(معبد پیر(شعری از نسرین شکوهی

nasrinShekoohi.jpg

“معبد پیر”

سراینده: نسرین شکوهی

با سپاس از: مینا جعفرپور

23 اسفند 1386

گوئی از گرته یک حادثه پا می گیرد

این رسوبی که سراپای،  فرا می گیرد

این شب باکره که در نفسش روزنه ایست

این هوایی که به تن بوی عذا می گیرد

به گناهی که نکردی در و دیوار انگار

از چپ و راست گریبان تو را می گیرد

آخر این قسمت مجهول که من در آنم

آخرین قسمت خود را زکجا می گیرد؟

بعد نالید پی پیچش نخ،  اینهمه درد

توی این یک گرهِ وازده جا می گیرد؟!

بازدستی که کرخت از تب این زمزه بود

دامنِ  زنگیِ  قفل زده را می گیرد

راست می گفت کسی، در تن این معبد پیر،

دستها گاه به دامان خدا می گیرد؟!!

کاش بی رخصت هر معجزه لب بگشایی

در حرمسای لبان تو دعا می گیرد

حس موهومِ به هم خوردن یک باورِ سرد

ته این غائله را گرچه فرا می گیرد

بین تردید و گره های به سرسختی قفل

دستها باز در مقبره را می گیرد.

در باره سراینده:

خانم نسرین شکوهی شاعر اهل فسا هستند که از سال 1374 شروع به سرودن کردند و در پاییز 1381اولین کتاب شعر خود تحت عنوان “با من، اما …” را منتشر کردند.

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.