Archive for the 'ترجمه' Category

(بگذارید این وطن دوباره وطن شود! (سروده هیوز، برگردان شاملو

Thursday, November 26th, 2009

Langston Hughes

بگذارید این وطن دوباره وطن شود!

سروده: لنگستون هیوز

برگردان: شادروان احمد شاملو

ویرایش: مینا جعفرپور

با سپاس از: سعید قربانیان

14 آبان 1388

 

لنگستون هیوز شاعر و نویسنده سیاهپوست آمریکایی است که به خاطر کارهایش در هارلم نیویورک شهرت یافت و در سال 1976 به علت سرطان درگذشت. متن زیر برگردان زیبای احمد شاملو از شعر:

Let America be America again!

هیوز میباشد که معنای ویژه ای در دوران سیاهی که بعد از کودتای انتخاباتی بر کشورمان حاکم شده است، دارد.

 

بگذارید این وطن دوباره وطن شود!

بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود.

بگذارید پیشاهنگ دشت شود

و در آن جا که آزاد است منزلگاهی بجوید.

این وطن هرگز برای من وطن نبود.

بگذارید این وطن رویایی باشد که رویاپروران در رویای خویش داشته اند.

بگذارید سرزمین بزرگ و پرتوان عشق شود

سرزمینی که در آن، نه شاهان بتوانند بی اعتنایی نشان دهند نه ستمگران اسبابچینی کنند

تا هر انسانی را، آن که برتر از اوست از پا درآورد.

این وطن هرگز برای من وطن نبود.

آه، بگذارید سرزمین من سرزمینی شود که در آن،

 آزادی را با تاج گل ساخته گی وطن پرستی نمی آرایند.

اما فرصت و امکان واقعی برای همه کس هست، زنده گی آزاد است

و برابری در هوایی است که استنشاق می کنیم.

در این «سرزمین آزاده گان» برای من هرگز نه برابری در کار بوده است نه آزادی

 

بگو، تو کیستی که زیر لب در تاریکی زمزمه می کنی؟

کیستی تو که حجابت تا ستاره گان فراگستر می شود؟

سفیدپوستی بینوایم که فریبم داده به دورم افکنده اند،

سیاهپوستی هستم که داغ برده گی بر تن دارم،

سرخپوستی هستم رانده از سرزمین خویش،

مهاجری هستم چنگ افکنده به امیدی که دل در آن بسته ام

اما چیزی جز همان تمهید لعنتی دیرین به نصیب نبرده ام

که سگ سگ را می درد و توانا ناتوان را لگدمال می کند.

من جوانی هستم سرشار از امید و اقتدار، که گرفتار آمده ام

در زنجیره ی بی پایان دیرینه سال

سود، قدرت، استفاده،

قاپیدن زمین، قاپیدن زر،

قاپیدن شیوه های برآوردن نیاز،

کار انسان ها، مزد آنان،

و تصاحب همه چیزی به فرمان آز و طمع.

من کشاورزم، بنده ی خاک.

کارگرم، زر خرید ماشین.

سیاهپوستم، خدمتگزار شما همه.

من مردمم: نگران، گرسنه، شوربخت،

که با وجود آن رویا، هنوز امروز محتاج کمی نانم.

هنوز امروز درمانده ام. ــ آه، ای پیشاهنگان!

من آن انسانم که هرگز نتوانسته است گامی به پیش بردارد،

بینواترین کارگری که سال هاست دست به دست می گردد.

با این همه، من همان کسم که در دنیای کهـن

در آن حال که هنوز رعیت شاهان بودیم

بنیادی ترین آرزومان را در رویای خود پروردم،

رویایی با آن مایه قدرت، بدان حد جسورانه و چنان راستین

که جسارت پرتوان آن هنوز سرود می خواند

در هر آجر و هر سنگ و در هر شیار شخمی که این وطن را سرزمینی کرده که هم اکنون هست.

آه، من انسانی هستم که سراسر دریاهای نخستین را

به جست وجوی آنچه می خواستم خانه ام باشد درنوشتم

 

من همان کسم که کرانه های تاریک ایرلند و دشت های لهستان

و جلگه های سرسبز انگلستان را پس پشت نهادم

از سواحل آفریقای سیاه برکنده شدم

و آمدم تا «سرزمین آزاده گان» را بنیان بگذارم.

آزاده گان؟

یک رویا ــرویایی که فرامی خواندم هنوز امّا

آه، بگذارید این وطن بار دیگر وطن شود

سرزمینی که هنوز آن چه می بایست بشود نشده است و باید بشود!

 سرزمینی که در آن هر انسانی آزاد باشد.

سرزمینی که از آن من است.

ــ از آن بینوایان، سرخپوستان، سیاهان، من،

که این وطن را وطن کردند،

که خون و عرق جبین شان، درد و ایمان شان،

در ریخته گری های دست هاشان، و در زیر باران خیش هاشان

بار دیگر باید رویای پرتوان ما را بازگرداند.

آری، هر ناسزایی را که به دل دارید نثار من کنید

پولاد آزادی زنگار ندارد.

آه، آری

آشکارا می گویم،

این وطن برای من هرگز وطن نبود،

با وصف این سوگند یاد می کنم که وطن من، خواهد بود!

رویای آن

همچون بذری جاودانه

در اعماق جان من نهفته است.

ما مردم می باید

سرزمین مان، معادن مان، گیاهان مان، رودخانه هامان،

کوهستان ها و دشت های بی پایان مان را آزاد کنیم:

همه جا را، سراسر گستره ی این ایالات سرسبز بزرگ را

و بار دیگر وطن را بسازیم

 

اطلاعات بیشتر:

دانلود ” بگذارید این وطن دوباره وطن شود!” با صدای شاملو (سایت رایو گلها)

یک مادر سرسخت

Sunday, April 19th, 2009

amyPalmieroRun.jpg oneToughMama.jpg

یک مادر سرسخت

(داستان یک دونده رکورد دار ماراتن، که پای چپش را ازدست داد اما نه قدرت، روحیه و سرعتش را!)

نویسنده: سارا باتلر

مترجم: مهرسا

وقتی ایمی پالمیرو- وینترز برای آخرین بار در مسابقه دو ماراتن بستن سال 1993 دوید، جوان 20 ساله بی خیالی بود. در آن زمان  در حالیکه او به آسانی سخت ترین سربالایی ماراتن بستن را پشت سر میگذاشت، از خود می پرسید که چرا سایر دوندگان آنرا سخت میدانستند؟ در مقایسه با تمرینات دویی که در میان تپه های زادگاهش، میدویل پنسیلوانیا واقع در90 مایلی شمال پیتسبرگ، داشت، دویدن در سربالایی نیوتن در بستن که مشکل ترین قسمت مسیرمسابقه است، کارساده ای بود اما حدس نمی زد که رکورد 3  ساعت و 16 دقیقه ای آنروزش به مدت 13 سال بهترین رکورد باقی بماند.  

آوریل امسال، پالمیرو- وینترز34 ساله، با رکورد 3:04 جدیدش در شیکاگو و با آمادگی بیشتر برای مقابله با سر بالایی ها، به بستن بازگشت. اکنون او  مادر مجردی با دو بچه،  جوشکاری با 50 ساعت کار در هفته و … البته فراموش کردم که بگویم یک معلول (بدون پای چپ از ناحیه زانو به پایین) است. در سال 1994 ماشینی در جلوی موتور سیکلت او  ظاهر شد و پای چپ او خرد کرد. در مدت دو ماهی که او در بیمارستان بستری بود، پزشکان سعی در ترمیم پای له شده او کردند ولی به او گفته شد که دیگر هرگز قادر به دویدن نخواهد بود.

 پالمیرو- وینترز در حالی به زادگاهش بازگشت که چندین استخوان پایش را از دست داده بود و قوزک پایش به سختی کار می کرد. او می گوید: ” شماره پای من 7.5  بود اما بعد از تصادف 4.5 شد و  هر روز ضعیف تر و خمیده ترشد. کفش های معمولی اندازه پایم نبودند.” بنابراین او کفش ورزشی کوچکی خرید و ماراتن 1995کلمبوس را بدون آمادگی و تمرین قبلی  با زمان 4:03  به پایان رساند.

در طول 2 سال و پس از 25 جراحی، پایش را از 3 اینچ زیر زانو قطع کردند. یکی از دوستان او، الن پپیسلی، می گوید: “چند روز قبل از قطع پایش از او در مورد حالش پرسیدم زیرا نگران اوضاع روحی او بودم. او مستقیم  به چشمانم نگاه کرد و گفت:” “الن، در مقابل مشکلاتی که مردم دارند، این اتفاق مثل از دست دادن یک ناخن شکسته است.”

شاید او از ابتدا انسانی قدرتمند به دنیا آمده بود: پالمیرو- وینترز سه ماه زود تر از موعد و با وزن کم 2 پوند و 11 انس بدنیا آمد و وقتی فقط 4 پوندی به خانه فرستاده شد زیرا به دسنگاه نگه داریش در بیمارستان لگد میزد. شاید تمام اینها به خاطر بزرگ شدن در خانواده ای سرسخت باشد. ( لری، پدر ایمی به دخترش که بعد از تصادف در بیمارستان بستری بود گفت که او به قرص مسکن نیازی ندارد.) شاید چنین روحیه ای  به خاطر دویدن در مقابل بادهای شدید پنسیلوانیای غربی در او به وجود آمده است. اما دلیل آن هر چه هست، یکدندگی با شخصیت او جوش خورده و کوتاه آمدن در مقابل درد جز برنامه او نیست.

پالمیرو- وینترز چندین پای مصنوعی را امتحان کرده بود تا در سال 2004 پایی را پیدا کرد که توانست با آن بدود. آن پای مصنوعی برای پیاده روی ساخته شده بود و اندازه کاملاً مناسبی نداشت. در نتیجه باعث شد که در محل اتصال آن پایش تاولهای زیادی بزند وانجام تمرینات معمولی را برایش غیر ممکن سازد. اما  او با آن رقابت دو بین المللی اسور 2005 (نیمه ماراتن معلولان پا)، با زمان 1:57 به پایان رساند.

در سال 2006، پالمیرو- وینترز با شرکت “اعضای مصنوعی پیشرو” (A_Step_Ahead_Prosthetics) که کار اختصاصی آن ساخت پای مصنوعی برای معلولین فعال است، تماس گرفت. او با یک پای مصنوعی مناسب، تمرینات مداوم خود را شروع کرد و با زمان 3:26 دقیقه ای در کیلیولند، رکورد قبلی زنان معلول زیر زانو را که 3:52 دقیقه بود، شکست. سپس در اکتبر گذشته  با زمان 3:04 دقیقه در شیکاگو دوید. او می گوید: ” بسیار هیجان زده شده بودم. فرصتی یافتم که دوباره ورزشکاری که میدانستم میتوانم باشم، شوم. ” هدف بعدی او شکست رکورد 3 ساعته ماراتن بستن و هدف بلند مدت او زمان 2:47 دقیقه برای برگزیده شدن در رقابت های المپیک است.

بزرگترین سرمایه او، به گفته دکترش (اریک شفر)، اراده فکری اوست.  پالمیرو- وینترز بر این باور است که می توان بسیاری از چیزها را با طرز فکر کنترل کرد. او امیدوار است که افراد با دیدن دویدن او افکار نادرستشان را از ذهن بزدایند. او می گوید: ” بله اتفاق نا گوار می افتد اما مهم طرز برخورد شما با آن است. پای از دست رفته من هرگز بر نمی گردد اما غصه خوردن هیچ چیزی را عوض نمی کند و من باید این واقعیت را درک کرده و با آن کنار بیایم. به من نعمتی داده شده و من احساس می کنم باید به بدنیا نشان دهم که با آن چه میتوانم بکنم.

منبع اصلی:

One Tough Mama, by Sarah Lorge Butler, Runners World, May 2007, Page 22-26

 منابعی برای اطلاعات بیشتر:

Amy Palmiero-Winters Official Site

Life Has No Limits for Amy Winters, Triathlon Champion

“اشتباه یا عمد مستند تلویزیونی “کره زمین” در باره “خلیج فارس

Tuesday, March 10th, 2009

khalijFars3.JPG

اشتباه یا عمد مستند تلویزیونی “کره زمین در بارهخلیج فارس

نوشته: فرناز مبین

ترجمه: ابوطالب نکوییان

ویرایش: مینا جعفرپور

17 اسفند 1387

ساعت 8:30 دیشب (4 ژانویه 2009) مشغول دیدن یکی از سری مجموعه های تلویزیونی مستند شبکه دیسکاوری به نام کره زمین  (Planet_Earth)بودم، که با کمال تعجب، آنها نام اشتباهی را برای “خلیج فارس“، هنگام معرفی صحرای بحرین بکار بردند! بسیار جای تاسف است که آنها در چنین مستند جالبی، یک چنین اشتباه غیر قابل قبولی بکنند. با توجه به اینکه خیلی سخت است که باور کنیم یک چنین اشتباهی سهوی انجام شده، بنابراین میخواهم از ایرانیان متعهد تقاضا کنم تا برای شبکه دیسکاوری ایمیلی بنویسند و آنها را از این اشتباه مطلع سازند.

نویسنده برنامه مستند “کره زمین، یک بریتانیایی به نام آلاستر فوترجیل

(Alastair_Fothergill)  است. من سعی کردم تا از طریق اینترنت ایمیلش را پیدا کنم، تا با او تماس بگیرم اما موفق نشدم. اگر ایمیلش را پیدا کردید لطفا آنرا با گذاشتن یک نظر در آخر این مقاله به دیگران اطلاع دهید.

روش  اعتراض به  شبکه دیسکاوری:

1. بر روی پیوند (لینک) زیر کلیک کنید:

http://extweb.discovery.com/viewerrelations

2. قسمت “Network/Program_Related” را برای “Question_Regarding” انتخاب کنید.

3. در صفحه دوم، “ Discovery_Channel_HD” را برای “Network” انتخاب کنید.

4. در صفحه سوم، ” Planet_Earth” را برای “Program/Show” انتخاب کنید.

5. در صفحه چهارم، “Primetime_6:00_pm-2:00­_am” را برای “Program_Time” انتخاب کنید.

6. گلایه قوی خود را به زبان انگلیسی تایپ کنید.

7.  دکمه “SUBMIT”  را فشار دهید.

این کار خیلی آسان است، آن را به تاخیر نیندازید!

لطفا با فرستادن آدرس این مقاله به مجموعه ایمیلتان، دوستان خود را مطلع کنید:

http://shirin.mit.edu/blog/?p=951

سپاسگزارم.

مرجع:

Planet Earth Documentary Fiasco regarding “Persian Gulf”

اطلاعات بیشتر:

Khalij-e-Fars (Persian Gulf)

 

چرا تنها یک طرف کره ماه را می بینیم؟

Thursday, January 29th, 2009

moonRotateRevolve.jpg

چرا تنها یک طرف کره ماه را می بینیم؟

نوشته: مهرسا

10 بهمن 1387

ماه نزدیکترین همسایه کره زمین است که در فاصله متوسط تقریبأ 240 هزار مایلی(384 هزار کیلومتری) به دور زمین می گردد. ماه در هر 27.3 روز (تقریباً 655 ساعت)، یک گردش کامل به دور زمین انجام می دهد. بعلاوه ماه به دور محورخود نیز میچرخد ولی به خاطر نیروها ی کشانی Tidal_Force، دقیقأ همان 655 روز طول میکشد تا ماه یک بار هم به دور محور خود بچرخد. به بیانی ساده تر، در مدت زمانی که طول میکشد تا ماه یک بار به دور زمین بگردد (655 ساعت)، ماه دقیقأ یک بار هم به دور محور خود میچرخد. این حرکت هماهنگ(synchronized)  ماه به دور زمین که به دلیل قفل کشانی  Tidal_Locking ایجاد میگردد، سبب میشود که همواره فقط نیمه ثابتی از ماه بطرف کره زمین قرار گیرد (نیمه نزدیک ماه ).

moonNearSide.gif

 نیمه نزدیک ماه (نیمه ماه که از طرف ناظر زمینی قابل مشاهده است.)

در نتیجه این پدیده جالب، یک ناظر در روی سطح ماه، 327.5 ساعت روشنایی ممتد و 327.5 ساعت تاریکی ممتد را تجربه می کند. بعلاوه اگر شما بر روی  نیمه نزدیک ماه زندگی کنید، همیشه کره زمین را در موقعیت ثابتی در آسمان می بینید که هر 24 ساعت یک بار به دور محور خود میچرخد. انیمیشن قسمت “اطلاعات بیشتر”، تصویری از کره زمین را نشان میدهد که توسط ناظری در نیمه نزدیک ماه در طی 655 ساعت (یک ماه قمری) مشاهده خواهد کرد. اما در نظر داشته باشید که کره زمین از نیمه دور ماه هرگز دیده نمیشود! به همین دلیل است که فضاپیما هایی نظیر آپولو 11 وقتی روی نیمه دور ماه در حال پرواز بوده اند (پشت کره ماه)، امکان تماس رادیویی با کره زمین را نداشته اند!

moonFarSide.gif

نیمه دور ماه (نیمه ماه که از طرف ناظر زمینی قابل مشاهده نیست.)

 (عکس گرفته شده توسط فضاپیمای کلمنتین Clementine_Spacecraft)

پدیده “قفل شدن” تنها منحصر به کره زمین و کره ماه نمیباشد. برای مثال، هر دو ماههای کره مریخ، همواره فقط یک طرفشان به سوی مریخ قرار دارد! همچنین تمام ماههای کرات مشتری، زحل، اورانوس و نپتون نیز به همین ترتیب به کرات خود قفل شده اند. پده عجیت تر اینکه کره پلتو و بزرگترین ماه آن (Charon) به همدیگر قفل شده اند. به این معنا که هر دوی آنها فقط یک طرفشان را به همدیگر نشان میدهند!

moonPhasesAnimation.gif

با کلیک کردن روی تصویر بالا، انیمیشنی را خواهید که نشان میدهدهر یک از هلال های ماه نیز تنها بخشی از نیمه نزیک ماه را نشان میدهند. ما در مقاله بعد به تشریح چگونگی شکل گیری هلال های ماه میپردازیم.

منابع و اطلاعات بیشتر:

Moon  (NASA site)

Why Do We Only See One Side of the Moon? (Video, NASA site)

 Earth view from the Near Side of the Moon (YouTube)

Why do we only see one side of the Moon?

Strange Sun, Earth & Moon Coincidences (YouTube)

Medical Doctors پزشکان متخصص

Wednesday, January 21st, 2009

medicalDoctorsSalary.gif

پزشکان متخصص Medical Doctors

ترجمه: مهرسا

 3 بهمن 1387

Anesthetist متخصص بی هوشی

 

Cardiologist متخصص قلب

Cardiothoracic surgeon جراح قلب

 

Dermatologist متخصص پوست

 

Endocrinologist  متخصص غدد

 

Gastroenterologist متخصص گوارش

General practitioner (GP)پزشک عمومی

General surgeon جراح عمومی

Geriatrician متخصص کهولت/پیری

Gynecologist متخصص زنان

 

Hematologist متخصص خون

 

Maxillofacial surgeon جراح سر، گردن، صورت

 

Neurologist متخصص اعصاب

Neurosurgeon جراح مغز و اعصاب

 

Obstetricianمتخصص زایمان

Oncologist متخصص سرطان

Ophthalmologistپزشک چشم (برای بیماری)

Optometrist  دکتر چشم (برای عینک)

Orthopedic surgeon جراح استخوان

Orthopedistمتخصص استخوان

Otolaryngologist متخصص گوش، حلق و بینی

 

Plastic surgeon جراح پلاستیک

Pediatric surgeon جراح نوزاد و کودک

Pediatrician متخصص نوزاد و کودکان

Pathologist متخصص پاتولوژی

Pharmacologist متخصص داروسازی

Physician    پزشک عمومی

Psychiatrist متخصص اعصاب و روان

Psychologist روان شناس

Public health doctor دکتر سلامت جامعه

 

Radiologist متخصص رادیولوژی

Renal physician متخصص کلیه

Respirologist (Pulmonologist) متخصص ریه و دستگاه تنفسی

Rheumatologist متخصص رماتیسم

 

Surgeon جراح

 

Urologist متخصص مجاری ادرار

(Whistle) سوتک

Saturday, January 10th, 2009

  poemShariatiWhistle.jpg

سوتک (Whistle)

سراینده: دکتر علی شریعتی

برگردان به انگلیسی: محمد کریم طهماسبی

21 دی 1387

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد.

I don’t know what will happen after my death.
 

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.

I don’t want to know what the “potter” will make out of my dusts.
 

ولی بسیار مشتاقم،

 But I wish,

که از خاک گلویم سوتکی سازد!
 that he makes a whistle out of my throat!
 

گلویم سوتکی باشد، بدست کودکی گستاخ و بازیگوش.

My throat be a whistle in the hand of a brave and playful child.
 

و او یکریز و پی در پی،

And he ceaselessly and continuously,

دم گرم و چموش خویش را بر گلویم سخت بفشارد.
 blows his warm and vigorous breath hard into my throat.

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
 And disturbs the sleep of ignorant  people even more.

 

و بدین سان، بشکند در من،

And in this way, breaks inside me,

 

سکوت مرگبارم را…
my dead silence …

در باره:

آقای محمد کریم تهماسبی دانشجوی ادبیات انگلیسی دانشگاه شیراز و از اعضای هنرمند و فعال موسسه علمی شیرین هستند که مقاله های زیادی نیز در وبلاگ شیرین منتشر و یا ترجمه کرده اند از جمله:

پارسی سره (فارسی بدون واژگان بیگانه)

چگونه میتوان  از سایت هایی نظیر “یوتیوب” ویدئو دانلود کرد؟

چگونه دانش آموزان دبیرستانی ایران میتوانند از بهترین دانشگاه های آمریکا پذیرش و بورس بگیرند؟

اطلاعات بیشتر:

نماهنگ زیبای دکتر شریعتی ساخته حسین بهاروند احمدی با صدای محسن نامجو (وبلاگ شیرین)

“بی صداقتی” و “دنیا” (قطعه هایی از: دکتر علی شریعتی) (وبلاگ شیرین)

نوروز مبارک (نوشته ای از دکتر علی شریعتی) (وبلاگ شیرین)

!بزرگترین قرص کامل ماه در سال را ببینید

Thursday, December 11th, 2008

moonPath.gif

بزرگترین قرص کامل ماه در سال را ببینید!

اقتباس و ترجمه از: مهرسا

21 آذر 1387

نه، شما نمی تونید جای پای نیل آرمسترانگ را روی سطح ماه ببینید، اما در جمعه 12 دسامبر (22 آذر)، قرص کاملی از ماه را خواهید دید که  بزرگترین و روشنترین نوع آن در تمامی سال خواهد بود.

هیچ خطای چشمی در کار نیست. برخی از قرصهای کامل ماه، واقعا بزرگتر از بقیه هستند و قرص ماه این جمعه، به طور استثنایی بزرگ خواهد بود. چرا؟ همانگونه که در نمودار بالا مشاهده میکند، ماه در مدار بیضی شکل خود،  کره زمین را دور میزند که در یک طرف از مسیرش حدود 50،000 کیلومتر به زمین نزدیکتر میشود. در زبان نجومی به این دو انتها، دور (اوج، Apogee) و نزدیک (حضیض، Periegee) گفته میشود. این جمعه، 12 دسامبر (22 آذر)،  ماه کمتر از 4  ساعت پس از رسیدن به نقطه نزدیک (حضیض)، کامل می شود، که آنرا 14% بزرگتر و 30% نورانی تر از قرص ماههای کامل کوچکتری که قبل از این در سال 2008 دیده ایم، می کند.

moonSizeApogeePerigee.jpg

عکسهایی که در سال 2004، منجم آماتور یونانی، آنتونی آییمامیتیس، از ماه در دورترین و نزدیکترین فاصله اش از زمین،  عکسبرداری کرده و آنها را در کنار هم قرارداده تا تفاوتشان را نشان دهد.

وقتی ماه به نزدیکترین فاصله اش به زمین میرسد، سبب ایجاد “مدهای” بسیار بلندی  میشود. اما بنابر گزارش سازمان اقیانوسی و جوی ملی آمریکا (NOAA)  جای نگرانی وجود ندارد. در بسیاری از جاها، گرانش ماه در حضیض تنها مد آب را حدود چند سانتیمتر ( یک اینچ) بیشتر از حد معمول، بالا می کشد. جغرافیای محلی، می تواند این تاثیر را تا حدود 15 سانتی متر (6 اینچ) تقویت کند، که دقیقا یک سیل بزرگ نیست.

خوب، ماه 14% بزرگتر است، اما آیا واقعا می توانید این تفاوت را تشخیص دهید؟ کار آسانی نیست! هیچ خط کشی در آسمان برای اندازه گیری ابعاد ماه، در دسترس نیست! با قرار گرفتن در ارتفاع زیاد در بالای سر، و نداشتن هیچ نقطه مرجعی برای مقایسه اندازه، این ماه تقریبأ مانند دیگر ماهها به نظر می رسد.

بهترین زمان برای مشاهده، زمانی است که ماه نزدیک به افق است. این زمانی است که خطای دید با واقعیت ترکیب میشود، و یک منظره میخکوب کننده، می سازد. به دلایلی که کاملا توسط منجمان و روانشناسان، شناخته نشده، ماه در نزدیکی افق، وقتی که از میان درختان، ساختمانها و دیگر اشیاء زمینی می درخشد، به طور غیر طبیعی بزرگ به نظر می رسد. در این جمعه، چرا نگذاریم تا “خطای چشمی در مشاهده”، ماه کامل را که واقعأ بزرگ است حتی بزرگتر بنظر برسد؟ کره بزرگی که در افق شرقی در هنگام غروب خورشید بالا می آید، ممکن است آنقدر نزدیک به نظر برسد که انگاری شما میتوانید تقریبا به آن دست بزنید و لمسش کنید!

اما هنوز شما قادر به دیدن جای پای آرمسترانگ نخواهید بود زیرا حتی با تلسکوپ فضایی هابل هم نمی توان آنرا دید. ماه (به طور میانگین) 384،400 کیلومتر از زمین فاصله دارد. در آن فاصله، کوچکترین چیزی را که هابل می تواند تشخیص دهد، عرضی حدود 60 متر است.  بزرگترین قطعه ای که از تجهیزات آپولو در کره ماه به جا مانده، تقریبا 9 متر عرض دارد، که در عکسهای هابل کوچکتر از یک پیکسل می شود.

 

اما آنچه در این جمعه شب خواهید دید، دنیای اطراف شماست. در این شب، ماه پر نورترین (در نیمکره شمالی) و هم به بزرگترین اندازه در تمام  سال خواهد بود.  اگر حدود نیمه شب این جمعه به آسمان بالای سر خود نگاه کنید، ملاحظه خواهید کرد که ماه مانند یک نورافکن کیهانی، محیط اطراف شما را کاملا روشن می کند، مخصوصا اگر برف نشسته باشد. جدا از آن بطور کلی ماههای کامل در طول زمستان با عظمت هستند و یادتون باشه که 20 دسامبر (30 آذر) یعنی شب یلدا   (Winder_Solstice) یعنی شب اول زمستان هفته دیگه خواهد بود!

یک آزمایش جالب: با دوستاتون شب جمعه برین بیرون و از آنها بپرسید اگر متوجه چیزی غیر عادی می شوند. آیا ماه آنقدر بزرگ و روشن است که یک مشاهده گر بی خبر را نیز تحت تاثیر قرار دهد؟ بعدأ میتوانید نقطه نزدیک ماه (حضیض، Perigee) را برایشان توضیح دهید. 

مرجع:

Biggest Full Moon of the Year (NASA Science News, Dec. 9, 2008)

اطلاعات بیشتر:

آرشیو ترجمه اخبار ناسا (وبلاگ شیرین)

ناسا برای پیش بینی بهتر هواشناسی کوتاه مدت تلاش می کند

Tuesday, November 25th, 2008

forcastMichigan.jpg

ناسا برای پیش بینی بهتر هواشناسی کوتاه مدت تلاش می کند.

( خبر علمی ناسا: 18جولای 2008)

مترجم: ابوطالب نکوییان

ویراستار: مینا جعفرپور

5 آذر 1387

(تصویر بالا:  هوای نا آرام  روی شهر دویت در ایالت میشیگان در 14 ژوئن 2008. عکس از دانیل اومالی.)

در پیش بینی هوا، بعضی اوقات ثانیه ها هم اهمیت زیادی پیدا می کنند. اگر یک طوفان بارانی بسیار سنگین و متلاطم به طرف خانه شما در حال حرکت باشد، چند لحظه می تواند یک دنیا ارزش داشته باشد. ویل مک کارتی، دانشجوی فوق لیسانسی است که در مرکز فن آوری و علوم ملی فضایی آمریکا بر روی اطلاعاتی بدست آمده از ماهواره آکوآ(Aqua) برای بهتر کردن پیش بینی های کوتاه مدت هوا شناسی (نوعی پیش بینی که می تواند به شما برای گریز از طوفان کمک کند)، کار می کند.  

مک کارتی  با کمک استاد خود در ناسا، گری جدلووک، اکنون آموخته  است که چگونه پیش بینی هوا برای 48 ساعت آینده را 3 ساعت کاهش دهد. وی می گوید: ” شاید این کار بزرگی به نظر نیاید، اما این را باید از کسانی پرسید که خطر از بیخ گوششان پریده است.”

آن ها این بهبودی در پیش بینی هوا را از طریق اضافه کردن اندازه گیری های “ژرفاسنج مادون قرمز اتمسفری ماهواره آکوآ”

Aqua’s Atmospheric Infrared Sounder (AIRS)

به مدل های هواشناسی، بدست آورده اند. برای اینکه بفهمید که سامانه AIRS چگونه این کار جادویی را انجام می دهد، بیاید ابتدا به روش پیش بینی هوا نگاهی بیاندازیم:

دو بار در روز، در سراسر جهان،  بالون های هواشناسی، دما، باد، فشار هوا و رطوبت را اندازه گیری می کنند. این بالون ها در ارتفاع 7 تا 10 مایلی اتمسفر زمین، جایی که چگونگی وضعیت آب و هوا شکل میگرد، نمونه گیری انجام می دهند. اندازه گیری های بیشتری نیز بوسیله ایستگاه های مشاهده گر، هواپیما و رادارهای هواشناسی انجام می شود. مجموعه این اطلاعات، هر 12 ساعت، تصویری از وضعیت آب و هوا در روی زمین و درهر لحظه از زمان را بدست می دهد.

در مرحله بعد، اندازه گیری ها وارد معادلات مدلهای هواشناسی رایانه ای می شود تا به توصیف واکنش بین متغیرهای بالا و دیگری که روی وضعیت هوا تأثیر میگزارند، بپردازد. یک هواشناس به توجه به نتاج برسی این مدلهای کامپیوتری به پیش بینی هوای محل خود میپردازد. بعضی مواقع، جان بسیاری ممکن است بستگی به این روند ساده داشته باشد.

مک کارتی می گوید: “هر چه ما خروجی این مدلهای کامپیوتری را بهبود بخشیم، هواشناس های بیشتری می توانند به آن اعتماد کنند و از آن به عنوان وسیله ای برای پیش بینی هوا  استفاده نمایند که در نتیجه آن پیش بینی های دقیقتری به مردم عرضه خواهد شد.

 بهبود خروجی AIRS با بهبود ورودی اش انجام میگیرد. AIRS مستقر در فضا پیمای آکوآی ( (Aquaناسا، با مشاهده اتمسفر از طریق تقریبا 2400 کانال طیفی مختلف آکوآ، یک نقشه سه بعدی دقیق ازدمای اتمسفر، بخار آب، ابرها و گازهای گلخانه ای تولید میکند.

مک کارتی می گوید: “AIRS قدرت تفکیک بهتری نسبت به تجهیزات قبلی دارد،  بنابراین می تواند اندازه گیریهایی با جزئیات بیشتر از گرمای تولید شده از سطح زمین و اتمسفر  انجام دهد که این تجزیه و تحلیلها را دقیقتر می کند و پیش بینی هایی که براساس آنها انجام می شود را بهبود می بخشد.” مک کارتی و جدلووک  بیش از هر چیزی در AIRS  به تشعشعات فرو-سرخ علاقه مندند. به عبارت دیگر اندازه گیری انرژی حرارتی آزاد شده از سطح و جو زمین. محققان، این تشعشعات را بررسی میکنند زیرا آنها اندازه گیری شکل کلی دما و بخار آب در اتمسفر را فراهم می سازند

مک کارتی توضیح می دهد که اندازه گیری تشعشعات گرمایی، عموماً، اجازه مشاهده بسیاری از مکانها، به خصوص بر روی اقیانوس ها، که قبلا به طور پراکنده  و به ندرت به وسیله ابزارهای سنتی اندازه گیری می شدند، را میدهد.AIRS  بهترین تصویر از دمای عمودی و ساختار رطوبت که تا به حال از فضا مشاهده شده است را به ما می دهد. شهرت AIRS در افزایش وسعت مساحت اندازه گیری در اتمسفر زمین و همچنین جزئیات این اندازه گیری ها ست. 

forcastInfraRedMap.jpg

(تصویر بالا: یک نمونه از تصویر فرو سرخ هواشناسی AIRS است. این طوفان ناکری است که ماهواره آکوآ در 28 می 2008از روی آن گذشت. [اطلاعات بیشتر])

مک کارتی می گوید که قدم بعدی ” کار کردن بر روی ابرها است.”  ” انرژی فرو-سرخ  به خوبی نمی تواند در ابرها نفوذ کند. زمانی که ابرها در آسمان هستند، وسایل اندازه گیری فقط میتوانند بالای ابرها را ببینند.” اما زمانی که ابرها نزدیک زمین هستند، هنوز میتوان اطلاعاتی خوبی را از هوای بالای آنها بدست آورد زیرا بیشتر  اتمسفر اندازه گیری می شود. چنین اطلاعاتی تاکنون به هدر رفته است. ( به همراه دیگر اطلاعات آلوده شده به ابرها.)

مک کارتی هم اکنون بر روی الگوریتمی کار میکند که بتواند تشخیص دهد کدام کانال های AIRS با ارزشند و کدام واقعأ بدرد نخور. روش او کمک می کند که تشخیص دهیم چه اطلاعاتی خوب و مفید است و بدین ترتیب میزان کل اطلاعات جمع آوری شده را افزایش میدهد که در نتیجه امکان بهتری برای پیش بینی هوا فراهم کند. او به زودی اطلاعاتش را به مدل کامپیوتری پیش بینی هوا میدهد تا بفهمد که نتایج تا چه مقدار بهترند. سه ساعت بهبود در پیشبینی هوا، فقط اولین دست آورد بوده است.

درباره مترجم:

(آقای ابوطالب نکوئیان عضو موسسه علمی شیرین و دانشجوی رشته نرم افزار کامپیوتر میباشند.)

مرجع:  

NASA works to improve short-term weather forecasts

)NASA Science News, July 18, 2008(

آرشیو ترجمه اخبار ناسا (وبلاگ شیرین)

پیشگیری آسیبهای متداول زنان

Monday, November 24th, 2008

womenInjury.jpg

پیشگیری آسیبهای متداول زنان

نوشته: کلادیا والیس

ترجمه: مهرسا

3 آذر 1387

وقتی  سال گذشته رباط زانویم در اسکی پاره شد، نمی دانستم که به جمع خواهران لنگ پیوسته ام. پارگی رباط زانو یا (ACL) Anterior Cruciate Ligament بیشترین آمار آسیب دیده گیهای پا را به خود اختصاص می دهد. اما خانم ها 5 تا 7 برابر بیش ازمردها دچار این آسیب دیدگی ورزشی می شوند. پارگی رباط زانو تنها یکی از آسیبهایی است که خانمها نسبت به آن آسیب پذیرند. از جراحات دیگری که زنان بیشتر به آن دچار میشوند، میتوان از ترک خوردگی استخوان بر اثر وزن، نامتعادلی شانه، درد زانوی پتلوفمورال Patellofemoral  (که به درد زانوی دوندگان معروف است)، در رفتگی رباط زانو، درد مفاصل زانو و انگشت شست و عارضه خشک شدگی  شانه Frozen shoulder نام برد. آخ! اما خبر خوب اینست که تحقیقات جدید نشان میدهد که برای  جلوگیری و درمان این آسیبها چه میتوان کرد.

از زانوهای خود محافظت کنید!

واضح است که مردان و زنان از نظر ژنتیکی متفاوتند. دکتر لورا تسی، مدیر گروه سلامتی استخوان در مرکز پزشکی بین المللی کودکان در واشنگتن می گوید: “لگن بزرگتر زنان قسمتی از مشکل است.  به همین خاطر است که زانوهای زنان تمایل به انحراف به سمت داخل دارد  و کف پاهایشان بطرف صاف شدن میرود.”  بعلاوه رباطهای خانمها نسبت به مردان شلتر است، شاید به دلیل تاثیر استروژن. به گفته خانم تسی ترکیبی از این عوامل منجرمیشود که ماهیچه های آنها نتوانند در یک خط مستقیم قرار گیرند که در نهایت باعث اعمال فشار بر کشکک زانوها میشود.

مطالعات نشان می دهند که دخترها تمایل به دویدن، پریدن و چرخیدن با پاهای مستقیم را دارند و زانوها و رانهایشان را کمتراز پسران خم میکنند. دکتر لثا گریفین، جراح ارتپد در آتلانتا می گوید: “  این تفاوتها از زمان کودکی مشخص است. پسر بچه ها نزدیک به زمین حرکت می کنند ولی دخترها راستر می دوند.”

اما راهکارهای زیادی را می توان برای یک تحرک بی خطر به دختران آموزش داد. برنامه ای به نام “جلوگیری از آسیب و نتیجه بهتر

PEP_(Preventing_Injury_Enhansing_Performance)

یک جلسه آموزشی 20 دقیقه ای برای دانش آموزان دبیرستانی و دانشگاهی است که شامل یک سری تمرین برای توانمندتر کردن و تنظیم کردن گروههایی از ماهیچه های مهم در هنگام دویدن، پریدن، و چرخیدن می باشد. یک مطالعه جدید از 1435 فوتبالیست زن، نشان داد که PEP آسیبهای غیر تماسی ACL را تا میزان 70 درصد کاهش میدهد.

ورزشهای خود را گسترده کنید!

دکتر کیم تمپلتون جراح ارتپدی در مرکز پزشکی دانشگاه کانساس، توصیه به “مخلوط کردن” ورزشها میکند. اگر می دوید، وزنه هم بزنید. اگر از بازی تنیس لذت می برید، ماشین پله را هم امتحان کنید. ورزشهای چند گانه به شما کمک می کند تا از صدماتی که ناشی از  استفاده بیش از حد است، مانند ترک بر اثر فشار، جلوگیری شود و همچنین باعث بهبود کارایی شما در فعالیت های مورد علاقه تان گردد.  

دکتر تمپلتون می گوید: ” ماهیچه های قدرتمند از غضروفها، استخوانها و مفاصل حفاظت می کنند. “خانمها باید توجه زیادی به تقویت ماهیچه های پشت ران (hamstring) کنند.  در مردان ماهیچه جلو  ران (quadricepts) و پشت ران هم قدرتند در حالیکه در خانمها ماهیچه های پشت ران قویتر هستند، که این امر خطر صدمات را در زنان افزایش می دهد. ما زنان اغلب این عدم تعادل ماهیجه ها را در باشگاههای بدن سازی بدترهم می کنیم. دکتر تمپلتون میگوید:در باشگهای بدن سازی، دستگاههای پرس پشت ران شلوغند ولی وسایل  تقویت عضلات جلوی ران طرفدار چندانی ندارند.” او به خانمها توصیه میکند که: ” ماهیچه های پشت رانتان را اذیت نکنید و ماهیچه های جلوی ران خود را نیز تقویت نمایید.

 آیا کفشهایتان اندازه است؟

کار هوشمندانه دیگر اینست که در خرید کفش دقت کنید. دکتر تمپلتون هشدار می دهد که: “بسیاری از کفش های ورزشی برای خانمها طراحی نشده اند. پای خانمها در جلو پهن تر، و در عقب پا باریکتر است. اما هنوز هم کفشهای زنان با کاهش مقیاس از کفش مردان ساخته می شود. تمپلتون به زنان توصیه میکند که بدنبال کفشهایی که مخصوص پای خانمها طراحی شده اند، بگردند.

از دیگر اشتباهات متداول، استفاده از یک کفش برای ورزشها مختلف است. تمپلتون میگوید : “بیشتر خانمها به اشتباه فکر می کنند که کفشهایی که به نام چند کاره (cross_trainer) معروف است برای هر نوع ورزشی مناسب هستند. اما در واقع این کفشها تنها برای استفاده در باشگاههای بدن سازی طراحی شده اند. “او اضافه میکند که:  خریدن کفشهای مخصوص هر ورزش ممکن است خرج بیشتری روی دستتان بگذارد اما با این کار در هزینه های صورت حسابهای پزشکی خود صرفه جویی خواهید کرد.

از درد دوری کنید!

سه سال پیش،  بتسی گف،  وکیلی در ایالت کنتی کت، یک درد عجیب را در شانه چپش احساس کرد. او می گوید: “حتی نمی توانستم کرستم را ببندم. خوابیدن برایم غیر ممکن بود. بازی مورد علاقه ام، گلف را که کلا فراموش کن.

خانم گف 60 ساله  دچار عارضه  ”چسبندگی مفاصل”Adhesive Capsulitis   شده بود که به نام “خشک شده گی شانهFrozen shoulder   نیز معروف است، زیرا این تورم دردناک میتواند منجر به قفل شدن مفصل شانه شود.  عامل این بیماری ناشناخته است، اما حدود 70 درصد مبتلایان به آن خانمها (بین 40 تا 60 ساله) هستند.

رمز بهبودی “شانه خشک شده”، درمان سریع آن است، البته قبل از اینکه به بافتهای آن صدمه ای وارد شود. راه  جدید درمان این عارضه استفاده از اشعه ایکس برای تزریق  کرتزن  cortisone در محل مناسب است. اما اگر در این عمل تأنی کنید، چنین تزریقی نیز موثر نخواهد بود.

خانم گف، هر دو اینها را تجربه کرده بود. شانه چپ او به کرتزن جواب داده بود اما زمانی که درد در شانه راست ظاهر شد، او به موقع آنرا درمان نکرد و تزریق نیز نتوانست به او کمکی کند و مجبور به عمل جراحی برای برداشتن بافتهای صدمه دیده شد. بعدأ با تزریق کرتزن او توانست گلف بازی کند.  اما او می گوید: “هنوز هم  گلفم خوب نیست.”

منبع:

How to avoid common injuries? (Parade)

اطلاعات بیشتر:

 بررسی و راهنمای درمان درد زانو (وبلاگ شیرین)

(The Impossible Dream)رویای غیر ممکن

Monday, August 4th, 2008

poemImpossibleDreamScore.jpg

رویای غیر ممکن (The Impossible Dream)

سراینده: جو داریون

ترجمه: مهرسا تابان

14 مرداد 1387

در سال 1965 میلادی، یکی از به یاد ماندنی ترین نمایشنامه های موزیکال تاریخ به نام “مرد لامانچا(Man_of_La_Mancha)  در تئاتر براد وی (Broadway) نیویورک به صحنه آمد که  ترانه های  آنرا جو داریون (Joe_Darion)  نوشته بود و موسیقی آن کار میچ لی (Mitch_Leigh) بود. این نمایشنامه 2328 بار در براد وی اجرا شد و ترانه “رویای غیر ممکن(The Impossible Dream)  آن هنوز پس از گذشت بیش از 40 سال، یکی از محبوب ترین و پر محتواترین ترانه غربی به شمار می رود  که حس  انسانیت، شرف، مسئولیت،  تلاش و امید را در شنونده زنده میکند.

To dream … the impossible dream.

آرزو کردن رویای غیر ممکن.


To fight … the unbeatable foe.

جنگیدن با دشمنی شکست ناپذیر.

To bear … with unbearable sorrow.

تحمل کردن با تأسفی غیر قابل تحمل.


To run … where the brave dare not go.

شتافتن به جایی که دلیران جرئت رفتن ندارند.

 To right … the unrightable wrong.

درست کردن خطاهایی که درست شدنی نیستند.


To love … pure and chaste from afar.

عاشق شدن خالصانه و غیر جسمانی از راه دور.


To try … when your arms are too weary.

تلاش کردن وقتی که دستانت بسیار ناتوان است.


To reach … the unreachable star.

برای رسیدن به ستاره ای دست نیافتنی!


This is my quest, to follow that star.

این هدف من است، که آن ستاره دنبال کنم.


No matter how hopeless, no matter how far.

هر چند دست نیافتنی، هرچند دور دست.


To fight for the right, without question or pause.

جنگیدن برای درستی، بدون تردید و توقف.


To be willing to march into Hell, for a Heavenly cause.

آماده شتافتن به دوزخ بودن، برای هدفی مقدس.

(To be willing to give, when there is no more to give.

مشتاق دادن بودن، وقتی دیگر چیزی برای دادن باقی نمانده.

To be willing to die, so honor and justice may live.

(آماده جان دادن بودن، برای بقاء شرافت و عدالت.

And I know if I’ll only be true, to this glorious quest,

و من میدانم که اگر فقط به این هدف بزرگ متعهد باشم،


That my heart will lie peaceful and calm,

قلبم در صلح و آرامش خواهد بود،


when I’m laid to my rest.

وقتی که من را در گور میگذارند.

And the world will be better for this:

و دنیایی بهتری خواهد بود زیرا:


That one man, scorned and covered with scars,

که یک مرد،  خوار شده و پوشیده از زخمها،


Still strove, with his last ounce of courage,

هنوز کوشید، با تمامی توانش،


To reach … the unreachable star.

برای رسیدن به ستاره ای دست نیافتنی.

این شعر توسط دهها خواننده معروف غربی تا کنون خوانده شده که یکی از دیگری زیباتر است.

برای اینکه شکوه این شعر و معنای آنرا بهتر احساس کنید، میتوانید آهنگ یا ویدئو این ترانه از طریق یکی از پیوندهای زیر بشنوید/ببینید.

منابع بیشتر:

The Impossible Dream (Audio: MP3, 1.5 Meg)

The Impossible Dream (Man of La Mancha: a 1972 movie)

The Impossible Dream (Honda commercial)

The Impossible Dream (Philharmonic Orchestra of Holland)

The Impossible Dream (Sergio Granados)

The Impossible Dream (Jack Jones)

The Impossible Dream (Andre Rieu & Platin Tenors)

The Impossible Dream (Sarah Connor)

The Impossible Dream (57th Tony Awards)

The Impossible Dream (American Idol: Fantasia, Kelly, …)