Archive for July, 2008

پروژهای علمی برای دانشجویان دبیرستانی

Thursday, July 31st, 2008

scienceProjec.jpg

پروژهای علمی برای دانشجویان دبیرستانی

نوشته: صفدر

11 مرداد 1387

امسال پس از پایان دوره  دبیرستان،  از مسئولان وبلاگ شیرین درخواست کردم که برای انتخاب یک پروژه علمی مناسب، سایت هایی را به من معرفی کنند. بدنبال آن منابع مفیدی در اختیارم گرفت که از آن  برای ارتقائ دانش خود در اینترنت استفاده کردم. در اینجا سعی میکنم تجربیات خود در این زمینه را فهرست کنم  زیرا بر این باورم که این نکات می تواند برای دانش آموزان دبیرستانی علاقه مند نیز بسیار مفید باشد.

1. اگر دانش آموز هستید، خواندن پایان نامه دانشجویان ممکن است برای شما مشکل باشد. بنابر این نوشته هایی که در حد فهم خودتان است انتخاب کرده و بخوانید.

2. مطالبی را بیابید که در کنار بازی و سرگرمی به شما آموزش  علمی دهند.

3. از منابع انگلیسی استفاده کنید زیرا کشورهای صنعتی قبلآ چنین راههایی را طی کرده اند.

4. اگر آموزش همراه با کار عملی باشد موثر تر و بسیار لذت بخش خواهد بود.

نمونه ای از پیوندهای  مفید علمی:

http://scienceclub.org/scifair.html

http://www.cool-science-projects.com/high-school-science-fair-projects.html

http://science.discovery.com/fansites/howitsmade/howitsmade.html

http://jackstargazer.com/

http://scitoys.com/

http://www.sciencetoymaker.org/

(امروز زندگی را آغاز کن! (شعری از پابلو نرودا و یادی از احمد شاملو

Friday, July 25th, 2008

pabloNerudaBlack.jpg

امروز زندگی را آغاز کن!

سراینده: پابلو نرودا

مترجم: احمد شاملو

با سپاس از: فرناز

2 امرداد 1387

سراینده این شعر پابلو نرودا، سیاستمدار و شاعر نامدار اهل شیلی است که در سال 1971 جایزه ادبیات نویل را از آن خود کرد. وی زندگی قابل تقدیر و پر فراز و نشیبی دارد که جزئیات آنرا میتوانید در پایان این شعر بخوانید.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر سفر نكنی،

اگر كتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نكنی.

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی

اگر برده‏ عادات خود شوی،

اگر هميشه از يك راه تكراری بروی،

اگر روزمرّگی را تغيير ندهی،

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سركش،

و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند

و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،

دوری كنی!

تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی،

آن را عوض نكنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،

اگر ورای روياها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات

ورای مصلحت‌انديشی بروی.

امروز زندگی را آغاز كن!

امروز مخاطره كن!

امروز كاری كن!

نگذار كه به آرامی بميری!

شادی را فراموش نكن!

shamlooBlackWhite.jpg

امروز، چهارشنبه 2 مرداد 1387، هشتمین سالگرد درگذشت روانشاد احمد شاملو است که این شعر پر محتوای پابلو نرودا را با بهره گیری از زبان شیوای خود به فارسی ترجمه کرده است. به دعوت کانون نويسندگان ايران قرار بود که در این روز مراسم یادبودی در آرامگاه  شاملو در امامزاده طاهر کرج برگزار شود که متأسفانه عوامل رژیم احمدی نژاد از آن جلوگیری کردند. جزئیات بیشتر در این مورد را میتوانید در پیوندهای زیر بخوانید:

از برگزاری مراسم يادبود احمد شاملو جلوگيری شد! (رادیو فردا)

“برای حمله به مراسم شاملو دائم به پليس فشار می آوردند” (فریبرز رییس دانا)

جلوگیری از برگزاری سالگرد شاملو (بی بی سی)

اطلاعات بیشتر:

معرفی پابلو نرودا (ویکی پدیا)

احمد شاملو (ویکی پدیا)

مجموعه شعرهای منتخب وبلاگ شیرین 

نامه ای از لندن

Thursday, July 24th, 2008

letterFromLondon.jpg

نامه ای از لندن

نوشته: علی طالبی نژاد

3  مرداد 1387

علیزاده طوسی یک ایرانی که سالهاست ساکن لندن میباشد. او که علاوه بر آگاهی ژرف از مسائل اچتماعی و فرهنگی ایران، در مورد دنیای غرب و بخصوص انگلیس نیز اطلاعات زیادی دارد، مدتهاست که روزهای جمعه برنامه ای تحت عنوان “نامه ای از لندن” در بخش فارسی رادیوی بی بی سی اچراء میکند. در این برنامه ها، او هر هفته با صدای خودش به بیان یکی از تجربه های شخصی و یا برداشت هایش میپردازد که در آنها ابتدا داستانی را بصورت بسیار دلنشین و زیبایی بیان کرده و بعد به نقد و تحلیل مسئله اچتماعی و یا فرهنگی مربوط به آن میپردازد و به این ترتیب اطلاعات زیادی را به شنونده منتقل میکند.  

به علت جذاب بودن این برنامه، همواره تلاش میکردم که آن برنامه را از دست ندهم ولی همیشه موفق به این کار نمیشدم. خوشبختانه مدتی است که سایت اینترنتی بی بی سی برنامه های “نامه ای از لندن” علیزاده طوسی را آرشیو میکند که علاقمندان میتوانند در زمان دلخواه خود از طریق پیوند زیر  به متن کامل کتبی  یا فایل صوتی آن دسترسی پیدا کنند:

صفحه آرشیو “نامه ای از لندن” در سایت بی بی سی

پیوند بالا در حال حاضر حاوی بیش از 90 نمونه از برنامه های آرشیو شده “نامه ای از لندن” علیزاده طوسی میباشد که طیف وسیعی از مطالب مختلف اچتماعی و فرهنگی را در بر میگیرد و شنیدن آنها میتواند برای هر ایرانی بسیار مفید ودر عین حال لذت بخش باشد. برای مثال توجه شما را به مطالب  زیر جلب میکنم که هر کدام کمتز از 5 دقیقه میباشد:

مواظب وزن خود باشید!

کبوتر با کبوتر باز با باز!

مرده شو این آب و هواشان را ببرد!

راستی، چه غوغایی خواهد شد!

بیایید، خبرکش دولت بشوید!

اکثریت مهاجر و اقلیت بومی

دهکده بینی، تعصّب، و جهان بینی!

رواقیها و مشّاییها

شعرهایی برای پیغام گیر تلفن

Tuesday, July 22nd, 2008

answeringMachine.jpg

شعرهایی برای پیغام گیر تلفن

با سپاس از: فرناز

1 امرداد 1387

سبک حافظ :

رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور!

تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور!

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام

زآن زمان کو باز گردم خانه خود غم مخور!

سبک سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ

فلک را گر فرصتی دادی به دستم

سبک فردوسی:

نمی باشم امروز اندر سرای

که رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب

چو فردا بر آید بلند آفتاب

سبک خیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد

ممنون توام که کرده ای از من یاد

رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش

آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!

سبک منوچهری:

از شرم به رنگ باده باشد رویم

در خانه نباشم که سلامی گویم

بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت

زان پیش که همچو برف گردد رویم!

سبک مولانا:

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!

شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم!

برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود

فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!

سبک بابا طاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت!

الهی مو به قوربون صدایت!

چو از صحرا بیایم نازنینم

فرستم پاسخی از دل برایت!

سبک نیما:

چون صداهایی که می آید، شباهنگام از جنگل

از شغالی دور، گر شنیدی بوق

بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم

در فضایی عاری از تزویر

ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه

پاسخی گیرد ز من از دره های یوش

سبک شاملو:

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت

سنگواره ای از دستان آدمیت

آتشی و چرخی که آفرید

تا کلید واژه ای از دور شنوا

در آن با من سخن بگو

که با همان جوابی گویم

تآنگاه که توانستن سرودی است

سبک سایه:

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان

دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان

گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد

به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان

سبک فروغ:

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی

دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم

و آستانه پر از عشق می شود

و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند

…سلامی دوباره خواهم داد

سراینده این اشعار با اقتباس هنرمندانه ای  از سبک آن شاعران، آثار زیبایی را خلق کرده اند که جای تقدیر دارد. هر چند که سایت های زیادی این آثار را منتشر کرده اند ولی ما هنوز سراینده حقیقی این آثار را پیدا نکرده ایم. در صورتی که در مورد اطلاعی دارید به info@shirin-center.org  بفرستید تا امتیاز لازم را به آنها منسوب کنیم.

اطلاعات بیشتر:

مجموعه شعرهای منتخب وبلاگ شیرین

گنجور: گنجینه رایگان اشعار فارسی

تحصیل در آمریکا و پارک زنانه تهران

Tuesday, July 22nd, 2008

womenPark.jpg

تحصیل در آمریکا و پارک زنانه تهران

(مصاحبه با رادیو و تلویزیون و ترفندهای آش رشته ای و آشپزخانه ای مسئولان آن)

نوشته: علی طالبی نژاد

با سپاس از: نام آوران

31 تیر 1387

در اواخر تابستان سال 1380 که آوازه موسسه علمی شیرین پس از راه اندازی و مدریت بسیارموفق بزرگترین و مجهزترین رصد خانه و مرکز نجوم آماتوری در جنوب کشور، در ایران پیچیده بود، تلفنی از تهیه کننده وقت رادیو جوان در تهران دریافت کردم که هدف آن دعوت از من برای شرکت در یک برنامه زنده رادیویی بود. در آن زمان محمد خاتمی رئیس جمهور بود و با وجود اینکه همه جا صحبت از به اصطلاح “فضای باز سیاسی ” و “گفت و گوی تمدن ها”  بود من این دعوت را قبول نکردم. روز بعد یکی از مقامات بالاتر رادیو و تلویزیون ملی ایران با من تماس گرفت و علت مخالفت مرا جویا شد که در پاسخ گفتم: “با توجه به سابقه ای که از رادیو و تلویزیون ایران بخاطر دارم تصور نمیکنم استقلال موسسه علمی شیرین از هر ارگان و یا سازمان دولتی قابل قبول و یا درک باشد و در نتیجه مصاحبه من بصورتی مورد سانسور قرار نگیرد.” این مقام گفت که “در حال حاضر آقای علی لاریجانی مسئول رادیو و تلویزیون هستند و ما قول میدهیم که سانسوری در این برنامه زنده صورت نگیرد.” و بر اساس این قول من نیز این دعوت را قبول کردم.

شب موعود فرا رسید و من وارد استودیوی رادیو جوان شدم و در برنامه زنده آنها شرکت کردم. مجری برنامه شروع کرد به پرسیدن سوالات ازقبل آماده شده خود (بدون هیچ اطلاع قبلی به من). سوالات در زمینه های مختلف  از جمله موسسه علمی شیرین و شخص من به عنوان مسئول آن بود که من نیز در کمال صداقت به آنها پاسخ گفتم تا اینکه نوبت رسید به این سوال: “چرا برای تحصیل به آمریکا رفتید و چگونه مخارج خود را در آنجا تأمین کردید؟” و من در پاسخ چنین گفتم:

“من که رتبه سوم در بین حدود 100 نفر از فارغ التحصیلان دوره لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف را کسب کرده بودم و به علاوه از دانشگاههای رده اول جهان از جمله ام.آی.تی آمریکا، مک گیل کانادا و امپریال کالج لندن نیز پذیرش دوره دکترای مهندسی داشتم از وزارت علوم تقاضای بورس تحصیلی در قبال تعهد به استادی در ایران کردم. اما متأسفانه به دلیل باند بازیهای حاکم بر وزارت علوم و روند گزینش آنها مرا از بورس تحصیلی که حق مسلم من بود محروم ساختند. در نتیجه بنابر ملاحظات مالی مجبور شدم که کم هزینه ترین آن دانشگاهها را که در آن زمان امپریال کالج بود، انتخاب کنم و با قول کمک مالی اعضای  خانواده برای ادامه تحصیل راهی لندن شوم. در طی چند هفته ای که قبل از شروع ترم و در اواخر تابستان مشغول گرفتن کلاس های زبان انگلیسی در لندن بودم، بطور اتفاقی یکی از استادان سابقم از دانشگاه صنعتی شریف به بنام دکتر محمد پیران را در امپریال کالج دیدم که به من توصیه کرد با توجه به داشتن پذیرش ام.آی.تی. باید تحصیل در امپریال کالج را فراموش کرده و حد اکثر سعی خود را برای رفتن به آمریکا بکنم. وی درجواب اینکه شهریه و مخارج زندگی درام.آی.تی. را نمیتوانم بدهم گفت که نگران آن نباشم زیرا حتمأ میتوانم از آنها بورس تحصیلی بگیریم. پس از اینکه پیشنهاد دکتر پیران را قبول کردم،  بزرگترین مسئله و نگرانیم گرفتن پذیرش از سفارت آمریکا در لندن بود زیرا هنوز جو بدی به علت عواقب ناشی از بحران گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران در عالم حاکم بود و.”

در این لحظه بود که ظاهرأ این حرفها به مزاق کسی خوش نیامده بود واز اتاق فرمان، مصاحبه زنده بلافاصله  قطع شد و به جای آن شروع به پخش یک موسیقی زنده کردند و پس از آن نیز مجری شروع کرد به پخش یک برنامه از قبل تعیین شده در مورد “آش رشته!” (اگر کسی آن مصاحبه ضبط شده را برای ما بفرستد،  سپاسگزار خواهیم شد و با کمال میل فایل صوتی شنیدنی آنرا روی این وبلاگ قرار خواهیم داد.)

در اینجا لازم است که از استاد سابقم در دانشگاه صنعتی شریف، دکتر محمد پیران، تقدیر کنم. وی که در آن زمان به علت جو مسموم سیاسی مجبور به ترک ایران شده بود و در امپریال کالج لندن مشغول بکار بود در حالی اصرار داشت که من برای ادامه تحصیل به ام.آی.تی. بروم که خود از فارغ التحصیلان امپریال کالج لندن بود! هر کجا هست یادش گرامی باد زیرا با تشویق او من در اوج بحران گروگان گیری توانستم که یک روزه از سفارت آمریکا در لندن ویزای تحصیلی  بگیرم. وقتی به آمریکا رسیدم، دانشگاه ام.آی.تی نیز به من بورس تحقیقاتی کاملی داد که توانستم تمامی مخارج زندگی و تحصیل خود را برای دوره فوق لیسانس و دکترا از محل آن پرداخت کنم. 

تا حالا حتمأ از خودتون پرسیده اید که این داستان چه ربطی دارد به تأسیس پارک زنانه در تهران!؟ موضوع اینست که چند روز قبل، پیوند ویدئویی بدستم رسید که به نظر میرسد که در آن نیز به خانم تهمینه میلانی، کارگردان فیلم های برجسته ای نظیر “نیمه پنهان“، قولهای توخالی مشابهی در مورد عدم سانسور داده بودند. در این برنامه تلویزیونی بنام “صبح بخیر، ایران“، خانم میلانی سعی دارد بصورت جسورانه ولی منطقی و با ارائه دلایل متعدد ثابت کند که تاسیس یک “پارک زنانه در تهران” حرکتی تبلیغاتی بوده که درجهت منافع جامعه و خصوصأ زنان نمیباشد. مجری برنامه که مرتبأ سعی در قطع صحبت های خانم میلانی دارد در نهایت بصورت بسیار مزحکی بحث را کاملأ عوض کرده و شروع میکند به صحبت کردن در مورد “آشپزخانه!” شما باید این ویدئو را خودتان ببینید تا بتوانید بهتر در مورد آن قضاوت کنید:

ویدئو مصاحبه تلویویونی خانم تهمیه میلانی با برنامه “صبح بخیر ایران” در مورد “پارکهای زنانه

چندین هزار نفری که از نزدیک با فعالیت های موسسه علمی شیرین آشنا بوده اند بخوبی دلایل خانم تهمینه میلانی را درک خواهند کرد زیرا آنها همواره شاهد بوده اند که چگونه برابری کامل وعملی زن و مرد در آن موسسه نه تنها آنرا به مرکزی بسیار پویا بدل کرده بود بلکه در عین حال به سالم ترین محیط اچتماعی در شهر نیز تبدیل شده  بود که در آن زن و مرد میتوانستند نظیر دو انسان برابر کار کنند و لیاقت خود را بدون پیش داوری و تبعیض عملأ نشان دهند. این داستان تنها یادآور یکی از دلایلی است که باعث شد رژیم احمدی نژاد، موسسه علمی شیرین را به تعطیلی بکشاند زیرا این موسسه را که اصول برابری،  دموکراسی، و آکاه سازی و پویایی را عملأ پیشه کرده بود در منافات با وجود خود میدانست. برای توضیحات بیشتر آن میتوانید پیوند زیر را ببینید:

چرا و چگونه رژیم احمدی نژاد “موسسه علمی شیرین” را بست؟