!عشق يعني هرگز نگويي: متأسفم

love2.jpg

عشق يعني هرگز نگويي: متأسفم!

گردآورنده: ماه در آب

2 مهر 1386

عشق و ازدواج

شاگردي از استادش پرسيد عشق چيست؟

 استاد گفت به گندم زار برو و پرخوشه ترين گندم را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار يادت باشد كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني بازگشت. استاد پرسيد چه آورده اي؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ!!! هرچه جلو تر مي رفتم خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پر پشت ترين تا انتهاي گندم زار رفتم. استاد گفت عشق يعني همين.

شاگرد پرسيد پس ازدواج چيست؟

استاد به شاگرد گفت به جنگل برو و بلند ترين درخت را بياور ولي به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب بازگردي. شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با يك درخت برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد؟ و او در جواب گفت كه به جنگل رفتم و اولين درخت بزرگي را كه ديدم، انتخاب كردم، ترسيدم كه اگر باز هم جلو تر بروم دست خالي برگردم. استاد گفت: ازدواج هم يعني همين

عشق و دوست داشتن

عشق در لحظه پديد می آيد٫ دوست داشتن در امتداد زمان٫ اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است. عشق معيارها را در هم می ريزد ٫ دوست داشتن بر پايه معيارها بنا می شود. عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گيرد. عشق قانون نمی شناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه يی از قوانين عاطفی است. عشق فوران می کند چون آتشفشان و شره می کند چون آبشاری عظيم اما دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای بر بستری با شيب نرم.

عشق در نمی زند، مودب نيست، حرف شنو نيست، درس خوانده نيست، درويش نيست، حسابگر نيست، سر به زير نيست، مطيع نيست. عشق ديوار را باور نمی کند، کوه را باور نمی کند، گرداب را باور نمی کند، زخم دهان باز کرده را باور نمی کند، مرگ را باور نمی کند.

عشق و دوست داشتن از پی هم می آيند، اما هرگز در يک خانه منزل نمی کنند. عشق انقلاب است و دوست داشتن اصلاح. ميان عشق و دوست داشتن هيچ نقطه مشترکی نيست. از دوست داشتن به عشق می توان رسيد و از عشق به دوست داشتن. اما به هرحال این حرکت از خود به خود نيست، از نوعی به نوعي است، از خميره يی به خميره يی … و فاصله ای ابديست ميان عشق و دوست داشتن، که برای پيمودن اين فاصله يا بايد پريد يا بايد فرو چکيد.

عشق مثل نفس كشيدن

در عشق، ابهامي وجود ندارد. ابهام، در ماست. نه تشريفاتي در عشق هست و نه فرضياتي فلسفي.عشق، رهيافتي ساده و مستقيم به زندگي ست. كلمه ي ساده و بي پيرايه ي عشق،  معجزه اي را در خود نهفته دارد،  مهم نيست كه به چه كسي عشق مي ورزي، متعلق عشق موضوعيت ندارد. آنچه مهم است اين است كه بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپري كني، همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت، بي استثنا نفس مي كشي. نفس كشيدن هدفي را دنبال نمي كند،  عشق نيز خواهان چيزي جز خود نيست. اگر با دوستي هستي، نفس مي كشي. اگر در كنار درختي نشسته اي، نفس مي كشي.  اگر در آب شنا مي كني، نفس مي كشي. يعني هر كاري كه مي كني، با نفس كشيدن همراه است. عشق نيز بايد همين ويژگي را داشته باشد، يعني بايد هسته ي مركزي همه ي كارهاي تو باشد. عشق بايد طبيعي باشد، مثل نفس كشيدن.  در واقع، عشق همان نسبتي را با روح دارد كه نفس كشيدن با جسم.

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم بهتر است که آن را خرج لطافت یک لبخند یا نوازشی عاشقانه کنیماز عشق الهام بگيریم و با حقيقت زندگي کنیم تا به آرامش برسیم.

اطلاعات بیشتر:

Triangular theory of love

3 Responses to “!عشق يعني هرگز نگويي: متأسفم”

  1. Polaroid T737 Says:

    Amazing message.
    I guess you’ll comment my diary..
    Bye

  2. Polaroid T737 Says:

    Great message.
    I hope you’ll comment my blog..
    Sayonara

  3. Shirin Science Center Weblog وبلاگ_موسسه_علمی_شیرین » Blog Archive » … و اما عشق Says:

    […] عشق يعني هرگز نگويي: متأسفم! […]

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.