Archive for September, 2007

بالکنی شیشه ای برلبه دره عظیم گرند کنیون

Tuesday, September 11th, 2007

grandCanyonSkywalkSmall.jpg

بالکنی شیشه ای برلبه دره عظیم گرند کنیون

با تشکر از: اقلیما

ترجمه: مینا جعفرپور

21 شهریور 1386

گرند کنیون اسکای واک“  بالکن/راهرو عظیم شیشه ای است که در ارتفاع 4000 فوتی در بالای رودخانه کلرادو و در لبه دره عظیم گرند کنیون ساخته شده است. فکر ساخت آن توسط  فردی بنام دیوید جین بوجود آمد و با سرمایه خصوصی بر روی ناحیه ای که تحت حیطه سرخپوستان آمریکا است بنا شده است.

ساخت آن در مارس  2004 میلادی شروع شد و در می 2005 آخرین آزمایشهای سازه ای آن با معیار های مهندسی  400 درصدی به پایان رسید. این بالکن شیشه ای قادر به تحمل وزن 71 هواپیمای بویینگ 747  با بار کامل را دارد (تحمل وزنی بیش از 32 میلیون کیلو گرم).

 این بالکن زیبا می تواند بادهایی  با سرعت فراتر از 100 مایل در ساعت را در 8 جهت و  زلزله ای با قدرت 8 ریشتر در فاصله 50 مایلی را بخوبی تحمل کند. بیش از 450 میلیون کیلوگرم فولاد در اسکلت این سازه بکار گرفته شده است.

برای درک عظمت  این سازه زیبا میتوانید نمایش تصویری آنرا که یک پاورپوینت 1.8 مگی است از سایت “موسسه علمی شیرین” در پیوند زیر دانلود کرده و ببینید:

نمایش اسلاید بالکن شیشه ای گرند کنیون( پاور پوینت،  1.8 مگ)

http://www.shirin-center.org/download/grandCanyonSkywalk.pps

grandCanyonSkywalkMap.gif

اطلاعات بیشتر:

Construction of Grand Canyon Skywalk (video)

U turn over Grand Canyon (CNN video report)

Helicopter tour of Grand Canyon Skywalk (video)

Grand Canyon Skywalk (VOA video report)

BBC Report of Grand Canyon Skywalk

The Official site of Grand Canyon Skywalk

Grand Canyon Skywalk (Wikipedia)

Grand Canyon (Wikipedia)

هدف از زندگی”: شعری از شیخ بهایی”

Tuesday, September 11th, 2007

purposeOfLife.jpg

هدف از زندگی

سراینده: شیخ بهایی

با تشکر از: احمد طالبی نژاد

21 شهریور 1386

همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن،  سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن

به مساجد ومعابد، همه اعتکاف جستن

دو لب از برای لبیک،  به وظیفه باز کردن

زمناهی ملاهی، همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن،  به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ یک را،  ثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی،  در بسته باز کردن

!تنفس عمیق: راز سلامتی روح، روان و بدن

Tuesday, September 11th, 2007

deepBreathing.gif 

تنفس عمیق: راز سلامتی روح، روان و بدن!

مترجم: مینا جعفرپور

21 شهریور 1386

ما هر روز بطور باور نکردنی  بیش از 200,000 بار بدون اینکه به آن فکر کنیم نفس می کشیم. اما آیا می دانستید که یک نفس عمیق و کنترل شده،  رمز اضطراب زدایی، آرامش و درمان تشنجات روحی و روانی است.

نفس عمیق و آهسته، قدرت عجیبی در آرام کردن بدن و ایجاد  آرامش درونی دارد. استفاده از این روش، که  قدمتی صد ساله دارد، می تواند بطور اعجاب آوری به سلامتی فکری، احساسی و فیزیکی بدن شما کمک کند.  نفس عمیق به عنوان یک وسیله قدرتمند برای کاهش اضطراب، فشارخون را کنترل کرده  و خطر حمله قلبی را کاهش می دهد. همچنین بطور بسیارمفیدی باعث تغییر روش زندگی گردد که برای موفقیت در کارهایی نظیر کاهش وزن و سیگار نکشیده الزامی است.

انجام این کار خیلی ساده است.  ابتدا در یک شرایط راحت قرار بگیرید، یا به پشت بخوابید و پاهایتان را خم کنید و یا بنشینید بطوری که کمرتان راست و راحت باشید. برای شروع، بر چگونگی نفس کشیدن خود تمرکز کنید. یک نفس آهسته  و عمیق  از طریق بینیتان بکشید. قفسه سینه شما در زمان دم  باید هوا را به درون بکشد و در زمان بازدم کوچک شود.

برای زدودن دغدغه های فکری، سعی کنید فرایند نفس کشیدن را در ذهن خود به تصویر بکشید و یا در حین بازدم  یک آوا را بخوانید یا کلمه ای  مانند  ”آه” را تکرار کنید. این فرایند را حداقل برای 10 دقیقه تکرار کنید و کم کم آنرا تا 20 دقیقه افزایش دهید و 2 بار در روز تکرار کنید. شما از احساس بهتری که پیدا می کنید و از اینکه چقدر میتوانید با این روش ساده  از اضطراب خود بکاهید، متعجب خواهید شد! 

منبع:

The secret of deep breathing

اطلاعات بیشتر:

Anatomy of breathing

جنگ تریاک و وفور سیگارهای آمریکایی در ایران

(Divorced Barbie) !باربی مطلقه

Tuesday, September 11th, 2007

divorcedBarbie.jpg 

باربی مطلقه!

با تشکر از: اقلیما

20 شهریور 1386

(باربی، Barbie، عروسکی نمادین از زنی غربی است که ارزشهایش در تجملات مادی خلاصه میشود.)

یک روز پدری در راه  برگشتن از کار به  خانه ناگهان به خاطرمی آورد که روز تولد دخترش است.  اوفورأ سر راه خودش را به فروشگاه اسباب بازی فروشی رسانده  و از فروشنده میپرسد:

“ببخشید، قیمت عروسک های باربی که در ویترینه، چنده؟”

فروشنده میگه:

” منظورتون کدومه،  آقا؟

  قیمت باربی ورزشکار 20هزار تومن،

باربی خریدکن  20هزار تومن،

باربی ساحلی  20هزار تومن،

 باربی رقاص  20هزار تومن،

باربی باله ای  20هزار تومن،

 باربی فضانورد  20هزار تومن،

 باربی اسکیت باز 20هزار تومن،

و باربی مطلقه 250هزار تومنه.”

پدر متحیرانه می پرسه:

” چی؟! چرا باربی مطلقه 250هزاز تومن و بقیه فقط 20 هزار تومنه؟”

فروشنده خانم که قدری عصبانی شده بود چشم قهره ای میره،  نفس عمیقی  می کشه و میگه:

 ” آقا…، باربی مطلقه شامل ماشین کن(شوهر قبلی باربی)، خونه کن، قایق کن، مبلمان کن، کامپیوتر کن، … و یکی از دوستان کنه!”.

اطلاعات بیشتر:

(در کشورهای غربی، خصوصأ آمریکا، قضات دادگاهای  طلاق میتوانند در صورت تمایل/ترفند زن،  تقریبأ تمام منابع مادی را از مرد گرفته و به زن مطلقه بدهند. متاسفانه زنان مهاجری که حاضرند شرافت و تعهد انسانی خود را به مادیات زندگی بفروشند، قادر بوده اند با سوء استفاده از دادگاههای غربی، از طلاق به عنوان دستاویزی برای تصاحب منابع مادی همسرانشان بهره گیرند.)

نمایش مکانیزم بیولوژیکی زنان برای تسلط  بر مردان و غصب اموال آنها، ویدئومستند

Barbie

Western Divorce

================================= 

Divorced Barbie!

One day a father gets out of work and on his way home, he suddenly remembers that it’s his daughter’s birthday. He pulls over to a toy shop and asks the salesperson,

“How much for one of those Barbie’s in the display window?”

The salesperson answers,

“Which one do you mean, sir?

We have:

Work Out Barbie for $19.95,

Shopping Barbie for $19.95,

Beach Barbie for $19.95,

Disco Barbie for $19.95,

Ballerina Barbie for $19.95,

Astronaut Barbie for $19.95,

Skater Barbie for $19.95,

and Divorced Barbie for $249.95.”

The amazed father asks:

“It’s what?!

Why is the Divorced Barbie $249.95 and the others only $19.95?”

The annoyed salesperson rolls her eyes, sighs, and answers:

“Sir …,Divorced Barbie comes with:

Ken’s Car, Ken’s House, Ken’s Boat, Ken’s Furniture, Ken’s Computer and …One of Ken’s Friends“.

:More Information

The biological mechanism used by women for possessing men’s belonging, real video

حیات کوچک خانه ما

Tuesday, September 11th, 2007

hayateKochekKhaneyeMa.jpg

حیات کوچک خانه ما

نوشته: الهام افتخار

20 شهریور 1386

در حیات خانه مان یک باغچه ی کوچک است که درخت های تنومندی در آن روییده است برگ های این درختان با وزش تند باد ترانه ای را می سرایند. ترانه ی زیستن ، باد آنها را به هر سو که دلش بخواهد می کشاند این برگها و این شاخه ها استقامت مقابله با باد را ندارند وبه ناچار تحت امر او به هر سو  می روند مانند انسان های فرو مایه ای هستند که افسار خویش را به دست شیطان داده اند و او آنها را به هر سو که بخواهد می کشاند در حیات خانه ما چندین پرنده زندگی می کنند و از برکات حیاتمان بهره مند می شوند یکی بلبلانند که صدای عشق سر می نهند ویکی گنجشکانند که با آوار خاص خود حمد خدای را به جا می آورند.  ماهها پیش پرنده ای به نام مینا هنگام اذان صبح می امد بر سر درخت کاجی که در خیابان بود می نشست و با ترانه وتسبیح خویش انسان غافل را به شرم وا می داشت هرگاه که او آواز سر می داد من عرق شرم بر پیشانیم می نشست و سرخی شرمساری بر گونه هایم متجلی می شد.

 در حیات خانه ما درخت اناری است که بعد از مدت ها امسال به بار نشسته است شاخه ها و بر گهای نسبتا کوچکی دارد که خدا به این برگها رنگ سبز تیره پاشیده است و آنها را متجلی خود ساخته است انارهای این فصل درخت کوچکند اما کوچکی آنها بزرگی اعتماد به نفس وعظمت جدیت درخت در به بار نشستن و میوه دادن را نشان می دهد همیشه چیزهای کوچک بیانگر کوچک و حقیر بودن خالق و مخلوق نیست بلکه چیزهای خیلی کوچک مانند مورچه آنچنان عظمت خالقش را نشان می دهد که وصف ناپذیر است .صدای آواز گنجشکان، صدای جوجه قناری ها که در طلب عشق از پدر و مادر خویش غذا می خواهند و صدای سکوت با صدای دهشتناک باد آنچنان به  هم آمیخته اند که انگار اتفاقی در شرف وقوع است. اما اتفاقی که همه از آن با خبرند و همه به دنبال آن هستند اتفاقی به نام زندگی ، زیستن ، بودن، باقی ماندن وعشق. این عشق است که همه موجودات  جهان را به تکاپو وحرکت وامی دارد و این صدای زندگی است آری عشق صدای زندگی است .

خورشید از پس آن ابرهای نازک و پربار، نور خود را به حیات خانه ما هدیه کرده است و نعمت روشنایی و دیدن را به ما ارزانی داشته است در هنگام غروب که در حیات خانه مان می نشینم و به آسمان نگاه میکنم قرمزی پرتو خورشید را می بینم که به چه زیبایی با آبی آسمان خدا آمیخته شده و منظره فوق العاده ای را ترسیم ساخته است .اطراف حیات خانه ما دیوارهایی است که زرد رنگ هستند و از تنهایی و اینکه سال ها همدمی نداشتند تا با او صحبت کنند همیشه ساکتند به نظر می رسد که سکوت در پوست و گوشتشان لانه کرده است و آنجا را آشیانه  خود ساخته است شاید این دیوارها صحنه ها و اتفاق های زیادی را به چشم دیده باشند اما سکوت به آنها اجازه  حرف زدن را نمی دهد.

درخت لیمویی در خانه همسایه کناریمان است که بلندی و قامت شاخ و برگهایش از دیوار خانه ما بیشتر است و به همین خاطر شاخه هایش از خانه ما پیداست برگهایش سبز کم رنگ و شاخه هایش نازک است و لیمویی بر سر ندارد. شاید از ثمردهی و به بار نشستن امتنا کره است مثل بعضی از آدم ها که در زندگیشان نه هدفی دارند و نه فایده ای فقط محیط را برای بقیه تنگ  کرده اند.

باد در گوشم چیزهایی را زمزمه می کند و با مهربانیش صورتم را نوازش  می دهد در گوشم چیزهایی را می گوید که رازها و غم های دلم است.  گاهی هم از دردهای مردم میگوید که ای کاش نمی گفت. انسانی که می تواند مقامش از فرشتگان هم بالاتر رود در کوچه های مشکلات چگونه زیستن هویت خود را گم کرده و خویشتن خویش را فراموش کرده است. آدم های شهر مااز صبح تا شامگاه بیدارند و اوقات میگذرانند ولی من ندیده ام که کسی از آنها در این روزهای که سپری می شود کمی به درون خود و کمی به مبدا خود بنگرد  و یا با عشق روزهایش را سپری کند. همه سر در آخور دنیا کرده اند و دو دستی این دنیای بی ارزش را چسبیده اند و غافلند از فردای خود. اما بی انصافی نباشد آدم های دور و اطراف من درونی زیبا و دلی پاک دارند و با عشق زندگی می کنند.

درباره نویسنده:

(خانم الهام افتخار عضو  موسسه علمی شیرین و دانشجوی رشته مدریت بازرگانی  میباشند.)

روایتی از “سرود ملی” ایران

Monday, September 10th, 2007

               soroudeMeli.gif

روایتی از “سرود ملی” ایران

با تشکر از: نامداران

19 شهریور 1386

(داستان زير مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت احمدشاه قاجار براي تحصيل به آلمان رفته بودند و از قول آقاي دکتر جلال گنجي فرزند مرحوم سالار معتمد گنجي نقل شده است.)

 ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد احمد شاه تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عده مان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.

چاره ای  نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به ‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد بصورت سرود خواند. بالاخره من (دکتر گنجي) گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي ‌فروش را همه بلديد؟ گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي ‌فروش که سرود نمي‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم:

عمو سبزي ‌فروش . . . بله.  سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.”

فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ”بله” بود که همه با صداي بم و زير مي‌خواندیم.  همۀ شعر را نمي‌دانستيم. با توافق همديگر، “سرود ملي” به اين‌صورت تدوين شد:

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

سبزي کم‌فروش! . . . . بله.

سبزي خوب داري؟ . . بله.

خيلي خوب داري؟ . . . بله.

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

سيب کالک داري؟ . . . بله.

زال‌زالک داري؟ . . . . . بله.

سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.

شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم یک ‌شکل و یکرنگ از مقابل امپراطور آلمان، “عمو سبزي ‌فروش” خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از “بله” گفتن ما به هيجان آمدند و “بله” را با ما همصدا شدند، به‌ طوري که صداي “بله” در استاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت.

منبع:

فصلنامۀ “ره‌ آورد” شمارۀ 35، صفحۀ 286 – 287

اطلاعات بیشتر:

تاريخچۀ “سرود ملي” در ايران (سایت پرند)

نماهنگ (swf)  اولین “سرود ملی” ایران (ایران کلیپ)

تاريخچۀ “سرود ملي” در ايران (آهنگ زمانه)

(ماه گرفتگي انفجاری (خبرعلمی ناسا

Thursday, September 6th, 2007

explodingLunarEclipse.jpg

ماه گرفتگي انفجاری

(خبرعلمی ناسا: 27 اوت 2007)

مترجم: ابوطالب نکوییان

ویرایشگر: مینا جعفرپور

(عکس: تصویر ذهنی برخورد یک شهاب سنگ به ماه)

بیشتر مردم  ماه گرفتگي ها را به خاطر زیبایی سکوت شب های آن دوست دارند. بيل کوک، فضانورد ناسا، نظر متفاوتي دارد: او به جای سکوت، عاشق  انفجار است!  در صبح سه شنبه، 6 شهريور 1386، سايه زمين براي 90 دقيقه ماه  را مي  پوشاند. در این سایه تاریک در ماه، کوک اميدوار است موفق به ضبط نورهای  ناشی از  انفجارهای برخورد  شهاب سنگ ها به ماه و تکه تکه شدن انها شود. کوک رئيس دفتر محيط شهاب سنگ ناسا(NASA’s_Meteoroid_Environment_Office,_MEO)  واقع در مرکز فضايي مارشال مي گويد: ” ماه گرفتگي بهترين زمان براي تماشای چنین انفجارهایی میباشد.” کره ماه به مدت بيش از 2 ساعت در سايه زمين خواهد بود و سطح تاريکي را با وسعت بيش از7 ميليون مايل مربع برای مشاهده انفجارهای ناشی از برخورد  شهاب سنگ ها با آن، مهیا می سازد.

انفجار هاي ماه چيز جديدي نيستند. گروه کوک، کره ماه را از اواخر سال 2005 ميلادي مورد بررسي قرار داده اند  و آنها تا کنون 62 برخورد را گزارش کرده اند. او مي گويد: ” شهاب سنگ هايي که جذب کره زمين می شوند، در طی گذشتن از جو زمين، فقط یک  نور خطي بي خطري را تو ليد می کنند. اما ماه جوي ندارد و در نتیجه شهاب هاي ماه به سطح آن برخورد می کنند.” این برخوردها معمولأ انرژي حدود 100 کيلو گرم مواد منفجره تی.ان.تی آزاد کرده  و حفره هاي چند متری  توليد مي کنند که فوران های نوری ناشی از آنها  به قدري روشن هستند که از فاصله 240 هزار مايلي بر روي کره زمين و بوسيله تلسکوپ هاي معمولي نيز قابل دیدن میباشند. دانيل موزر یکی از اعضاي گروه MEO  مي گويد: “  تقريبا  نزديک نیمی  از برخوردهائي را که ما مي بينيم حاصل  بارش های  شهابي معمولي نظیر Perseids و Leonids هستند. نیم ديگر شهابهایی هستند که مربوط به دنباله يا سيارک خاصي نمی باشند.

 moonImpactMap.jpg

(نقشه ای از محل برخورد شهابها در کره ماه که بوسيله گروهMEO  از تاريخ دسامبر 2005 رصد شده اند.)

رصدخانه  MEO که در مرکز فضايي مارشال در هانتس ويل ايالت آلاباما واقع است، داراي 2 تلسکوپ 14 اينچي مجهز به دوربينهاي قابل به  فيلمبرداري در نور کم مي باشد. موزر و همکارش ويکتوريا کافي صبح سه شنبه آماده به کار خواهند بود. در طول این ماه گرفتگي، آنها اميدوار هستند که شهاب های نا مرئی هليون (Helion) را رصد کنند. کوک مي گويد: ”  شهابهاي هليون از سمت خورشيد مي آيند که رصد آنها را بسيار مشکل مي کند.”  آنها بیشتر اوقات نزديک به ظهر در آسمان عبور  میکنند، یعنی زماني که نور خورشيد براي ديدن این شهابها بسیار شدید است.

یک لحظه صبر کنيد. شهاب از طرف خورشيد؟ کوک  توضيح مي دهد: “خود خورشيد منبع آنها نیست!” ما معتقديم که شهابهاي هليون از ستارگان دنباله دار قديمي اطراف خورشید سرچشمه می گیرند که رد پایی از ذرات و گرد و خاکهای خود را در نزدیکی خورشید بجای گذاشته اند. ولی هيچ کس نمي تواند در این مورد مطمئن باشد زیرا تحقیق در مورد  شهابهای هليون بسیار مشکل میباشد. منجمان تنها تعداد کمی از آنها را در زمان کوتاهی قبل از طلوع یا غروب خورشید می بینند. تلاش برای بررسی شهابهای هليون بوسیله رادار در طول روز نا موفق بوده است زیرا مداخله  انفجارهای رادیویی خورشیدی و امواج فرستنده های رادیویی زمینی، هر دومیتوانند  تشخیص امواج رادیویی شهابهای هلیون را امکان ناپذیر سازند.

meoObservatory.jpg 

(رصد خانه MEO در مرکز فضايي مارشال)

در طول این ماه گرفتگي، آن بخشی از سطح کره ماه که از کره زمین به شکل صورت یک انسان به نظر میرسد،  (The_Man_in_the_Moon) دقیقاً در مقابل خورشيد قرار خواهد گرفت. موزر می گوید: “این بهترین موقعیت جغرافیایی برای مشاهده برخورد شهابهای هلیون با ماه است.  بعلاوه با وجود سايه زمين که مقداري تاريکي ايجاد مي کند، ما بايد بتوانيم هر انفجاري را بطور کاملاً واضحی مشاهده کنیم.” او اضافه مي کند: ” مشاهده برخورد شهابهاي هليون به سطح ماه و تحقيق در مورد آنها  اطلاعات بیشتری در مورد اندازه، سرعت و میزان نفوذ آنها به ما خواهد داد. و در نتیجه کمکی خواهد بود برای هدف MEO در مودر تخمین میزان صدمات احتمالی ناشی از  برخورد شهاب سنگ ها با فضاپيماها و یا فضانوردانی میشود که قرار است در آینده در کره ماه مستقر شوند.”

هيچ کس تا حالا برخورد با ماه را درطول يک چنین گرفتگي هایی را نديده است،  اما کوک مي گويد: “برای هر اتفاقی یک بار اولی وجود دارد.”  در انتظار اخباربعدی ناسا در مورد نتایج این مشاهدات باشید!

منبع:

Exploding Lunar Eclipse( NASA News: Aug. 27, 2007)

  :اطلاعات بیشتر

A Meteoroid Hits the Moon (NASA News: June 13, 2006)

An Explosion on the Moon (NASA News: Dec. 23, 2005)

:درباره مترجم

(آقای ابوطالب نکوئیان عضو  موسسه علمی شیرین و دانشجوی رشته نرم اقزار کامپیوتر میباشند.)

کدام غبار؟” و “گرک”: شعرهایی از شادروان فریدون مشیری”

Tuesday, September 4th, 2007

angelBaby.gif

“کدام غبار؟”  و  ”گرگ”

سراینده: شادروان فریدون مشیری

با تشکر از: حامد پیشوایزدی

در رابطه با مطلب “دو گرگ، نبردی در درون ما“، آقای حامد پیشوایزدی شعر بسیار زیبا و بجای “گرگ” از فریدون مشیری را به ما معرفی کردند که ما آنرا همراه با شعر پر محتوای “کدام غبار؟“ به شما تقدیم می کنیم. بعلاوه شما میتوانید با شنیدن دکلمه این اشعار زیبا با صدای گرم فریدون مشیری از رو خوانی آنها بیشتر لذت ببرید.

“کدام غبار؟”

با جوانه ها، نوید زندگی است.

زندگی: شکفتن جوانه هاست.

هر بهار، از نثار ابرهای مهربان

ساقه ها پر از جوانه می شود

هر جوانه ای شکوفه می کند

شاخه چلچراغ می شود

هر درخت پر شکوفه، باغ

کودکی که تازه دیده باز می کند، یک جوانه است

گونه های خوشتر از شکوفه اش،

چلچراغ تابناک خانه است.

خنده اش بهار پر ترانه است،

چون میان گاهواره ناز می کند.

ای نسیم رهگذر، به ما بگو

این جوانه های باغ زندگی،

این شکوفه های عشق،

از سموم وحشی کدام شوره زار

رفته رفته خار می شوند؟

این کبوتران برج دوستی،

ازغبارجادوی کدام کهکشان

گرگ های هار می شوند؟!

humanWolf.jpg

“گرگ”

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک

وانکه از گرگش میخورد هردم شکست

گرچه انسان مینماید، گرگ هست

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟

اطلاعات بیشتر:

دکلمه شعر کدام غبار و گرگ با صدای فریدون مشیری

دو گرگ، نبردی در درون ما

فریدون مشیری

(Shirin Sudoku 24) سودوکو 24 شیرین

Tuesday, September 4th, 2007

classicsudoku9x9_veryhard04_solution-001.gif classicsudoku9x9_veryhard04_puzzle-001.gif

سودوکو 24 شیرین: جمعه، 16 شهریور  1386

Shirin Sudoku 24: Friday, 7 Sep. 2007 (Very hard 4)