(گله ميکرد ز مجنون ليلي (طنز

leiliMajnoonPoem.png 

گله ميکرد ز مجنون ليلي (طنز)

با سپاس از: فرناز

10 اسفند 1387

گله ميکرد ز مجنون ليلي

که شده رابطه مان ايميلي

حيف از آن رابطه انساني

که چنين شد که خودت ميداني

عشق وقتي بشود داتکامي

حاصلش نيست بجز ناکامي

نازنين خورده مگر گرگ ترا

برده يا دات نت و دات ارگ ترا

بهرت ايميل زدم پيشترک

جاي سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگين است

به درک گر غم من سنگين است

به درک رابطه گر خورده ترک

قطع آنهم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از اين ايميلم

که به اين رابطه هم بي ميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول کن

همه را جاي  OK کنسل کن

 OFF  کن کامپيوتر را جانم

يار من باش و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست

روي کاغذ بنويسش با دست

نامه يک حالت ديگر دارد

خط تو لطف مکرر دارد

خسته از  font و ز format شده ام

دلخور از گِردِلي @ (ات) شده ام ….

کرد ريپلاي به ليلي مجنون

که دلم هست از اين سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هرچه گفتي که بکن خواهم کرد

زودتر پيش تو خواهم آمد

هي مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتي تو عزيزم ليلي

ديگر از من نرسد ايميلي

نامه اي پست نمودم بهرت

به اميدي که سرآيد قهرت

منابع:

این شعر طنز (بدون ذکر سراینده) در 6 نوامبر 2007 در IranProud.Comمنتشر شد.

Leave a Reply

You must be logged in to post a comment.