Archive for April, 2007

(اولین قدمها برای سفر به مریخ (خبر علمی ناسا

Sunday, April 29th, 2007

firstStepsToMars.jpg 

اولین قدمها برای سفر به مریخ
(خبر علمی ناسا: 28 مارس 2007)
ترجمه: ابوطالب نکوییان
(ویرایش: مینا جعفرپور)

(عکس بالا: تصویر ذهنی پت راﻟﻴﻨگ از انسانها بر روی مرﻴﺥ)

محل فرود هنوز نامعلوم است. کار طراحی موشک های پرواز هنوز تمام نشده است.  بعضی از فضانوردان حتی هنوز دنیا نیامده اند. با وجود تمام اینها، ناسا (سازمان ملی فضانوردی آمریکاNASA: ) سفر خود را آغاز کرده است.

نخستین  گام ها  در اﻴﺴتگاه فضا یی ﺒﻴﻥ المللی (ISS) برداشته شد. دکتر کلارنس سمز،  رییس دانشمندان پروژه پزشکی ISS در مرکز فضایی جانسون  (JSC) ناسا می گوﻴﺩ: “اکنون مدت شش ماه است که فضانوردان دراﻴﺴﺘگاه  فضایی ﺒﻴﻥالمللی استقرارﻴافته اند. تصادفا ﺍﻴﻥمقدار زمان برابر زمان سفرکردن به مرﻴﺥ است. ما نمی تواﻨﻴﻡ همه جنبه های سفر50 میلیون مایلی به مریخ را ﺸﺒﻴﻪسازی ﮐﻨﻴﻡ اما در ISS که در مدارپایین زمین واقع شده می تواﻨﻴﻡ به ﺒﺴﻴﺍری از سوالها پاسخ دﻫﻴﻡ.” برای مثال یکی از سوالات این است که چه اتفاقی برای غذا و دارو در مدت 6 ماه سفر فضایی می افتد؟

یک اتفاق عجیب  رخ داد.  به نظر میرسید غذايی که در مدار زمین نگهداری می شد،  مقداری از ارزش غذایی خودش را از دست میداد. طبق گزارش دکتر اسکات اﺴﻤﻴت مدﻴﺭ ازماﻴﺸگاه ﺒﻴوﺸﻴمی غذایی JSC، آزماﻴشهایی که بعد از پرواز روی فضانوردان صورت گرفت نشان داد که “ﻨﺘﻴجه ازماﻴﺵ خون و ادرار فضانوردان با مقدار مواد مغذی که انتظار می رفت در غذا های فضایی موجود باشد،  مطابقت نمی کرد.” بعلاوه تحقیقات درآزماﻴشگاه داروسازی JSC نیز خبر داد که مقداری از داروهای بازگشتی از مدار زمین،  اثر خود را از دست داده اند.

اﻴن ممکن است ناشی از امواج رادﻴوﻴﻲ  باشد: ذرات  پر سرعت  حاصل از تشعشعات فضایی گاهی به مولکولهای مواد غذايی ﻴا داروها برخورد می کنند و احتمال دارد به ان مولکولها  آﺴﻴب بزند و مانع عملکرد درست آنها شوند. هنوز این موضوع یک فرضیه است. بنا به گفته محققان علت تجزﻴه شدن غذا و دارو و مقدار آسیب وارد شده هنوز معلوم ﻨﻴست.

سمزادامه می دهد که: “ممکن است مجبور به طرح  برنامه ای برای حفاظت از ذﺨاﻴﺭﻤان در فضا باﺸﻴم. با چه سرعتی غذا و دارو فاسد می شود؟ آﻴا در تمام  طول سفر ما مجبور به قرار دادن ذخاﻴﺭمان  در محفظه ضد امواج رادﻴوﻴﻰ خواهیم شد؟”

برای کمک  به پاسخ دادن اﻴﻥ سوالات، آزماﻴشی در ISS با نام “ثبات ترﻜﻴبات غذاﻴﻰ و داروﻴﻰ” در حال انجام است که در آن  سه دسته یکسان از غذا و دارو در اﻴﺴتگاه فضایی  قرار داده شده است. ﻴﻜﻰ از آنها بعد از 6 ماه به زﻤﻴﻥ باز گردانده خواهد شد، دیگری بعد از 12 ماه و سومی بعد از 18 ماه. این روشی است که بوسیله آن، محققان پروژه JSC، می توانند سرعت از دست رفتن اثر داروها و ارزش غذایی مواد را بفهمند. اﻴﻥ اطلاعات مهم هستند زﻴﺭا غذا و دارو باید نه تنها برای 6 ماه سفر به مرﻴخ بلکه برای تمام 3 سال مامورﻴت به مرﻴخ، سالم بمانند. اگر برنامه ریزان ماموریت، بخواهند  محفظه هایی با جنس محافظ غذا و دارو را قبل از ترک خدمه پرواز به مریخ بفرستد ممکن است حتی زمان ﺘﻌﻴﻴﻥ شده برای مامورﻴﺕ نیز بیشتر شود.

iss.jpg 

اﻴﺴﺘﮔاه فضاﻴﻲ ﺒﻴﻥ المللی (International Space Station)

دسته دﻴﮔﺭی از آزمایش ها در ISS مربوط به خدمه پرواز است که شامل نمونه آزمایش خون و آب دهان و سونوگرام (Sonogram) در درون ایستگاه فضایی می باشد.  سمز می گوید: ” اکنون مقدار کمی اطلاعات از پروازهای ﺴﻓﻴﻨﻪ ها  وجود دارد، اما بسیاری از اندازه گیری های گذشته برای قبل و بعد از پرواز صورت گرفته اند ولی ما باید بدانیم که در طول سفر چه اتفاقی می افتد.”

برای مثال، میدانیم انسان در زمان بی وزنی، مقداری از حجم  ماﻫﻴچه ها را از دست می دهد ودچار پوکی  استخوان می شود، اما هنوز دانشمندان نمی دانند که این کاهش چه روندی دارد؟ آیا این فرایند یکباره و با سرعت و به محض قرار گیری بدن در محیط بی وزنی صورت می گیرد؟ یا اﻴﻥ کاهش،  ﭙﻴﻭﺴﺘﻪ وثابت است ؟ وقتی که برای زندگی در خارج از گرانش زﻤﻴﻥ برای 3 سال ﻴا ﺒﻴﺸﺘﺭ ﺒﺭﻨاﻤﻪﺭﻴﺯﻯ  می شود، اﻴﻥ سوالات اهمیت  ﺒﻴﺸﺘﺭی پیدا می کنند.

برای رسیدن به پاسخ سوالات دیگر از ﻗﺒﻴﻝ اینکه بدن در برابر گرانش جزﻴﻲ ماه و مرﻴﺥ چه عکس العملی دارد،  باﻴﺩ ﺘا ﺯﻤﺍﻨﻴﻜﻪ ناسا  در دهه  آﻴنده فضا نوردان خود را به ماه می فرستد صبر ﻜﻨﻴﻡ. ضمنا سمز میگوﻴﺩ، ISS جای ﺒسيار مناسبی برای شروع این تحقیقات است.

 مرجع:

First Steps to Mars (NASA News: March 28, 2007)

درباره مترجم:

(آقای ابوطالب نکوئیان عضو موسسه علمی شیرین و دانشجوی رشته  نرم اقزار کامپیوتر میباشند.)

نمایش دوچرخه تکنو-آرت در جشنواره علمی کمبریج

Friday, April 27th, 2007

TechnoArt bike, pink TechnoArt Bike, AI Lab frame TechnoArt bike, Yellow

 نمایش دوچرخه تکنو-آرت در جشنواره علمی کمبریج
ترجمه: محمد تهماسبی 

آیا تا کنون آرزو داشته اید که بتوانید طرحهای خود را به آسانی و با استفاده از پیشرفته ترین فن آوریها   بسازید؟ دوچرخه تکنو-آرت (فنی-هنری، TechnoArt) کاری است که  با استفاده از فن آوریهای پیشرفته و ذوقی هنری توسط دکتر علی طالبی نژاد ساخته شده و بعنوان نمونه ای برای اثبات روش ثبت شده ایشان تحت عنوان “ساخت آسان طرحهای پیچیده ” ارایه شده است.

دوچرخه تکنو-آرت که گزارش ساخت آن در قسمت علم و نوآوری روزنامه بستن گلبآمریکا  در 16 آوریل 2007 چاپ شد، قرار است برای اولین بار در مراسم پایانی جشنواره علمی کمبریج در روز شنبه 8 اردیبهشت 1386، مطابق با 28  آوریل 2007، در مرکز استیتا دانشگاه ام.آی.تی آمریکا  به نمایش عمومی گذاشته شود.

دوچرخه تکنو-آرت با سامانه طراحي رايانه اي(CAD) طراحي شده است. قطعات این دوچرخه بطور خودكار از صفحه هاي شفاف شیشه پلاستیکی (پلی کاربونیت) ساخته شده اند که دستگاه برش آب پرفشار(واتر-جت) با فرمانگیری دقیق از طراح رايانه اي بريده است. این قطعات بگونه ای طراحی شده اند که بدون استفاده از پیچ و مهره در هم قفل میشوند.

Bike Chain system Ali Logo, Lock Bike Rear Frame Bike rack, top view

دوچرخه تکنو-آرت در دید اول یک مجسمه ظریف شيشه ای را تداعی میکند ولی در عمل یک دوچرخه بسيار مدرن و كارآمد است. این دوچرخه با بسياري از ابزار الكترو-مكانيكي تجهیز شده است. از لامپ هاي الکترو-مغناطيسي گرفته تا راديو الکترونیکی و 

 برای آگاهي بيشتر و دیدن عکسهای بیشتر به  نگارخانه عکس دوچرخه تکنو-آرت  مراجعه کنید.

TechnoArt Bike at Cambridge Science Festival

مسابقه سودوکو 7: با جواب و نام شرکت کنندگان موفق آن

Friday, April 27th, 2007
sudokuEasy02.gif sudokuEasy02solution.gif
:پاسخ 81 رقمی سودوکو شماره 7 شیرین
175392864298416735364857912657981243482563197…
…931274658743629581526148379819735426

:کسانی که پاسخ صحیح خود را تا ظهر جمعه، 14 اردیبهشت 1386 تحویل دادند
محمد حسين بازش
مينا جعفرپور
عظيم رئيسي
اعظم صادقيان
رها طالبي نژاد
علي طالبي نژاد
مقداد علي نژاد
محمد باقر كرمي مهر
بهنوش مشرف
نعيم نقي زاده

The 81-digit answer for Shirin Sudoku No. 7 (Easy2):
175392864298416735364857912657981243482563197…
…931274658743629581526148379819735426

List of participants who had sent their correct answer by
Friday, May 4, 2007
Meghdad Alinejad
Mohammad Bazesh
Mina Jafarpoor
Mohammad Karamimehr
Behnoosh Moshref
Naeem Naghizadeh
Azim Raeesi
Azam Sadeghyan
Ali Taalebinezhaad
Raha Talebinejad

چرا از هم جدا شدیم؟

Friday, April 27th, 2007

portrait25Apr07.jpg چرا از هم جدا شديم؟


نوشته: غلامرضا اله دادی
اردیبهشت 1386

سالها از جنگ ايران وعراق مي گذرد و در باب آن سخنها رفته است. يكي از موضوعاتي كه براي نسلهاي كنوني ابهام انگيز است، تفاوتها واختلافاتي است كه پس از جنگ چه در ميان دست اندر كاران و چه در ميان بدنه مردمي آن شكل گرفت. برخي سعي وافر نمودند خود را به عنوان نماينده و وكيل تسخيري رزمندگان جنگ معرفي كنند و به سخنگوئي از كل مجموعه  بپردازند. جالب است كه اكثريت آناني كه از شهيد و رزمنده سخن مي گويند در طول هشت سال جنگ موفق به رفتن به جنگ نشده اند (البته شايد دهها دليل داشته باشند)، يا برخي دوران شير خوارگي خود را مي گذراندند يا اصلا متولد نشده بودند. البته اين بدان معنا نيست كه بايد توبيخ شوند واز حقوق خود محروم گردند. اما اين حق را دارا نيستند كه خود را وكيل و علمدار و سخن گوي همه تلقي كنند .

پس از مدتها به دوستي قديمي برخوردم. از هر باب سخن گفتيم. او كه لحن نقاد مرا نمي پسنديد گفت تو مگر همان رزمنده گردان فجر نيستي؟ در پاسخ او نامه اي نگاشتم كه بگويم چرا مثل هم فكر نمي كنيم.

سلام دوست رزمنده من:

دوراني را به خاطر مي آورم كه با هم، هم آواز و هم داستان بوديم. دشمن متجاوزدر مقابل بود،  من وتو در كنار هم به عشق دفاع از كشورعزيزمان ايران، در يك سنگر بوديم. برهنه پا رفتن بر روي ماسه هاي گرم جنوب، سادگي و فخر از فق، لذتي وصف ناشدني داشت.  رئيس و مرئوسي نبود. بالا و پائين و حاكم ومحكومي نبود. شهريار، ايثار گرترين بود. شرافت به شرافت بود نه قدرت ونه ثروت. تبار به اصالت بود نه اسكناس. بازار گرم بود اما نه بازار رياكاري و نان به نرخ روز خوري وكاسبي و دين فر وشي، بلكه بازار صفا، صداقت، ايثار وعشق. من هر آنچه داشتم نقد و بي لحظه اي درنگ به مسلخ فرستادم .عشق بود. و هرجا عشق بود ترازو نبود، حساب سود و زيان نبود.

 جنگ به پايان رسيد.  گذشت و گذشت. با پتكي   بيدار شديم. بازارما كساد شد چرا كه مبادله كالا پايا پاي بود و متاع ما بي مشتري. واژه نويسان لغت نامه اي جديد، پي ريختند. ايثارمعنا شد به  حماقت. صداقت يعني بي سياستي. دروغ و تزوير وريا يعني زرنگي.  خدا پرستي يعني خو د  پرستي. فحش وناسزا وتهمت يعني ابزار كار.عشق يعني  فريب. اسلام يعني آنچه من مي گويم. وحدت يعني همه با من. تمدن يعني تجمل. تبليغ يعني تحميل. فقير يعني محكوم.

سازندگي يعني به هم پيوستن آجر وسيمان وسنگ وآهك واز هم گسستن ارزشهاي انساني. يعني گچ گرفتن انسان وقرار دادن انسانيت در جرز ديوار ها و پلها و سدهاي نيم ساخته. يعني له شدن آدميت زير چرخهاي رشد. گرگ زاده هاي گرگ شده از يوسف روح و جان من وتو، خوردند و هر روز هارتر و هارتر شدند.  گوساله هاي گاو شده از بيت المال هر روز فربه تر وچاقتر شدند و گنج هاي باد آورده افزون تر. قارونها سر برآوردند و به زر و زور لباس حقانيت پوشاندند. علي وار بودن يعني تنها و خاموش ماندن وسر در حلقو م چاه بردن ودردها تنهائيت  را به گوش چاه رساندن، همسرت را مخفيانه دفن كردن و جگر فرزندت از هم پاشيدن و در محراب مسجد به جرم بي ديني به دست متحجرين كشته شدن. و همراه و هم رزمت تنها و غريب در ربزه مردن. ديوارهاي كاخهاي سرخ وسبز وآبي شكوه وعظمت ترا از ياد بردن. دشمن از سر كين پاما لت كردن و دوست از سر مصلحت ذبح شرعي نمودن.

مشتهاي آسمان كوب قوي واشدند و گونه گون رسوا شدند

يا نهان سيلي خوران يا آشكار، كاسه پست گدائي ها شدند

در خراب آباد شهر بي تپش ناي جغدي هم نمي آيد به گوش

دردمندان بي فغان و بي خروش

خشمناكان بي خروش و بي فغان

باز ما مانديم و شهر بي تپش

وانچه كفتار است و گرگ وروبه است

گاه مي گويم فغا ني بر كشم

باز مي بينم صدايم كوته است.

اينجا بود كه من وتو از هم جدا شديم. تو توجيه گر و ضع به وجود آمده شدي. تو عادت د اشتي حق را به افراد بشناسي نه از حقيقت. تو در پس هر مشكل بوجود آمده يك نيروي خارجي ديدي ونقد  و تحليل را آب به آسياب دشمن دانستي. از اين حقيقت كه سهم نيروها و مسولين در ايجاد مشكلات چقدر است طفره رفتي. درون من انباشته شد حسرتها و آرزوها و آرمانهاي سركوفته شده. احساس كردم آسمان و زمين مرا تحقير مي كنند. تخمه داراني كه شرافت را از پول به دست  آورده بودند در كاسه سر شهيدان شراب مستي و شكوه وجاه نوشيدند و بر ما باز ماندگان  اين شهر آشوب خنديدند.

تو در اين دوران چه كردي. ما كاروانيان به جا مانده را تنها و بيكس رها كرده  و تنها گذاشتي. هر كس جز تو مي انديشيد را بر عليه خود دانستي و مزدور دشمن خطاب كردي. باورنمي  كردم  تو كه در حق  دشمنمان اين همه مدارا و مروت داشتي، تو كه آب قمقمه  خود را به اسير دشمن مي دادي، در برابر دوست خود، كه تنها جرمش اين است كه مانند تو فكر نميكند  اين همه نا مهرباني كني ، در برابر مردم خود، اين همه ستيزه جو و بي رحم باشي. تو هنوز در حال و هواي جنگي هستي كه سالهاست تمام شده، تو دوست و دشمن رايكي گرفته اي، تو قلم و اسلحه را يكي مي د اني.

 دوست عزيز وقديمي، ميداني كه عشقم به وطن عزيز ايران، آنگونه است كه  آرزو مي كنم آرش وار تمام هستي و توانم را در خدمت به آن  به پايان رسانم. اما كشوري مي خواهم كه مردمش طعم عد الت و آزادي و برابري را بچشند و احساس كنند. روشهاي زندگي را آنگونه كه مي خواهند انتخاب كنند. من اين حق را به خود نمي دهم كه سياست، اقتصاد، وفرهنگ را در خدمت خود بخواهم. من مردم را حيوانهايي نمي دانم كه بايد بر دهانشان لگام زد و از آنها سواري كشيد و هر كس سواري نداد تازيانه زد.

من اساس دنيا را بر تغيير و تحول ونو شدن مي بينم ومعتقدم بايد نيروهاي درون انقلاب به جاي سد شدن در برابر تغيير، كه تلاشي بيهوده است خود افسار آن را به دست گيرند ومباني فكري و تئوريك  آن را پي ريزي كنند و نقش جهت دهي و تا ثير گذاري را از دست ندهند. دوست عزيز ، آن خدا وديني كه اين حق را به تو داده كه وراي قانون و وراي اخلاق در جزئيات زندگي د يگران دخالت كني، به همه سوء ظن داشته باشي، براي خراب كردن رقيب دروغ و تهمت ببندي، و از هيچ بي رحمي فرو گذار نكني، من همچون خدا و ديني را نمي شناسم وبا آن بيگانه ام. و نسبت به آن كافرم.

من خدائي را مي شناسم كه طعم گواراي عشق و محبتش كل عالم را فرا گرفته است. خدائي را مي شناسم كه به منكر خود هم شفقت دارد. خدائي را مي شناسم كه به بندگا ن خود آسان مي گيرد، عيوبشان را مي پوشاند و به هر بهانه اي گناهشان را مي بخشد. پيامبري را مي شناسم كه از شكنجه گر خود و يارانش، ابوسفيان و از قاتل عمويش، وحشي مي گذرد.  پيشوائي را مي شناسم كه دستور مدارا به قاتل خود مي دهد و او را قبل از جنايت قصاص نمي كند.

 دوست قديمي من، آن روز كه به اسير دشمن محبت روا مي داشتي، هنوز غرور قدرت و هراس از دست دادن آن، اينگونه ترا خشن وبي رحم نكرده بود. دوست من، تو كه با دشمن بزرگ خود توانستي صلح كني چرا فكر مي كني نمي تواني با مردم خود كه مثل تو به كشورشان عشق مي ورزند، با تحمل و مدارا و صبر و  همزيستي زندگي كني؟

مسابقه سودوکو 6: با جواب و نام شرکت کنندگان موفق آن

Friday, April 27th, 2007

sudokuEasy01.gif sudokuEasy01solution.gif
:پاسخ 81 رقمی سودوکو شماره 6 شیرین
281679354764235981953418267419387625538126479…
…672954813125843796846791532397562148

:کسانی که پاسخ صحیح خود را تا ظهر جمعه، 7 ارديبهشت 1386 تحویل دادند
محمد اعتماددار
محمد حسين بازش
مينا جعفرپور
اعظم صادقيان
علي طالبي نژاد
مقداد علي نژاد
محمد باقر كرمي مهر
بهنوش مشرف
نعيم نقي زاده
ابوطالب نكوئيان

The 81-digit answer for Shirin Sudoku No. 6 (Easy1):
281679354764235981953418267419387625538126479…
…672954813125843796846791532397562148

List of participants who had sent their correct answer by
Friday, April 27, 2007
Meghdad Alinejad
Mohammad Bazesh
Mohammad Etemaddar
Mina Jafarpoor
Mohammad Karamimehr
Behnoosh Moshref
Naeem Naghizadeh
Aboutaaleb Nekooeyan
Azam Sadeghyan
Ali Taalebinezhaad

سياست اقتصادي و اقتصاد سياسي

Wednesday, April 18th, 2007

economyPolitics.jpg سياست اقتصادي و اقتصاد سياسي

نوشته: غلامرضا اله دادی
روزنامه شرق فارس
1385

 سالگرد هفته دولت فرصتي است تا عملكرد دولتمردان از طرف مطبوعات مستقل مورد نقد و بررسي قرار گيرد. در اين ميدان دولت مردان با استفاده از تريبونهائي كه در اختيار دارند به شرح عملكرد خود مي پردازند كه مسلما ابعاد مثبت را مورد نظر قرار مي دهند. در اين ميان نقش مطبوعات به خوبي نمايان ميشود تا با گوشزد كردن خطاها و اشتباهات به تعديل و اصلاح رفتار ها بپردازد.

متا سفانه برخي ساده اند يش تحت تاثير تبليغاتي قرار مي گيرند كه دائما سعي مي كند با مقدس كردن افراد و ديد گا ههايشان در تمام زمينه ها، راه هر گونه انتقاد را بر آنان ببندند. اين تفكر  خطرناك  درست بر خلاف آموزههاي ديني اسلام و تشيع است. آنها فراموش كرده اند كه دين آنان، اربا با من دون اله را نفي كرده است، فراموش كرده اند كه اولين پيشواي شيعيان به چه اندازه مردم را دعوت كرده تا خطاها و اشتباهات حكومتش را گوشزد كنند. او هرگز نام دولت خود را “دولت حقه كريمه”  نگذاشت تا منتقدانش، ناحق و شيطان تلقي شوند. البته جمله مشهور آقاي احمدي نژاد یعنی “انتقاد كنيد و جايزه بگيريد” بر خلاف ديدگاه برخي هوا خواهانش است، كه كم مانده برايش زيارتنامه بنويسند  و ملاقات كنندگانش را زوار بنامند. چاپلوسي و تملقهاي اغراق آميز بزرگترين بليه اي است كه جامعه را بايد از لوس آن پاك نمود. بايد صداقت كم هزينه و دروغ گوئي و فرصت طلبي و نان به نرخ روز خوري پر هزينه باشد نه بر عكس آن. چاپلوسي نشان از پستي و حقارت نفس انسانهاست و با هدف دين در كرا مت بخشي و عزت بخشي به  انسان درمغايرت است.

 دولت احمدي نژاد با شعار عدالت و مهر ورزي پا به عرصه قدرت گذاشت. عدالت شعاري است كه در هيچ تفكر، انديشه و مكتبي نفي نشده و به عنوان ارزشي انساني مورد پذيرش و قبول همگان قرار گرفته است. آنچه كه محل اختلاف قرار گرفته است، چگونگي تحقق عدالت و ابعاد آن است. ظلم بزرگ ماركسيستها به عدالت آن بود كه، عدالت را تنها در توزيع عادلانه  ثروت محدود كردند و براي توزيع قدرت، تئوري و برنامه اي ارائه نكردند. اين نقص موجبات شكل  گيري حكومتهاي مستبد و تماميت خواه را فراهم كرد. ظلم ليبراليسم به عدالت آن بود كه، عدالت را تنها در توزيع عادلانه قدرت و مهار آن محدود كرد. همين تحليل آنان را از ظلم واستثماري كه نصيب اقشا ري چون كارگران ميگرديد غافل نمود. نظريه توزيع عادلانه ثروت، بصورت صرف،  پس از چندين دهه، جز فقر وعقب ماندگي ارمغاني نداشت و نظريه توزيع عادلانه ثروت، درعمل به توزيع عادلانه فقر انجاميد. در نظامهاي ليبراليستي نيز توزيع عادلانه قدرت، بدون توجه به توزيع عادلانه ثروت عملا امكان استفاده از آزاديهاي سياسي اجتماعي را از طبقات محروم مي گرفت چرا كه فرصت و درآمدي براي استفاده از آن نداشتند.

علم اقتصاد به مفهوم امروزي كه معاني كيفي را به صورت كمي و رياضي درآورده است و هدف اقتصاد را رفاه عمومي قرار داده است  به زمان  زيادي بر نمي گردد.  اولين مكاتب اقتصادي  به زماني مربوط مي شود كه كشورهاي استعمارگراسپانيا و پرتغال شروع به مداخله در ديگر كشورها نمو دند. نظريه پردازان اقتصادي اين كشورها، كه به  سوداگران(leMerkantilism) معروف بودند، هدف از اقتصاد را نه پيشرفت اقتصادي جامعه، بلكه  تحكيم قدرت دولت مي  دانستند. بنابر اين تمام برنامه هاي اقتصادي را با اين  غايت دنبا ل  ميكردند.

در نيمه دوم قرن هجدهم ميلادي مكتب اقتصادي جديدي پا به عرصه گذاشت كه به نفي شيوه اقتصادي مركانتليستها پرداخت. آنها فيزيوكرات ناميده شدند (lePhysiocratie). نظريات اقتصادي آنان دخالت دولت در اقتصاد را به جزدر جهت تامين امنيت و عدالت رد مي  كرد .انها معتقد بودند نظام طبيعي بهترين نظامي است كه اقتصاد بايد براسا س آن باشد و دولت در آن دخالت نكند و تنها به روند طبيعي آن مدد رساند.

 فيزيو كراتها حضور سياست و اخلاق را در اقتصاد  نفي مي كردند و تئوري را پايه ريزي كردند كه  اقتصاد رفاه (leConomiedeBienEtre) نام گرفت. دكتر كنه و دوماندويل را مي توان از نظريه پردازان  فيزيو كرات نام برد .پس از ظهور نقص هاي تفكر فيزيو كرات كه عمدتا به استثمار و محروميت كارگران و شو رشهاي كارگري مربوط مي شد، مكاتب اقتصادي جديد سعي نمودند مشكلات و نارسايي هاي تفكرفيزيو كراتها  را بر طرف نمايند. آدام اسميت با بنيان گذاري مكتب اقتصادي كلاسيك  (leColoClassique) پيشرفت اقتصادي فردي را در گروي عدم مباينت آن  با منافع جامعه تلقي كرد و با نظريه تقسيم  كار تفاوتها را تئوريزه كرد. به مرور دانشمندان اقتصادي چون ريكاردو، فوريه و سيمون با تاكيد بسيار بر كار به عنوان اصلي ترين عامل ساخت كالا و سرمايه، وطرح تئوري تعاوني ها  ميراث خود را به نظريه پردازمشهور، كارل ماركس منتقل كردند. ماركس علاوه بر آن تحت تاثير انديشمند آلماني، هگل، به طرح ديدگاه هاي خود در كتاب سرمايه  پرداخت. ما ركس  با طرح نظرياتي چون ارزش اضافي، فلسفه ديالكتيك، مبارزه طبقاتي، سرمايه، تفسير مادي تاريخ، طبقه كارگر را به شورش و پيروزي بر عليه نظام سرمايه داري تشويق نمود وعده پيروزي داد كه نتايج تحقق اين ديدگاه در كشورهاي بلوك شرق درابتداي مقاله ذكر گرديد. البته نظامهاي سرمايه داري نيز تحت تاثير موج عظيم ماركسيست و شورشها و خود آگاهي طبقاتي كه در كارگران ايجاد شده بود، به تعبير شريعتي به سر عقل آمدند و با افزايش دستمزدها، رفاه نسبي، بيمه هاي اجتماعي، ايجاد اتحاديه هاي كارگري و صنفي وغيره، مانع از اضمحلال نظامهاي اقتصادي و سياسي خود شدند.

نگاه عبرت آموز به سير برنامه ها و تئوريهاي اقتصادي محقق شده در جهان مي تواند ما را از تكرار خطاهاي آنا ن مصون دارد و از اتلاف هزينه هاي هنگفت باز دارد. پس از انقلاب و مشخصا از دوران نخست وزيري دولت  مير حسين موسوي، دولت تحت تاثير فضاي انقلابي و تفكرشخص نخست وزير و اعضاء آن كه مجاهدين انقلاب اسلامي از آن جمله بودند، اقتصاد دولتي و دخالت دولت در تمام عرصه هاي اقتصاد را تحقق بخشيدند. روشي كه اگر به برنامه هاي اقتصادي مهاتير محمد در مالزي كه اتفاقا هم زمان با دولت موسوي طرح توسعه كشورش را آغاز كرد، نگاه كنيم به تفاوتهاي آن خواهيم رسيد. اگر چه جنگ هشت ساله ايران و عراق  را نبايد در اين دوران ناديده گرفت. در سال شصت و هفت هاشمي رفسنجاني تحت تاثير اقتصاد داناني كه بعدها به كارگزاران يا فيزيو كراتهاي جمهوري اسلامي موسوم شدند، اقتصاد بازار را كه خصوصي سازي و سياست تعديل، شاه بيت آن بود طرح و به اجرا  درآورد. اين اقدامات، اگر چه به توليد و خودكفائي در زمينه هاي مختلف  انجاميد ودر زمينه هائي چون انرژي هسته اي، پل سازي ااكتشافات، مدرنيزه شدن كشاورزي، صنايع نظامي و… گامهاي مهمي برداشته شد اما بي توجهي به  تغييرات فرهنگي سياسي واجتماعي حاصل از مدرنيزاسيون وعدم  حمايت جدي ازكساني كه در سياست تعديل واقتصاد بازار مورد آسيب قرار مي گرفتند و سوءاستفاده و ثروت اندوزي هاي نا مشروع برخي، نتوانست طبقات محروم را راضي نگه دارد. دولت خاتمي اگر چه در بعد اقتصادي بطور طبيعي مجري برنامه هاي اقتصادي پنج ساله اي بود كه از قبل طراحي شده بود اما با ايجاد فضاي بازتر در سياست توانست مقدار زيادي از انرژي متراكم در  دوران رفسنجاني كه ناشي از نارضايتي مردم بود  را آزاد كرده ونظام را  از تبعات آن مصون دارد. در دوران خاتمي ، تشتت آراء، درگيريهاي دائمي، ضعف برنامه ريزان اقتصادي  دولت، اختلاف وزراي اقتصادي ومقاومت سنت گرايان اقتصادي كه بازار را در خدمت خود و اقتصاد را در تجارت محدود مي ديدند مانع از تحقق برخي از برنامه هاي مدون اقتصادي شد. در دوران دولت احمدي نژاد در جهت تحقق شعار عدالت برنامه هائي به اجرا درآمده كه ميتوان به شباهتها و تفاوتهاي آن به تئوريهاي وبرنامه هاي اقتصادي محقق شده در ايران و جهان پي برد ومورد ارزيابي قرار داد.

دولت و خصوصي سازي:
دولت احمدي نژاد با برخي سياستهاي خود نشان داد كه در بعد اقتصادي روي خوشي به  خصوصي سازي نشان نميدهد. حملات شديد به بنگاه هاي خصوصي بزرگ، بسياري از آنان را در مناطقي چون هرمزگان و عسلويه به حالت نيمه تعطيل در آورد. ابلاغيه رهبري در اجراي عملي و سريع اصل چهل وچهار مبني بر خصوصي سازي، نشان داد سران نظام ازروند  مقاومت در برابر خصوصي سازي  رضايت ندارند وتشكيل كميته راهبردي  توسط رهبري، كه متشكل از وزراي پيشين بود، نشان داد سران نظام مقاومت در برابر پيوستن ايران به اقتصاد جهاني را از طرف دولتمردان بر نمي تابند.

سفر هاي استاني:
دولت معتقد است سفر هاي استاني مو جبات آشنائي دولت از نزديك با مشكلات مردم است و در اين سفرها طرحهائ عمراني و اقتصادي به تصويب مي رساند. مخالفين سفرهاي استاني  معتقد اند اين سفرها به علت تعطيلي ادارت كه ناشي از آماده سازي و استقبال است، اولا هزينه هاي زيادي را به مردم تحميل ميكند. دوم آنكه نمايندگان مردم و فرمانداران واستانداران از طرف آنان مسائل و مشكلات خود و نيازهاي منطقه خود را به دولتمردان منتقل مي كنند. سوم آنكه در حالي كه بودجه سالانه كشور هر سال توسط مجلس تصويب شده و در آن كل درآمد ها وهزينه هاي سالانه پيش بيني شده و به استانها از قبل بودجه اختصاص  داده شده، تصويب طرحهاي عمراني توسط دولت موضوعيت ندارد. اگر طرحها در بودجه سالانه منظور شده باشد كه ديگر نيازي به تصويب مجدد آن توسط دولت ندارد. اگر طر حهاي  مصوب دولت در در استانها، در بوجه سالانه منظور نشده باشد، بودجه اجراي طر حها از چه منبعي  تا مين خواهد شد.

اعطاي وام وتسهيلات:
دولت احمدي نژاد در راستاي هدف فقر زدائي و تزريق مسكن هاي فوري، اقدام به تاسيس بنگاههايي جهت اعطاء وام به اقشار كم در آمد نمود تا در مورد خريد مسكن، ازدواج و اشتغال به آنان ياري رساند. مخالفان اين طرح معتقد اند تزريق بدون حساب نقدينگي  به جامعه و عدم هدايت آن به سمت اقتصاد مولد، نه تنها به رفع معظلي ياري ميرساند بلكه افزايش نقدينگي موجبات افزايش تورم و نهايتا آسيب به اقشار كم درآمد را فراهم خواهد كرد. البته د ولت سعي كرد با سياستهاي انقبا ضي و فروش اوراق قرضه تا حدودي از عوارض سياستهاي انبسا طي خود بكاهد.

مهار گراني:
از مشكلات اساسي مردم افزايش گراني ها در كالاها و خدمات است. برخي از وزراي اقتصادي د رآستانه سال جديد وعده دادند كه از افزايش قيمتها در سال نو جلو گيري به عمل خواهند آورند. اما همگان با رشد بي سابقه قيمتها مواجه شدند. وزراي اقتصادي ابتدا مسئله گراني ها را از پايه منكر و به تبليغات دروغ مخالفان دولت نسبت دادند. سپس با بخشنامه سعي كردند آن را مها ركنند كه اين اتفاق نيفتاد و نشان داد اقتصاد دستوري و نيست و به عوامل متعدد بستگي داشته  وبه يك نگاه سيستماتيك نياز دارد.

مديريت تحليلي:
برخي كارشناسان مديريت دولت را مديريت تحليلي ميدانند نه سيستمي. آنها معتقد اند تصميمات دولت از آن جا كه بر اساس مديريت تحليلي است موجب شده دولتمردان ارتباط سياستها وااظهارات خود را برمسائل و مجموعه هاي ديگر ناديده انگارند و با برخي اقدامات، اظهارات و تغييرات موجبات تخريب ديگر مجموعه ها را فراهم كنند. بعنوان مثال تصميم دولت برعدم تغيير ساعت به دليل انطباق با ساعت شرعي، پس از آن نتايج خود را نشان داد، كه به علت كمبود ، كشور با قطع بيسابقه برق مواجه شد و سر درگمي و درد سر  زيادي را به علت ناهماهنگي ساعتها توسط ادارات و مراكز آموزشي، در بين والدين ايجاد نمود. يا يك اظهار نظر در مورد بالا رفتن تعرفه گوشي موبايل چه مقدار موجب افزايش قيمت آن گرديد. كارشناسان معتقداند دولت بايد با مديريت سيستمي ارتباط بين مجموعه ها و تاثير وتاثر انها را از همديگر در يابد ودر اقدامات و اظهارات خود اين مهم را در نظر گيرد.

مبارزه با رانت خوار ان و سوءاستفاده  كنندگان از بيت المال:
از شعار هاي دولت احمدي نژاد مبارزه با مفاسد اقتصادي است. اگر چه اين مهم قبل از او نيز مطرح شده است، اما  تا كيد دولت بر آن، اين انتظار را فراهم كرده است تا بطور مشهود و محسوس، دست سوءاستفاده كنندگان از بيت المال را كوتاه نمايند و آنان را از رانتهاي اقتصادي و اطلاعاتي محروم كند. مسلما اگر اين كار تما م عيار و غير گزينشي  و بدون در نظر گرفتن گروه و سلائق آنان باشد، حمايت اكثريت مردم را در پي خواهد داشت.

آنچه كه از نگاه به سيستمهاي اقتصادي و به اجرا درآمده در جهان ميتوان دريافت اين ااست كه اقتصاد دولتي جز فقر، رانت خواري و تمركز قدرت و ثروت، نتيجه اي در بر نداشته است و ورود به اقتصاد بازار جهانی سرنوشت محتوم كساني است كه سوداي رشد و توسعه را درسر دارند. اما اين ورود اگر با در نظر گرفتن وضعيت بومي واجتماعي جامعه نباشد و اقدامات حمايتي و زمان بندي شده را با خود به همراه نداشته باشد، حتي اگر رشد و پيشرفتي را به همراه  داشته باشد، از كسب رضايت اكثريت جامعه ناتوان خواهد بود.

مسابقه سودوکو 5: با جواب و نام شرکت کنندگان موفق آن

Tuesday, April 17th, 2007
sudokuVeryEasy04.gif SudokuVeryeasySolution04.gif
:پاسخ 81 رقمی سودوکو شماره 5 شیرین
218763954765194283394582761132946875489257316…
…576831429647325198923618547851479632

:کسانی که پاسخ صحیح خود را تا ظهر جمعه، 31 فروردین 1386 تحویل دادند
محمد اعتماددار
منصور اعتماددار
محمد حسين بازش
مينا جعفرپور
اعظم صادقيان
علي طالبي نژاد
فاطمه عاقل
بهنوش مشرف
نعيم نقي زاده
ابوطالب نكوئيان
حميد رضا هوشيار

The 81-digit answer for Shirin Sudoku No. 5 (VeryEasy4):
218763954765194283394582761132946875489257316…
…576831429647325198923618547851479632

List of participants who had sent their correct answer by
Friday, April 20, 2007
Fatemeh Aghel
Mohammad Bazesh
Mansour Etemaddar
Mohammad Etemaddar
Hamid Reza Hooshyar
Mina Jafarpoor
Behnoosh Moshref
Naeem Naghizadeh
Aboutaaleb Nekooeyan
Azam Sadeghyan
Ali Taalebinezhaad

آی آدمها”: شعری از زنده یاد، فریدون مشیری”

Tuesday, April 17th, 2007

moshiriLarge.jpg 

آی آدمها

 (شعری از زنده یاد، فریدون مشیری)

آی آدمها با صدای فریدون مشیری

موج می آمد چون کوه و به ساحل می خورد

از دل تیره امواج بلند آوا ،

که غریقی را در خویش فرو می برد و غریوش را فرو می کشت

نعره ای خسته و خونین بشریت را به کمک می طلبید:

آی آدمها ……آی آدمها! “

ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم

به خیالی که قضا، به گمانی که قدر بر سر آن خسته گذاری بکند

دستی از غیب برون آید و کاری بکند

هیچ یک حتی از جای نجنبیدیم

آستین ها را بالا نزدیم

دست آن غرقه درامواج بلا را نگرفتیم

تا از آن مهلکه شاید برهانیمش به کناری برسانیمش

موج می آمد چون کوه و به ساحل می ریخت

با غریوی که به خاموشی می پیوست

با غریقی که در آن ورطه به کفها ، به هوا ، چنگ میزد می آویخت

ما نمی دانستیم این که در چنبر گرداب گرفتار شده است

این نگونبخت که اینگونه نگونسار شده است

این منم، این تو، آن همسایه، آن انسان، این مائیم

ما همان جمع پراکنده همان تنها،  آن تنها هائیم

همه خاموش نشستیم و تماشا کردیم

آنصدا اما هرگز خاموش نشد

تا بدنیا دلی از هول ستم می لرزد !

خاطری آشفته است !

هر کجا دست نیاز بشری هست دراز!

آن صدا درهمه آفاق طنین انداز است !

آه، اگر با دل و جان گوش کنیم

آه، اگر وسوسه نان را یک لحظه فراموش کنیم

آی آدمها را می شنویم 

در پی آن همه خون که بر این خاک چکید

ننگمان باد این جان !

شرممان باد این نان !

ما نشستیم و تماشا کردیم !

در شب تار جهان!

در گذرگاهی تا این حد ظلمانی و توفانی!

در دل این همه آشوب و پریشانی !

این که از پای فرو می افتد …

این که بر دار نگونسار شده است…

این که با مرگ درفتاده است …

این هزاران وهزار که فرو افتادند …

این منم، این تو، آن همسایه، آن انسان، این مائیم

ما همان جمع پراکنده همان تنها،  آن تنها هائیم

این همه موج بلا در همه جا می شنویم

آی آدمها را می بینیم

نیک می دانیم دستی از غیب نخواهد آمد

هیچ یک حتی یکبار نمی گوئیم :

با پریشانی و نادانی اینگونه مدارا نکنیم!”

آستینها را بالا بزنیم !

دست در دست هم از پهنه آفاق برانیمش!

مهربانی را، دانایی را،  

به بلندای جهان بنشانیمش

آدمها …. موج می آید!”

سایت زیر شامل اشعار دیگری از مشیری می باشد: 

 آوای آزاد: فریدون مشیری

Can you read this text?

Saturday, April 14th, 2007

If yuo cna raed tihs, yuo hvae a sgtrane mnid too.
Olny 55% fo plepoe cna.

i cdnuolt blveiee taht I cluod aulaclty uesdnatnrd waht I was rdanieg. The phaonmneal pweor of the hmuan mnid, aoccdrnig to a rscheearch at Cmabrigde Uinervtisy, it dseno’t mtaetr in waht oerdr the ltteres in a wrod are, the olny iproamtnt tihng is taht the frsit and lsat ltteer be in the rghit pclae. The rset can be a taotl mses and you can sitll raed it whotuit a pboerlm. Tihs is bcuseae the huamn mnid deos not raed ervey lteter by istlef, but the wrod as a wlohe. Azanmig huh? yaeh and we awlyas tghuhot slpeling was ipmorantt!

Thanks to T. Mozaffari for forwarding it.

!شما میتوانید جوان بمانید

Friday, April 13th, 2007

cellDamage1.gif

شما میتوانید جوان بمانید!
(تحقیقات علمی حقایق حیرت آوری را در رابطه با تغییرات بدن انسان روشن می سازد)

نوشته: دکتر هنری لاج
18 مارس 2007
ترجمه: مهرسا

از دید بدن شما، سن طبیعی به هیچوجه طبیعی نیست. سن چیزی است که شما با روش زندگیتان آنرا تعیین می کنید. یک روش این است که شما به سلول هایتان بگویید تا برای ساخت یک بدن قوی و ذهنی خلاق، رشد کنند. بیایید به سن استاندارد آمریکایی ها نگاهی بیاندازیم. باربارا د.، در سن 34 سالگی صاحب بچه می شود، ورزش را ترک می کند و 50 پوند به وزنش افزوده میشود. باربارا خسته و ناامید، تصور می کند که جوانی، انرژی و اعتماد بنفس همگی در چهره ای که از خود در آینه می بیند، تعریف می شوند. جان م. 55 ساله در سراشیبی تند و لغزان یک زندگی بد گرفتار شده بود. از فشار کار و ساعات کاری طولانی گرفته تا خوردن شیریهای چاق کننده. او در وزن 255 پوندی، از درد زانو و کمردرد شکایت داشت. بعلاوه به فشار خون بالا و دیابت نیز مبتلا شده بود و زندگیش خیلی بد به نظر می رسید

جان و باربارا به سن پیری نرسیده اند اما آنها باعث فرسودگی بدنشان شده بودند. بیشتر افزایش سنها حاصل فرسودگی است که ما با عدم تحرک در زندگی، خوردن غذاهای فاقد ارزش غذایی و اضطراب به سلول هایمان تحمیل می کنیم. بله ما خودمان را پیر می کنیم و سرانجام خودمان را می کشیم. اما بدن ما طوری طراحی شده که بطور طبیعی به کندی فرسوده می شود و می خواهد سالم باشد. بیشتر آن چیزی که ما می بینیم و از آن هراسانیم فرسودگی است اما فرسایش یکی ازانتخابها در روش زندگی است. رشد انتخاب دیگر است.

بعد از دو سال ناراحتی، باربارا شروع به ورزش کرد و اکنون به بهترین تناسب اندام در طول زندگیش رسیده است. او اکنون یک دوره بدنسازی را با انجام ورزش های شنا، دوچرخه و دو، تمام کرده و در سن 37 سالگی احساس می کند که 20 ساله است. جان شروع به خوردن غذای بهتر و ورزش نمود که در ابتدا روند کندی داشت ولی به تدریج به آن عادت کرد. تا به حال 50 پوند وزن کم کرده و درد پاها و کمرش ناپدید شده و دیابتش از بین رفته است. جان اکنون 60 ساله است اما سلامتی بدن او مانند 30 ساله هاست. او روزی خواهد مرد اما احتمالأ تا آن زمان مانند یک مرد جوان زندگی خواهد کرد.

حقیقت بیولوژی بدن ما این است که برای حرکت ساخته شده. ورزش، سیستم اصلی فرستنده پیغامی است که به سلول ها می گوید که بجای نابود شدن رشد کنند. وقتی که ورزش می کنیم روند رشد به همه سلول های بدن ما میرسد و بطور عملی ما را جوان نگه می دارد. نه کمی جوان، بلکه بسیار جوان. افزایش سن بیولوژیکی طبیعی یک روند بسیار کند است. اگر تصمیم بگیرید که بدنتان را بکار بیندازید، شما می توانید در طول تمامی عمر خود با بدنی قدرتمند و سالم زندگی کنید.

بیایید یک قدم به عقب برگردیم و ببینیم که ورزش در رده سلولی چه کاری انجام می دهد. بدن شما از تریلیون ها سلول با حداکثر عمر چند هفته یا ماه ساخته شده اند که سلولهای قدیمی پس از مرگ، توسط سلول های جدید در یک چرخه پابان ناپذیر جایگزین می شوند. برای مثال سلول های چشایی به مدت چند ساعت، گلبول های سفید خون برای 10 روز، و سلول های ماهیچه در حدود سه ماه زندگی می کنند. حتی استخوان های شما به طور دائم حل و جایگزین می شوند. تعداد محدودی از سلول های اولیه کلیدی هر ارگان و سلول های مغز شما تنها سلول هایی هستند که ثابت می مانند. بقیه سلول های بدن بطور دایم جایگزین می شوند.

شما روزانه حدود 1% سلول های خود را جایگزین می کنید. این بدین معنی است که 1% بدن شما امروز کاملاً نو شده و فردا 1% دیگر آن نو میشود. اگر بدین ترتیب فکر کنید نتیجه می گیرید که بعد از سه ماه، کل بدن شما جایگزین(نو) میشود. این موضوع اگر چه کاملاً دقیق نیست اما به واقعیت بسیار نزدیک است. با این دید نگاه کنید: شما بدنی دارید که در مقایسه با سه ماه قبل ریه جدبد، کبد جدید، ماهیچه جدید و پوست جدبدی دارد. به پاهایتان نگاه کنید و بدانید که 3 ماه بعد شما صاحب پاهای جدیدی می شوید. نتیجه اینکه شما با روش زندگییتان تعیین می کنید که واقعاً جوان باشید یا پیر!
شما تعیین می کنید که آن سلول های تازه جایگذین شده، قوی یاشند یا ضعیف. شما تعیین می کنید که آنها بعد از جابجایی، روند رو به رشد داشته باشند یا رو به نابودی. برای سلول ها فرقی نمی کند که شما چه تصمیمی بگیرید. آنها راهی را دنبال می کنند که شما امر کرده اید: اگر ورزش کنید سلول هایتان قوی میشوند و اگر دست رو دست بیاندازید و بنشینید، شاهد نابودیشان خواهید بود.

سیستم بدنی برای بیلیونها سال در محیط طبیعت در حال روند تکاملی بوده است، در محیطی که تمامی حیوانات با دو مسأله مهم سلولی روبرو بوده اند. اول اینکه بسرعت رشد کنند و قوی شوند تا در فصل بهار که منابع غذایی و انرژی فراوانی را برای تأمین سوخت مورد نیاز ماهیچه ها، استخوان ها و مغز فراهم میشود آماده باشند. دوم اینکه در فصل زمستان لازم است این سلولها بسرعت رو به نیستی بروند زیرا منابع غذایی و انرژی ناپدید می شوند و نجات از گرسنگی کلید زنده ماندن است. شما ممکن است فکرکنید که غذا تعیین میکند سلولها چگونه رفتار کنند اما اینطور نیست. تحرک عاملی است که چگونگی عملکرد سلولها را مشخص میکند

اگر چه ما امروزه در خانه های خود زندگی میکنیم و زندگی بسک انسانهای اولیه را پشت سر گذاشته ایم، اما سلول های ما هنوز فکر می کنند که ما مثل انسانهای اولیه در صحرا و کوهستان زندگی میکنیم و هر روز برای زنده بودن تلاش می کنیم. در محل زندگی انسانهای اولیه هیچ یخچال، ماکروفر و یا سوپرمارکتی وجود نداشت. او برای گرسنه نماندن باید به شکار میرفت و یا هر روز بدنبال غذا میگشت. بدنبال یک روند تکاملی، تمامی این تحرک ها پیام رشد را به سلول ها می فرستند. بنابراین امروز وقتی ورزش می کنیم ماهیچه های ما موادی را ترشح می کنند و از طریق جریان خون به همه سلول ها می رساند تا به انها بگوید که رشد کنند. عدم تحرک نیز سبب ترشح موادی می شود که بطور پیوسته فرمان مرگ و فرسودگی را به سلول ها می رساند.

مردانی مثل جان، که پس از بی تحرکی با تلاش و حرکت خود به تناسب اندام رسیده اند، احتمال حمله قلبی خود را در طول 5 سال، به میزان 75% کاهش داده اند و زنان میزان این خطر را که بزرگترین عامل مرگشان است به 80% کاهش داده اند. هم زنان و هم مردان میتوانند با ورزش میزان قدرت پاهایشان در طی سه ماه، دو برابر کنند و بسیاری از ما میتوانیم در سه ماه بعد از آن، قدرت پاهایمان را مجددأ دو برابر کنیم. این حقیقت بدون توجه به اینکه شما 30 ساله هستید یا 90 ساله، صدق می کند. این یک معجزه یا معما نیست بلکه ویژگی بیولوژیکی بدنی است که شما فرمانده آن هستید!

احساسات پیام اصلی دیگری میباشند که سلول هایمان از آن فرمان میبرند و از لحاظ اهمیت برابر و یا حتی در جهاتی مهمتر از ورزش میباشد. یکی از کشفیات دهه اخیر این است که احساسات از همان طریقی سلول های بدن را تغییر می دهند که ورزش میدهد. عصبانیت، اظطراب و تنهایی پیام هایی برای نابودی سلول ها و بروز بیماریهای مزمن هستند. این احساسات منفی به همانند بیحرکتی بدن را ذوب میکنند. در عوض، خوش بینی، عشق و اجتماعی بودن باعث آغاز فرایند رشد میشوند و بدن، قلب و ذهن چدیدی را برای ما می سازند.

مردانی که پس از یک حمله قلبی، به آغوش خانواده برمیگردند، چهار بار کمتر احتمال دارد به حمله قلبی دومی دچار شوند. زنانی که در حال مبارزه با بیماریهای قلبی و سرطان هستند، در تعامل با دوستان و خویشاوندانشان بهتر بهبود پیدا میکنند. احتمال زنده ماندن بچه هایی که در آی سی یو هستند و بیشتر لمس میشوند، بیشتر است. در هر کجا بنگریم تأثیر احساسات را در بیولوژی بدنمان مشاهده می کنیم. همانند ورزش ما این انتخاب را داریم که با کسب احساسات عاطفی مثبت باعت رشد و توانمندی سلولهای خود شویم.

بله، هر روز ورزش کردن مشکل است و با وجود مشغله زندگی، یافتن وقت و انرژی برای حفظ روابط اچتماعی و عاطفی حتی از ورزش کردند هم سخت تر است. اما اگر عواقب سوء را در نظر بگیریم، واقف میشویم که ارزش انجام دادنشان را دارند. قدم بزنید و یا دو بروید و در مورد اینها فکر کنید. از نظر ژنتیکی، سلولهای ما بگونه ای طراحی شده اند که برای رشدشان لازم است که ما ورزش کنیم و رابطه عاطفی مثبتی با اچتماع اطراف خود داشته باشیم. مردم کم کم دارند به این حقایق میرسند ولی شما شاید نخواهید بیش از این صبر کنید. به باربارا، جان و میلیون ها انسان دیگری بپیوندید و زندگیتان را در جهت خوبی تغییر دهید. از امروز شروع کنید. سلول های بدنتان گوش به فرمان شما هستند.

دکتر هنری لاج استاد دانشکده پزشکی دانشگاه کلمبیا
و یکی از مولفان سری کتابهای سال دیگر جوانتر شوید! میباشد.

:مرجع انگلیسی این مقاله که در مجله پرید منتشر شده است
You Can Stop “Normal Aging”! by Dr. Henry S. Lodge

نقل و استفاده از این ترجمه بشرطی که منبع آن یعنی
موسسه علمی شیرین ذکر شود اشکالی ندارد.
http://www.shirin-center.org