(روزگار غریبی است! (شعری از شاملو

shamlooYoungRed.jpg

روزگار غریبی است!

سراینده: زنده یاد احمد شاملو

با سپاس از: مهرسا

27 اردیبهشت 1387

دهانت را می بوییند مبادا که گفته باشی دوستت می دارم،

دلت را می بوییند،

 روزگار غریبی است نازنین!

 و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد!

در این بن بست کج و پیچ سرما،

 آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند،

به اندیشیدن خطر مکن،

 روزگار غریبی است نازنین!

 آنکه بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد!

آنک قصابانند بر گذرگاه ها مستقر،

 با کنده و ساطوری خون آلود،

 روزگار غریبی است نازنین!

 و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند و ترانه را بر دهان،

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد!

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس،

روزگار غریبی است نازنین!

ابلیس پیروز مست، ‌سور عزای ما را بر سفره نشسته است،

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد!

اطلاعات بیشتر:

پخش این شعر با دکلمه احمد شاملو + ترانه خوانی داریوش اقبالی ( سایت راوی حکایت باقی)

دانلود این شعر با دکلمه احمد شاملو + ترانه خوانی داریوش اقبالی ( 5 مگ، *.wma)

احمد شاملو ( ویکیپدیا)

سایت رسمی احمد شاملو

One Response to “(روزگار غریبی است! (شعری از شاملو”

  1. mehregan Says:

    روز گار غریبی است نازنین.
    روح شاملو شاد باد

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.