(ای من (شعری از منصور

redTulipAmongWhites.jpg

ای من

سراینده: منصور

11 بهمن 1386

ای من! 

اين باور تو بود

 گفتي رهيدي وحسرت شادي بر دل شيطان گذاشتي

اين باور تو بود كه داور وتنها نشسته ايی

هر چيز غير توست گوئي كه دشمن است

حالا بخواب هستي وشتابنده كاروان

آنگاه دير ميشود، كه شادی به سفره شيطان گذاشتي

اي بيخبر ديو درون لگد كوب كی شود يك لحظه كافي است

تا لحظه اي كه سر بر زمين نا گذاشتي

اين اسب سركش است، رام تو كی شود؟

حالا كه به لوح دل خط طلائي من، من نگاشتي

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.