز، دو نفر دیگر ازمقامات وزارت اطلاعات رژیم یعنی مصطفی موسوی (کاظمی) معاون وقت وزارت اطلاعات و مهرداد عاليخانی، به عنوان مجريان اصلی اين قتل‌ها دستگير شده بودند. با این وجود بنیادگرایان یا جناح حاکم در کشور، که مخالف جدی دگراندیشان بودند، عاملان قتلها را ابرقدرت‌های خارجی  و به‌ خصوص اسرائیل دانستند که از آن جمله میتوان اولین واکنش علی خامنه‌ای در نمازجمعه تهران را ذکر کرد که قتل ها را به دشمنان خارجی منصوب کرد.

در خواست خانواده قربانیان قتل های زنجیره ای برای محاکمه عمومی و معرفی عامرین آن هرگز به نتیجه نرسید. دکتر ناصر زرافشان وکيل خانواده پوینده به دلیل اصرار در پیگیری پرونده این قتل ها، با اتهامات واهی 5 سال را در زندان گذراند. جلسات دادگاه پس از توقیف مطبوعات در بهار ۷۹ ، دستگیر و زندانی کردن روزنامه نگاران پیگیر موضوع ( اکبر گنجی و عمادالدین باقی)، بدون حضور هیات منصفه و در حالیکه خانواده مقتولان در اعتراض به نحوه رسیدگی در جلسات دادگاه حضور نیافتند ، با محکوم کردن عوامل وزارت اطلاعات به چند سال زندان بسته شد.  

پس از قتل‌های پاییز ۷۷، کمیته دفاع از حقوق بازماندگان قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای با حضور خانواده‌های فروهر، محمد مختاری، محمد جعفر پوينده و نیز ناصر زرافشان، فریبرز رييس دانا، احمد صدر حاج سيد جوادی، علی اکبر معينی فر، حسین شاه حسينی و وکلای قربانيان، تشکیل شد. دکتر کاظم کردوانی، جامعه شناس و از موسسان کمیته “دفاع از حقوق بازماندگان قربانيان قتل‌های زنجيره‌ای می‌گويد: ما در این کمیته فهرستی از کسانی که به نوعی در قالب اين پروژه به قتل رسيده‌اند را تهيه کردیم.   چيزی حدود ۷۵ نفر را شامل می‌شد. اين در واقع پروژ ه ی وسيعی بود که بخشی از آن مربوط به  روشنفکران و جريانات لائيک و سکولار می‌شد. به گفته کاظم کردوانی يکی از مختصات، موضوع نگاه امنيتی به فرهنگ بود. این عضو کمیته دفاع از حقوق بازماندگان قربانیان قتل‌های پاییز ۱۳۷۷ می‌گوید: اگر شما ملاحظه کنيد، مجموعه کسانی که در اين پروژه ها به قتل رسيدند شامل چهار نفر عضو کانون نويسندگان، فروهرها و حسين برازنده در مشهد که مفسر قرآن بود، سه نفر از کشيشان ارامنه، از روحانيت اهل سنت در سيستان و بلوچستان و در کردستان؛ همگی آن‌ها يک مشخصه مشترک داشتند: به نوعی عضو تشکيلاتی بودند،  تشکيلاتی که کاملا مسالمت آميز بود و هيچ دايره قدرتی نداشت. به عقیده  کاظم کردوانی همه این‌ها نوعی قتل درمانی بود.

پرستو فروهر قصد داشت هفته گذشته مراسم دهمین سال قتل پدر و مادرش را در منزلشان در تهران برگزار کند ولی عوامل وزارت اطلاعات رژیم احمدی نژاد به او این اجازه را ندادند و حتی اقوام نزدیک فروهر نیز نتوانستند در این مراسم حضور یابند زیرا نیروهای پلیس رژیم احمدی نژاد از ساعات اولیه بامداد تمامی راههایی که به منزل فروهر ها منتهی میشد را بسته بودند و به کسی اجازه ورود ندادند. بدنبال این محدودیت ها، خانواده قتل های زنجیره ای مجبور شدند مراسم دهمین سال یادبود قتل عزیزنشان را با حضور هزاران تن از دوستداران و فعالان حمایت از حقوق بشر در  ایران نظیر شیرین عبادی و دکتر عبدالکریم لاهیجی در روز شنبه 9 آذر 1387 در پاریس بر گزار کنند.

پرستو فروهر به خاطر می آورد که ده سال پیش چگونه  صد ها هزاران تن از مردم که پس از آگاهی از قتل پدر و مادرش برای هم دردی به اطراف خانه آنها سرازیر شده بودند، رژیم را مجبور کرد که آنرا “پرونده ملی” اعلام کند تا خشم مردم را فرو نشاند.

 پرستو فروهر، دختر فروهرهای مقتول، می افزاید:

“کرامت و شرافت انسانی حکم می کند میکند که اجازه ندهیم تا رژیم پرونده قتل های زنجیره ای را در افکار عمومی ببندند، هر چند که آنها این پرونده را در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی خود بسته اند.”

منابع و اطلاعات بیشتر:

   اعلامیه کانون نويسندگان ايران در باره ۱۳آذر، روز مبارزه با سانسور (آبان 1387)

کانون نویسندگان،۱۳ آذر را روز مبارزه با سانسور اعلام کرد (بی بی سی، 1387)

چهار هزار کتاب در انتظار مجوز (الهه روانشاد، رادیو فردا، 25 آبان  1387)

قتل های پاییز 77: پرونده ای که نامش “ملی” بود (مهرداد سپهری، رادیو فردا، 1387)

مراسم فروهرها بر گزار نشد  (رادیو فردا، 1  آذر 1387)

تاریکی دنباله دار “تاریکخانه” قتل های زنجیره ای (آرمان مصتوفی، رادیو فردا، 1387)

سرگذشت صوتی قتل های پاییز 1377: 10 سال گذشت (mp3، 13 مگ)

مراسم یادبود دهمین سال قتل مختاری و پوینده (شهرام میریان، رادیو فردا، 8 آذر 1386)

باغ من”: شعری از مهدی اخوان ثالث”

Wednesday, October 1st, 2008

poemAutumnAkhavanSales.jpg

باغ من

 سراینده: مهدی اخوان ثالث (م. امید)

باسپاس از: محمد کریم تهماسبی

9 مهر 1387

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر، با آن پوستین سرد نمناکش

 باغ بی برگی  روز و شب تنهاست

با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران، سرودش باد

 جامه اش، شولای عریانی ست

ور جز اینش جامه ای باید

بافته بس شعله زر تار پودش باد

گو بروید ، یا نروید ، هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد

باغبان و رهگذاری نیست

باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از میوه های سر به گردونسای اینک خفته در تابوت  پست خک می گوید

باغ بی برگی خنده اش خونیست اشک آمیز

 جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصلها ، پاییز

در باره:

آقای محمد کریم تهماسبی دانشجوی ادبیات انگلیسی دانشگاه شیراز و از اعضای هنرمند و فعال موسسه علمی شیرین هستند که مقاله های زیادی نیز در وبلاگ شیرین منتشر کرده اند از جمله:

پارسی سره (فارسی بدون واژگان بیگانه)

چگونه میتوان  از سایت هایی نظیر “یوتیوب” ویدئو دانلود کرد؟

اطلاعات بیشتر:

پیوند دانلود روخوانی اشعار مهدی اخوان ثالث (با صدای خودش)

دکلمه اشعار اخوان ثالث با صدای خودش (سایت پویا: اول کلیک کنید روی “لحظات تنهایی” و بعد عکس اخوان)

مهدی اخوان ثالث (ویکیپدیا)

اخوان، شاعر حماسه و شکست(BBC)

مهدی اخوان ثالث (راوی حکایت باقی)

زمستان”: شعری از مهدی اخوان ثالث (وبلاگ شیرین)