یک مادر سرسخت

amyPalmieroRun.jpg oneToughMama.jpg

یک مادر سرسخت

(داستان یک دونده رکورد دار ماراتن، که پای چپش را ازدست داد اما نه قدرت، روحیه و سرعتش را!)

نویسنده: سارا باتلر

مترجم: مهرسا

وقتی ایمی پالمیرو- وینترز برای آخرین بار در مسابقه دو ماراتن بستن سال 1993 دوید، جوان 20 ساله بی خیالی بود. در آن زمان  در حالیکه او به آسانی سخت ترین سربالایی ماراتن بستن را پشت سر میگذاشت، از خود می پرسید که چرا سایر دوندگان آنرا سخت میدانستند؟ در مقایسه با تمرینات دویی که در میان تپه های زادگاهش، میدویل پنسیلوانیا واقع در90 مایلی شمال پیتسبرگ، داشت، دویدن در سربالایی نیوتن در بستن که مشکل ترین قسمت مسیرمسابقه است، کارساده ای بود اما حدس نمی زد که رکورد 3  ساعت و 16 دقیقه ای آنروزش به مدت 13 سال بهترین رکورد باقی بماند.  

آوریل امسال، پالمیرو- وینترز34 ساله، با رکورد 3:04 جدیدش در شیکاگو و با آمادگی بیشتر برای مقابله با سر بالایی ها، به بستن بازگشت. اکنون او  مادر مجردی با دو بچه،  جوشکاری با 50 ساعت کار در هفته و … البته فراموش کردم که بگویم یک معلول (بدون پای چپ از ناحیه زانو به پایین) است. در سال 1994 ماشینی در جلوی موتور سیکلت او  ظاهر شد و پای چپ او خرد کرد. در مدت دو ماهی که او در بیمارستان بستری بود، پزشکان سعی در ترمیم پای له شده او کردند ولی به او گفته شد که دیگر هرگز قادر به دویدن نخواهد بود.

 پالمیرو- وینترز در حالی به زادگاهش بازگشت که چندین استخوان پایش را از دست داده بود و قوزک پایش به سختی کار می کرد. او می گوید: ” شماره پای من 7.5  بود اما بعد از تصادف 4.5 شد و  هر روز ضعیف تر و خمیده ترشد. کفش های معمولی اندازه پایم نبودند.” بنابراین او کفش ورزشی کوچکی خرید و ماراتن 1995کلمبوس را بدون آمادگی و تمرین قبلی  با زمان 4:03  به پایان رساند.

در طول 2 سال و پس از 25 جراحی، پایش را از 3 اینچ زیر زانو قطع کردند. یکی از دوستان او، الن پپیسلی، می گوید: “چند روز قبل از قطع پایش از او در مورد حالش پرسیدم زیرا نگران اوضاع روحی او بودم. او مستقیم  به چشمانم نگاه کرد و گفت:” “الن، در مقابل مشکلاتی که مردم دارند، این اتفاق مثل از دست دادن یک ناخن شکسته است.”

شاید او از ابتدا انسانی قدرتمند به دنیا آمده بود: پالمیرو- وینترز سه ماه زود تر از موعد و با وزن کم 2 پوند و 11 انس بدنیا آمد و وقتی فقط 4 پوندی به خانه فرستاده شد زیرا به دسنگاه نگه داریش در بیمارستان لگد میزد. شاید تمام اینها به خاطر بزرگ شدن در خانواده ای سرسخت باشد. ( لری، پدر ایمی به دخترش که بعد از تصادف در بیمارستان بستری بود گفت که او به قرص مسکن نیازی ندارد.) شاید چنین روحیه ای  به خاطر دویدن در مقابل بادهای شدید پنسیلوانیای غربی در او به وجود آمده است. اما دلیل آن هر چه هست، یکدندگی با شخصیت او جوش خورده و کوتاه آمدن در مقابل درد جز برنامه او نیست.

پالمیرو- وینترز چندین پای مصنوعی را امتحان کرده بود تا در سال 2004 پایی را پیدا کرد که توانست با آن بدود. آن پای مصنوعی برای پیاده روی ساخته شده بود و اندازه کاملاً مناسبی نداشت. در نتیجه باعث شد که در محل اتصال آن پایش تاولهای زیادی بزند وانجام تمرینات معمولی را برایش غیر ممکن سازد. اما  او با آن رقابت دو بین المللی اسور 2005 (نیمه ماراتن معلولان پا)، با زمان 1:57 به پایان رساند.

در سال 2006، پالمیرو- وینترز با شرکت “اعضای مصنوعی پیشرو” (A_Step_Ahead_Prosthetics) که کار اختصاصی آن ساخت پای مصنوعی برای معلولین فعال است، تماس گرفت. او با یک پای مصنوعی مناسب، تمرینات مداوم خود را شروع کرد و با زمان 3:26 دقیقه ای در کیلیولند، رکورد قبلی زنان معلول زیر زانو را که 3:52 دقیقه بود، شکست. سپس در اکتبر گذشته  با زمان 3:04 دقیقه در شیکاگو دوید. او می گوید: ” بسیار هیجان زده شده بودم. فرصتی یافتم که دوباره ورزشکاری که میدانستم میتوانم باشم، شوم. ” هدف بعدی او شکست رکورد 3 ساعته ماراتن بستن و هدف بلند مدت او زمان 2:47 دقیقه برای برگزیده شدن در رقابت های المپیک است.

بزرگترین سرمایه او، به گفته دکترش (اریک شفر)، اراده فکری اوست.  پالمیرو- وینترز بر این باور است که می توان بسیاری از چیزها را با طرز فکر کنترل کرد. او امیدوار است که افراد با دیدن دویدن او افکار نادرستشان را از ذهن بزدایند. او می گوید: ” بله اتفاق نا گوار می افتد اما مهم طرز برخورد شما با آن است. پای از دست رفته من هرگز بر نمی گردد اما غصه خوردن هیچ چیزی را عوض نمی کند و من باید این واقعیت را درک کرده و با آن کنار بیایم. به من نعمتی داده شده و من احساس می کنم باید به بدنیا نشان دهم که با آن چه میتوانم بکنم.

منبع اصلی:

One Tough Mama, by Sarah Lorge Butler, Runners World, May 2007, Page 22-26

 منابعی برای اطلاعات بیشتر:

Amy Palmiero-Winters Official Site

Life Has No Limits for Amy Winters, Triathlon Champion

2 Responses to “یک مادر سرسخت”

  1. mehrsa Says:

    وقتی ایمی پالمیرو- وینترز در آستانه از دست دادن پایش به دوستش می گوید: ” در مقابل مشکلاتی که مردم دارند، این اتفاق مثل از دست دادن یک ناخن شکسته است.” به یاد آنروزی می افتم که به خاطر یک سرماخوردگی تمام روز خودم را به خواب آلودگی و بیکاری گذراندم. و یا آنروز یا روزهایی که یک اتفاق کوچک برای توقف زندگی معمولیم کافی بود. ما میتوانیم از آنچه داریم احساس خوشبختی کنیم. پس از در نظرگرفتن اینکه اگر پای من را در روزهای بیکاری و اتلاف وقتم، به ایمی داده می شد، از آن چه استفاده خوبی میکرد، مصمم شدم زندگی بهتری را با آنچه دارم برای خود، خانواده و اجتماعم بسازم. و سطح مقاومتم را با لا ببرم

  2. محمد هادی خادم الحسینی Says:

    سلام . خواهشمند است مرا برای تهیه یک پای مصنوعی راهنمایی فرمایید .با تشکر خادم الحسینی

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.